صفات و هوش هيجانی:/پایان نامه درمورد هوش و سبکهای تفکر

دانلود پایان نامه

صفات و هوش هيجانی

اشخاص به طور ویژه‌ای، نمونه‌های پیچیده‌ای از خصوصیات شناختی را نشان می‌دهند که به طور جهانی نه تطابقی هستند و نه غیر تطابقی (متیو[1]، زیدنر، 2000) این اطلاعات هیچ سازه واضحی از هوش هیجانی را در حوزه استرس پیشنهاد نمی‌کنند، اما هوش هیجانی، اگر بتواند نشان دهد که صفت یا صفات شخصیتی وجود دارد که به‌طور مداوم با انواعی از راهبردهای شناختی تطابقی مرتبط هستند، ممکن است که در یک منطق ضعیف‌تر معتبر باشد. صفات گسترده‌ای مانند روان‌رنجوری و برونگرایی به وسیله همبستگی حتی ضعیف آنها با پهنه وسیع نشانه‌های متمایز روانشناسی، مورد تفکیک قرار گرفته‌اند. به‌طور قابل‌توجهی، فرایندهای استرس تطابقی ممکن است مستقل از یکدیگر ولی با یک صفت معین همبسته باشند. تئوری صفات معاصر هیچ عامل عمومی را تأیید نمی‌کند، بلکه یک دیدگاهی را می‌پذیرد که در آن صفات ممکن است به صورت تعداد کوچکی از عوامل بزرگ و وسیع مانند مدل پنج صفت اصلی، یا به صورت تعداد بیشتری از صفات سطوح میانه توصیف شوند. آسیب‌پذیری از استرس هم با صفت اصلی روان‌رنجوری و هم با صفات متعدد سطوح مرتبط است. زمینه‌هایی وجود دارد که روان‌رنجوری را به هوش هیجانی پایین ارتباط می‌دهد یا حداقل می‌توان گفت که روان‌رنجوری اساساً با نمرات پایین در مقیاس بار اون همبسته است (بار اُن ، 2000). به نظر می‌رسد، افراد با روان‌رنجوری زیاد در موقعیت‌های استرس‌زا آسیب بیشتری می‌بیند و میزان بیشتری از پریشانی‌های حاد و مزمن را گزارش می‌کنند؛ آنان نسبت به اختلالات هیجانی بالینی آسیب‌پذیرتر هستند، مدارک زیادی از اثرات روان‌رنجوری بر پریشانی وجود دارد. سایر نتایج مرتبط با روان رنجوری شامل مشکلات سلامتی، نقص توجه و عملکرد می‌باشد. همچنین به نظر می‌رسد، افراد با روان رنجوری زیاد، با حوادث منفی زیادی در زندگی خود روبرو می‌شوند، زیرا کنترل ناسازگارانه حوادث، منجر به بروز مشکلات در ارتباط با دیگران می‌شود. همچنین، سبک‌های شناختی نشان می‌دهند که این افراد(حداقل به‌طور ضعیف) با تطابق غیرمؤثر مرتبط هستند. مقابله هیجان‌مدار به طور قوی با روان‌رنجوری مرتبط است.روان‌رنجوری به‌طور ضعیفی با کاهش مسأله‌مداری و افزایش اجتناب مرتبط است: در کل، راهبردهای مورد دلخواه افراد روان‌رنجور، نسبتاً غیرمؤثر هستند (مک کرای، کاستا[2]، 1986) همچنین افراد با روان‌رنجوری گرایش دارند که خود و دنیا را بدبینانه ارزشیابی کنند و در ایجاد و نگهداری روابط با دیگران مشکل دارند (متیو، دورن[3]، 1995) البته مدارکی نیز نشان می‌دهند که روان‌رنجوری همیشه بد نیست،مطالعات فراتحلیلی،  همبستگی ناچیزی بین روان رنجوری و عملکرد شغلی نشان داده است (برریک، مانت[4]، 1991) این افراد ممکن است اغلب بتوانند آسیب‌پذیری خود در مقابل استرس را، جبران کنند. برخی مطالعات نشان دادند که افراد مضطرب برای جبران ناکارآمدی خود تلاش افزون‌تری انجام می‌دهند، بنابراین عملکرد مؤثر خود را حفظ می‌کنند (متیو، زیندر، 2000، ص 75).

در سطح پنج صفت اصلی شخصیت،تمایل به برون‌گرای[5] وظیفه‌شناسی[6] خوشایندی[7] با پریشانی‌های هیجانی پایین همبسته هستندو نیز این عوامل همبستگی مثبتی با مقیاس‌های هوش هیجانی دارند. بسیاری ازصفات شخصیت ممکن است باآمیزه‌ای از ضعف‌ها وقدرت‌های تطابقی همبسته باشند، برون‌گرایی، خوشایندی و وظیفه‌شناسی با انعطاف‌پذیری تحت استرس مرتبط هستند؛ اما تمام این کفایت‌های شخصیتی ممکن است نقص جبرانی داشته باشند. برون گراها در توجه پایدار در طول زمان مشکل دارند، ظاهر می‌شوند (یسینک[8]، 1991). ولس[9] (1975، به نقل از متیو، زیندر، 2000) در مطالعات خودبه این نتیجه رسید که دانش‌آموزان خلاق به وظیفه‌شناسی پایین مانند: فقدان حس مسؤولیت، بی‌نظمی، فقدان کنترل و بی‌دقتی، متمایل بودند. متیو اشاره می‌کند که صفات با تطابق در محیط‌های ویژه همبسته هستند، برای مثال خصوصیات شناختی برون‌گرایی، تطابق در محیط‌های اجتماعی را حمایت می‌کند، در حالی که، توانایی‌های شناختی درون‌گراها، موجب موفقیت در محیط‌هایی می‌شود که نیازمند تنهایی و تفکر است.

برخی صفات مانند روان‌رنجوری پایین و وظیفه‌شناسی بالااکثراً تطابق به نظر می‌رسند،اما برچسب زدن به این صفات به عنوان ساختارهای هوش هیجانی، چیزی را به دیدگاه‌های فلسفی شخصیت که به وسیله تحقیقات معاصر ارائه شده‌اند، اضافه نمی‌کند.

[1].  Meteyo

[2] . McCrea& Costa

[3] . Dorn

[4] . Barrick & Mount

[5] . Extraversion

[6]. Conscientiousness

[7]. Agreeableness

[8]. Eysenck

[9]. Welsh

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.