ارزش بازار سرمایه:”پایان نامه درباره اقلام تعهدی و سهام “

ارزش بازار سرمایه و عدم تقارن اطلاعات :

ارزش بازار کل سرمایه [1] معیار اندازه شرکت می‏باشد که برابر است با قیمت سهام ضربدر تعداد سهام جاری( سهامی که تصویب شده، منتشر شده و توسط سرمایه گذاران خریداری شده است) یک شرکت عام .

همانطور که مالکیت سهام بیانگر مالکیت شرکت می‏باشد، ارزش بازار سرمایه می‏تواند بیانگر افکار عمومی از ارزش خالص شرکت و همچنین عامل تعیین کننده ای در ارزیابی سهام می‏باشد.

قیمت سهام خود به تنهایی یک منبع اطلاعاتی درباره ارزش آتی شرکت می‏باشد.قیمت سهام حاوی اطلاعات ارزنده درباره سودآوری آتی سهام می‏باشد. یک شاخص برای این که قیمت سهام حاوی اطلاعات ارزنده می‏باشد یا نه، اندازه شرکت می‏باشد. می‏توان انتظار داشت که قیمت سهام شرکت‏های بزرگ از قیمت سهام شرکت‏های کوچک آگهی دهنده تر باشد.زیرا رسانه‏های گروهی اخبار مربوط به این شرکت‏ها را بیشتر منتشر می‏کنند، در نتیجه قیمت بازار آن‏ها به میزان زیاد منعکس کننده اطلاعات می‏باشد.

تعریف ساده ی افشا، انتقال و ارائه اطلاعات اعم از مالی و غیرمالی، کمی یا سایر اشکال مرتبط با وضعیت و عملکرد مالی شرکت است. این افشا در صورتی که به واسطه یک منبع مقرراتی و وضع کننده قوانین الزامی شده باشد، افشای اجباری گفته می‏شود. همچنین، افشا به طور ضمنی بیانگر ارائه حداقلی از اطلاعات در گزارش‏های شرکت است به نحوی که بتوان به وسیله آن ارزیابی قابل قبولی از ریسک‏ها و ارزش نسبی شرکت به عمل آورد و کاربران اطلاعات را در این زمینه یاری نمایند.

هزینه تهیه و گردآوری اطلاعات جزئی به طور نسبی برای شرکت‏های کوچک بالاتر از شرکت‏های بزرگ است. زیرا، در شرکت‏های بزرگ چنین اطلاعات برای گزارشگری داخلی به مدیریت تهیه شده است. بنابراین، افشای چنین اطلاعاتی هزینه اضافی در پی خواهد داشت. احمد و نیکولس [2]معتقدند که تولید و انتشار اطلاعات، فعالیت هزینه بری است و احتمالا شرکت‏های بزرگ منابع و کارشناسان لازم برای انتشار صورت‏های مالی با سطح افشای بالا و بالطبع تبعیت بیشتر از مقررات افشا را دارند. بنابراین می‏توان نتیجه گرفت که در شرکت‏های بزرگ، هزینه هر واحد اطلاعات افشا شده کاهش می‏یابد و در نتیجه شرکت‏های بزرگ افشای بیشتری انجام می‏دهند. اُسوه ـ اَنسا بیان می‏کند که با توجه به امکانات اقتصادی در تولید و ذخیره اطلاعات، شرکت‏های بزرگ به طور نسبی تمایل به صرف منابع بیشتری برای تولید اطلاعات دارند و افشای اطلاعات در شرکت‏های بزرگ بیشتر از شرکت‏های کوچک است(سجادی و همکاران،1388).

هادگسون و کلارک[3] (2000) نشان دادند که هر چه میزان سود شرکت در طی چند دوره زمانی نوسان کمتری داشته باشد و با یک روند منظم به افزایش خود ادامه دهد، سرمایه گذاران ارزش بازار بیشتری را برای سهام این نوع شرکت قائل می‏شوند. این موضوع باعث شد تا آن‏ها در پی یافتن شرکت‏ها یی باشند که این ویژگی در آن مشاهده شود. آن‏ها درصدد برآمدند تا شرکت‏ها را بر حسب ارزش بازار سهام آن‏ها به دو دسته کوچک و بزرگ طبقه بندی و سپس بررسی کنند که آیا ارزش بازار سرمایه شرکت (که معرف اندازه شرکت است) می‏تواند نشان دهنده نوسانات سود و جریان نقدی باشد. نتایج آن‏ها نشان داد که در شرکت‏های بزرگ، میزان نوسان در سود کمتر و بنابراین معیار بهتری برای سنجش عملکرد شرکت‏ها محسوب می‏شود. از طرف دیگر چارتیو[4] و دیگران در سال 2001 با بررسی تاثیر اندازه بر روی سود و جریان‏های نقدی و بازده سهام شرکت‏ها به این نتیجه رسیدند که رابطه میان سود و بازده غیرمنتظره سهام شرکت‏ها در شرکت‏های بزرگتر، کاهش می‏یابد. اما این میزان کاهش در روابط بین جریان‏های نقدی و بازده سهام شرکت‏ها مشاهده نمی‏شود(ظریف فرد و نظامی،1383).

بنابراین شرکت‏های بزرگتر بیشتر مورد توجه تحلیل گران و نشریات مالی بوده و به دلایل کسب مشروعیت، افشای بیشتری می‏کنند و اغلب اطلاعات شفافی در ارتباط با آن‏ها وجود دارد، که در نهایت منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعات می‏شوند(مهرانی و بهبهانی،1389).

 

 

[1]Market Captalization

[2] Ahmed&Nicholls

[3] Hodgson&Clarke

[4] Charitou