راهکارهاي افزايش تعهد سازمانی:پایان نامه تأثیر ابعاد فرهنگی بر رفتار شهروندی

راهکارهاي افزايش تعهد سازمانی

به نظر می رسد تعهد سازمانی به عنوان یک مقوله مهم باید در سازمان ها گسترش یافته و به آن بیشتر توجه شود. تعدادی از راهکارهای مهم برای ارتقاء تعهد سازمان ها به شرح زير است:

  1. بالا بردن پیوستگی عاطفی در کارکنان و درگیر کردن بیشتر آنها با اهداف سازمان
  2. بهبود شبکه های ارتباط اجتماعی در کار
  3. مشارکت کارکنان در تصمیم گیری
  4. ارزیابی عملکرد کارکنان به منظور ایجاد بازخورد کاری
  5. تشریح اهداف و رسالت های سازمانی
  6. حذف موانع کاری
  7. تأکید بر جنبه هائی که موجب ارزش اجتماعی سازمان می شود
  8. ایجاد سیستم های مناسب تشویق و تنبیه
  9. استقلال نسبی برای انجام وظایف
  10. زمینه مناسب برای ایجاد خلاقیت و نوآوری کارکنان (رنجبریان، ۱۳۷۵).

 

2-1-23- تعهد سازماني و رفتار شهروندي سازماني

رفتارهائي كه ناشي از تعهد سازماني است غالباً داوطلبانه و بدون توجه به سيستم پاداش و ترفيع انجام مي شود بنابراين بايد اذعان داشت؛ رفتارهاي ناشي از تعهد سازماني، شباهت بسياري با رفتارهاي شهروندي سازماني دارند (سبحاني نژاد و همكاران، 1389، 101).

پژوهش ها حاكي از آن است كه تعهد سازماني كاركنان، منافع زيادي را براي سازمان در بردارد. از منافعي كه ممكن است در پرتو تعهد سازماني مضاعف كاركنان حاصل شود، مي توان به رفتارهاي فرانقش اشاره نمود (Gautam et al, 2006, 305). همانگونه كه در تعريف تعهد سازماني ذكر شده است، وقتي كه فرد داراي تعهد سازماني، اهداف سازماني را پذيرفته و براي رسيدن به آن اهداف از خود تلاش و ايثار فوق العاده اي نشان مي دهد، اين نوع از تلاش مضاعف به منظور حصول اهداف سازماني را مي توان در زمره رفتارهاي شهروندي سازماني دسته بندي نمود (سبحاني نژاد و همكاران، 1389، 101). ميزان تعهد كاركنان به سازمان مي تواند با بروز و همچنين نوع رفتار شهروندي سازماني مرتبط باشد، به عبارتي ديگر مي توان بيان داشت؛ يكي از مهم ترين عوامل مرتبط با بروز رفتار شهروندي سازماني، ميزان تعهد سازماني كاركنان است (فتاحي، 1386).

مفهوم تعهد سازماني اولين بار توسط وايت[1] (1956) در مقاله «انسان سازماني» مطرح گرديد. فردي كه براي سازمان كار مي كند بايد خود را متعلق به سازمان دانسته و به تمام بخش هاي آن متعهد باشد. تعهد سازماني را مي توان، اعتقاد قوي به اهداف سازماني و تمايل قوي به تداوم عضويت در آن، تعريف كرد (Van dyne et al, 1995, 220). تعهد سازمانی مانند مفاهیم دیگر رفتار سازمانی به شیوه های متفاوت تعریف شده است. معمولی ترین شیوه برخورد با تعهد سازمانی آن است که تعهد سازمانی را نوعی وابستگی عاطفی به سازمان درنظر می گیرند. براساس این شیوه، فردی که به شدت متعهد است، هویت خود را از سازمان می گیرد، در سازمان مشارکت دارد و با آن در می آمیزد و از عضویت در آن لذت می برد (ساروقی، ۱۳۷۵).

پورتر و همکارانش[2] (۱۹۷۴) تعهد سازمانی را پذیرش ارزش های سازمان و درگیرشدن در سازمان تعریف می کنند و معیارهای اندازه گیری آن را شامل انگیزه ، تمایل برای ادامه کار و پذیرش ارزش های سازمان می دانند. چاتمن و اورایلی (۱۹۶۸) تعهد سازمانی را به معنی حمایت و پیوستگی عاطفی با اهداف و ارزش های یک سازمان، به خاطر خود سازمان و دور از ارزش های ابزاری آن “وسیله ای برای دستیابی به اهداف دیگر” تعریف می کنند (رنجبریان، ۱۳۷۵).

تعهد سازمانی عبارت از نگرش های مثبت یا منفی افراد نسبت به کل سازمان «نه شغل» است که در آن مشغول به کارند. در تعهد سازمانی شخص نسبت به سازمان احساس وفاداری قوی دارد و از طریق آن سازمان خود را مورد شناسایی قرار می دهد (استرون، ۱۳۷۶). به زعم قلي پور (1386) تعهد سازماني بيانگر نيرويي است كه فرد را ملزم مي كند تا در سازمان بماند و با تعلق خاطر در جهت تحقق اهداف سازماني كار كند. فردي كه تعهد سازماني بالا دارد در سازمان باقي مانده، اهداف آن را مي پذيرد و براي رسيدن به آن اهداف تلاش زياد و حتي ايثارگرانه از خود نشان مي دهد به عبارت ديگر تعهد سازماني به ميزان تعلق خاطر و تمايل به ماندگاري در سازمان اشاره دارد.