امپرسیو نیسم و برندسازی:/پایان نامه درباره شعار تبلیغاتی بانک

دانلود پایان نامه

سبک امپرسیو نیسم [1]در برندسازی:

نامی است که به سبکی از نقاشی پدید آمده در دهه 1870 در فرانسه اطلاق می شود و به طور معمول اولین و موثرترین نهضت در میان نهضت های هنر مدرن است.هدف امپرسیونیسم ها دستیابی به نوعی طبیعت گرایی متعالی است که از طریق تجزیه شدت و ضعف رنگ و ارائه بازی نور بر سطح اشیا حاصل می شود.

در برندسازی نیز،تهیه کنندگان به شدت به دنبال بازی رنگ ونور در نشان ها و لوگوها هستند.آنها برندها و نشان ها را با شفافیت کامل و غرق در نورها و رنگ هایی کاملا طبیعی به نمایش می گذارند.

در این سبک برندسازی سعی می شود ،مزیت های نام و نشان به صورت تکه های رنگ با ضربه های بصری و صوتی کنار هم گذاشته شوند تا تعریفی از کل محصول در ذهن مشتریان شکل بگیرند.شاید بتوان برندسازی را که مبتنی بر اثر زایگارنیک[2]ساخته می شود به سبک امپرسیونیستی منتسب کرد.اثر زایگارنیک در مورد این بحث می کند که چگونه یک تبلیغ ممکن است در ذهن ماندگار تر شود.در واقع پدیده زایگارنیک اگر اطلاعات به صورت منقطع به افراد داده شود ماندگاری اطلاعات در ذهن فرد بالا میرود.موسیقی و اصواتی که در آثار برندسازی این سبک دیده می شود و نیز آهنگ ها و ملودی هایی کاملا کلاژ شده هستند و اصلا ریتم خاصی نداشته و مضمونی کاملا لحظه ای دارد.همچنین می توان این سبک را برندسازی وصله پینه شده یا تکه تکه ای نام گذاشت چون از کنار هم گذاشتن عناصری از نام و نشان در لحظه های مختلف به دست می آید.[3]

 

2-4-3-11 . سبک اکسپرسیونیسم [4]در برندسازی:

این سبک در حدود سال 1905 در فرانسه با آثار ونگوک[5] شروع شد.اما تقریبا همزمان در سراسر اروپا و به طور مشخص در بلژیک ،آلمان و اسکاندیناوی رواج یافت.به طور کلی با ویژگی هایی چون تغییر شکل واقعیت و اغراق وصف می شود و گاهی برخی آن را نشانه مساعدی برای نوعی روان رنجوری می دانند .

در سبک برندسازی اکسپرسیونیسم برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریان از تبادل احساس های عاطفی و جریحه دار کردن احساس آنها با استفاده از تصاویر،اصوات و …. بهره می جویند.

شاید بتوان گفت که بیشتر تبلیغ هایی که با استفاده از جاذبه های احساسی ساخته می شوند نیز از این سبک پیروی می کنند.در تبلیغ با جاذبه احساسی برخلاف جاذبه منطقی سعی در تحریک عواطف فرد و برانگیختن آن و رسیدن به مقصود از این طریق است.این سبک مناسب ترین سبک برای بیان هیجان ها و تنش های روانی مخاطبان در استفاده از محصول یا ایده است.( خویه و دیگران،1391،199-200)

 

2-4-3-12 . سبک سوررئالیسم[6]  در برندسازی:

سوررئالیسم نام جنبش هنری و ادبی است که در سال 1922 به رهبری شاعر و منتقد فرانسوی آندره برتون[7]به وجود آمد.او ادعا می کرد که هدفش ایجاد فراواقعیت از طریق تبدیل شریط متناقض خیال و واقعیت محض و به تصویر کشیدن موضوع های ناهماهنگ و بی مناسبت با دقت و موشکافی بسیار است.

ظهور سوررئالیسم زمانی بود که نظریه های فروید[8] ،روان شناس اتریشی،در باره ضمیر پنهان،رویا و واپس زدگی،افکار را به خود مشغول داشته بود.برندسازی سوررئالیستی کارکرد ویژه ای دارد و پیروان این مکتب کوشیده اند که جهان بینی خود را از طریق فراواقعیت تبیین و تشریح کنند .برندسازی سوررئالیستی متعهد به تصحیح تعریف از واقعیت نام و نشان است.مقصود واحد این سبک تغییر دادن درک مشتریان و به دنبال آن تغییر شیوه های تبلیغ و بازاریابی یا به عبارتی تغییر درک مشتریان و شوک مشتریان با عناصر ،نام و نشان فراواقعی است.

فنون سوررئالیستی تبلیغ برند عبارت است از:

1-طنز:یکی از فنون سبک برندسازی سوررئالیسم استفاده از یک نام و نشان طنز گونه است،در این سبک برای تبلیغ کالا یا ایده به وسیله طنز،با ضربه های پیش بینی شده ای از تصاویر و اصوات بصری و غیر بصری،سعی بر ایجاد یک ارزش متعالی است.طنز این امکان را می دهد که از زاویه ای دیگر،نام و نشان عرضه شود و بتوان با سازوکاری خاص به مغز مشتریان نفوذ کرد تا بتوان چهره ای ماندگار از محصول یا ایده را در ذهن مخاطب به جا گذاشت.

2-نگارش خودکار:

آندره برتون ویژگی اصلی سوررئالیسم را استفاده از سه تکنیک می داند:نوع خودکاری که روحی شبیه به رویا دارد، داستان های رویا، تجارب خواب مغناطیسی . در آثار برندسازی سوررئالیستی نیز به همین منوال یک نوع دیکته بصری و بیانی ضمیر پنهان است.برای این منظور، پی در پی بدون آنکه فرصتی برای فکر کردن باشد، خودبه خود و اتوماتیک وار هر نوع تصویر، صوت و صحنه ای که به ذهن خطور می کند رابرای برند می آورند. سپس برای آنها سناریویی می نویسند.این نوع برندسازی، یک برندسازی معجزه آسا است. چون با نفوذ به ضمیر پنهان هر مخاطب یا مشتری درون او را به صدا در آورده و می توان هر آنچه فراتر از واقعیت است در خودآگاه و ناخودآگاه او قرار داد. در این تاکتیک، چون عناصر بصری و غیر بصری محصول در ضمیر ناخودآگاه شکل می گیرد، می تواند نوعی بازاریابی روانکاوانه باشد و یک وسوسه روانی بسیار شگفت انگیز برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریان و مخاطبان به شمار آید.( خویه و دیگران،1391،207-208)

3-رویا:

در این سبک دست اندرکاران و مجریان برند با شگفتی تمام به عالم رویای مخاطبان نفوذ می کنند و با آثار برندسازی خود آنها را اندیشه ها و ایده های خود همراه می کنند و حالتی از نوعی خلسه بازاریابی را برای مخاطب ایجاد می کند.رویا می تواند ابزار قوی در تبلیغ باشد.سوررئالیسم تنها مکتبی بود که ارزش از دست رفته رویا را هم از نظر روان شناسی و هم از نظر فلسفی به آن برگرداند.[9]

4-دیوانگی:

دیوانگی در آثار برندسازی یک نوع ورزش مغزی[10] نام نشان است.شاید شرکتی که در فرانسه برای تبلیغ کفش های خود آنها را در صحنه ها و تصاویری بر سر انسان ها پوشانده بود، نوعی دیوانگی و ورزش مغزی را در کار برندسازی خود نشان داده بود.( خویه و دیگران،1391،209)

5-اشیای سوررئالیستی:

استفاده از اشیای کاملا غیر مرتبط با کالا یا خدمت در آثار برند سازی این نوع سبک بسیار متداول است.با این کار مخاطبان را بین واقعیت و غیرواقعیت قرار می دهند تا بتوانند شبکه ای دلالت ها را برای آنکه در ذهن مخاطب نفوذ کنند،بیافرینند.( خویه و دیگران،1391،209)

[1] Impressionism

[2] Zeigarnik Effect

[3] Mowen,C.john & Minor,S.Michael (2001).”Consumer Behaviour:A Framework “,Prentice Hall Poblition 69

[4] Expressionism

[5] Van Gogh

[6] Surrealism

[7] Andre Breton

[8] Zikmound Freud

[9]Brown, S.,Doherty,A.M.,and Clarke ,W.(eds)(1997),Proceeding of the Marketing Illumination Spectacular,Belfast,University of Ulster,Belfast,pp326

[10] Brainsporting

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.