ابعاد فرسودگي شغلي:/پایان نامه درباره فرسودگي شغلي

دانلود پایان نامه

مهمترين نشانه هاي فرسودگي شغلي ( بر اساس نتايج تحقيقات موس، 1981)

عملكرد شغلي تغييرات رفتاري شاخهاي جسمي
1)كاهش كارآمدي (صرف زمان زياد براي انجام دادن يك كاري كه در عين حال با بهره وري ناچيز همراه است)

1) تحريك پذيري فزاينده

1- انواع سردردها
2)كاهش علاقه نسبت به كار 2) تغييرات خلقي 2- اختلال در خواب
3)كاهش ظرفيت براي حفظ عملكرد اثر بخشي در مواردي كه فرد تحت فشار رواني قرار گرفته است 3)كاهش تحمل ظرفيت براي ناكامي 3- كاهش وزن
4- انعطاف ناپذيري فزاينده فكري (تفكر بسته و غيرقابل انعطاف) 4)افزايش سوء ظن به ديگران 44ـ اختلالهاي معدي- روده اي
  5) آمادگي بيشتر براي قبول خطر

6) تلاش براي خوددرماني (با داروها و مواد مخدر)

5- فرسودگي شغلي

 

ابعاد فرسودگي شغلي:

با توجه به پيشرفت هاي روز افزون وپياپي در مدل هاي تئوري ومطالعات گوناگون تجربي ، دانش تحقيق در مورد فرسودگي شغلي هنوز کامل نشده است. ولي آنچه از پژوهش ها به دست آمده ، مفهومي از فرسودگي شغلي به عنوان “علايم روان شناختي در پاسخ به عوامل بين فردي وپايدار تنش زاي محيط کار “تلقي مي شود .دکتر ده بزرگي ابعاد اصلي فرسودگي رواني ناشي از کار را موارد زير مي داند:

1-خستگي عاطفي:خستگي عاطفي بعداصلي در فرسودگي شغلي است که حضور آشکارتري در اين معضل پيچيده دارد.زماني که افراد فرسودگي شغلي را در ارتباط با خود با ديگران توضيح مي دهند .منظور آنان، بيشتر عامل خستگي است.

خستگي بيشترين مورد گزارش شده در پژوهش ها ونيز بيشترين مورد تجربه شده توسط اشخاص مورد ارزيابي است.هويت مهم عامل خستگي در فرسودگي شغلي ،سبب شده که برخي بر اين عقيده شوند که دو جنبه ديگر که در زير اشاره مي شودعامل فرعيوغيرضروري تلقي شوند.هرچند خستگي، تنشهاي ناشي از فرسودگي شغلي را منعکس مي نمايداما قادر نيست تا موارد انتقاد برانگيز رابطه افراد با کارشان را بيان کند.خستگي عاطفي چيزي نيست که به آساني آزمايش شودبلکه در احساس و عملکرد فرد به عنوان علامتي براي مقابله با کار بيش از حد ، ديرتر خود را نشان مي دهد.وهمين امر سبب مي شود تا در خدمات عمومي و بهداشتي ، توانايي فرد در ارائه خدمات کاهش يابد.

2-مسخ شخصيتي وبدبيني:

عاملي است که با ناديده گرفتن توانايي هاي فرد در ارائه خدمات شغلي ،باعث ايجاد فاصله ميان فرد و            گيرنده هاي اين خدمات مي شود. در نتيجه نااميدي افزايش مي يابد و فرد نسبت به کارش فاصله مي گيرد وارتباطش با شغل خود را کاهش مي دهد.”سردي روابط”يک واکنش نسبتاسريع به خستگي است و روابطي محکم بيت خستگي و بدبيني و مسخ شخصيتي تلقي مي شود.

3-احساس بي فايده بودن وناکارآمدي :

موقعيت و شرايط کاري همراه با نيازهاي دايم وخسته کننده، بدبيني با خستگي عاطفي را تحت تاثير قرار داده واحساس کارآمدي و موثر بودن را از شخص مي گيرد.از آنجا که عزت نفس يعني ميزان و چگونگي “احترامي “که براي خود قائليم و اعتماد به نفس يعني ميزان اعتمادمان به توانايي ها و پتانسيل هاي خود ، يک محصول تلقي مي شوند(محصول ،کار خوب و پرفايده) طي فرسودگي شغلي تا حدزيادي کاهش مي يابد.چرا که به واسطه خستگي رواني ناشي از کار ، احساس کارآمدي و فايده مند بودن خود را از دست داده ايم ، بنابراين طبيعي است که عزت نفس و اعتماد به نفس مان نيز کاهش يابد.ترس از آينده (براي مثال ترس از اخراج کاري) و انتقادهاي مکرراز سوي افراد بالا دست(براي مثال تحکم انتقادگونه کارفرمانسبت به کارگر) به تخريب هر چه بيشتر عزت نفس و اعتماد به نفس ودر نتيجه کاهش روز افزون احساس “بي فايدگي و ناکار آمدي”منجر خواهد شد.( شريفي،1386).

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.