عوامل كليدي موفقيت-:پایان نامه درباره از نگاشت ادراکی فازی

عوامل حیاتی موفقیت و عوامل كليدي موفقيت

بخش مهمی از برنامه­ریزی مستلزم آگاهی از عوامل و اسباب کلیدی است که می­تواند چگونگی رسیدن به اهداف را مشخص کند. «عوامل كليدي موفقيت[1]» در یک سازمان، عواملي هستند كه بيشترين تأثیر را بر موفقيت بازيگران آن سازمان مي­گذارند. عواملي كه آگاهي از آنها براي سازمان­ها بسيار حياتي بوده و عدم توجه به آن موجب شكست مي­شود. از اين رو شناخت اين عوامل يكي از ملاحظات اصلي در تدوين راهبرد­هاي سازماني محسوب مي­شود و برنامه­هاي راهبردی بايد در جهتي تدوين شوند كه موجب تقويت برخي از اين عوامل در سازمان گردد. در دهه­هاي گذشته بسياري از صاحب­نظران مديريت سعي بر آن داشته­اند تا با شناسايي عوامل كليدي موفقيت، مديران را در موفقيت بنگاه­هاي خود ياري رسانند [21].

همچنین بنا به نظر کارشناسان، امروزه آنچه سبب نیرومندی سازمان­های خصوصی خواهد شد تشخیص «عوامل حیاتی موفقیت»، یا «عوامل بحرانی موفقیت» اطلاعات و میزان استفاده بهینه از آنها است [3]. تعاریف متعددی درباره عوامل حیاتی موفقیت و عوامل کلیدی موفقیت ارائه شده است، که در زیر به برخی از این تعاریف اشاره می­شود:

  • عوامل حیاتی موفقیت تعداد محدود و معینی از حوزه­های فعالیت هستند که باید نتایج رضایت­بخش را که برای تحقق اهداف سازمانی ضروری هستند، حاصل نماید تا مدیریت بتواند به هدف­های خود برسد. در حقیقت این عوامل دقیقاً خاطرنشان می­سازند چه فاکتورهایی برای یک مدیر حیاتی و کلیدی هستند تا وی بتواند به موفقیت دست یابد [3].
  • عوامل کلیدی موفقیت، شاخص­ها و مراحل برجسته­ای هستند که موفقیت­ها را ارزیابی کرده و نقش تعیین کننده­ای را در چگونگی پیشرفت صحیح به سمت اهداف و مقاصد ایفا می­کنند [22].
  • عوامل کلیدی موفقیت، فاکتورهای حیاتی یا کاربردی معدودی می­باشند که معنای اختلاف بین موفقیت و شکستند. این عوامل از صنعتی به صنعت دیگر بسیار متغیرند، اما در داخل یک صنعت فاکتورها مشابه بوده و هر فاکتور تمام شرکت­های رقیب را برای بازاری یکسان به چالش می­طلبد [22].
  • عوامل کلیدی موفقیت عبارتند از مشخصه­ها، شرایط یا متغیرهایی که اگر درست مدیریت شوند می­توانند اثر قابل ملاحظه­ای بر موفقیت موضع رقابتی سازمان داشته باشند [4].
  • تعیین عوامل حیاتی موفقیت، روشی است که مدیر به وسیله آن می­تواند نیازهای خود را تعریف کند و اطلاعات مورد نیاز و ضروری خود را دریافت کند [3].

پيشينه تحقيقات در زمينه عوامل حیاتی موفقيت به سال 1961 باز مي­گردد. آنجا كه دانيل[2] براي بار اول بحث “عوامل موفقيت” را در ادبيات مديريت مطرح نمود. وي در رويكردي كلان، توجه خود را بر عوامل موفقيت مرتبط با صنايع معطوف كرد و بيان نمود كه عوامل موفقيت در صنعتي خاص، براي تمام سازمان­ها و شركت­هاي آن صنعت خاص يكسان است. آنتوني[3] در سال 1972 پا را فراتر گذاشت و بيان نمود كه عوامل موفقيت براي سازمان­ها بسته به اهداف راهبردی و نوع خاص مديريت آن متفاوت است [21]. راكارت در ديدگاهي بینابین دو رويكرد بالا این‌گونه موضوع را مطرح مي­كند كه عوامل حیاتی موفقيت بسته به اهداف راهبردی و منطقه جغرافيايي در يك صنعت خاص مي­تواند متفاوت باشد. به گفته­ی وی عوامل حیاتی موفقیت عبارتند از “تعداد محدودی از حوزه­های فعالیت که عملکرد رقابتی موفقیت­آمیزی در پی خواهند داشت” [23]. در اوايل سال 1980 پيترز و واترمن نتايج تحقيقات خود را درباره شركت­هاي موفق و بزرگ آمريكايي منتشر كردند. نتايج مذكور نشان مي­داد كه همه شركت­هاي موفق بر هشت عامل حیاتی يكسان تاكيد نموده بودند و اين ادعا مطرح گرديد كه اگر شركت­هاي ديگر نيز داراي اين ويژگي­ها باشند به موفقيت دست خواهند يافت. به دنبال آن انستیتو تکنولوژی ماساچوست[4] در سال 1981 میلادی مقاله­ای را تحت عنوان “درآمدی بر عوامل حیاتی موفقیت” به چاپ رسانید [24].

از جمله صاحب­نظرانی که به محیط خارجی سازمان در تدوین راهبرد اهمیت و تاکید زیادی نموده است، می­توان به انسف اشاره کرد. وی نقش مهمی به تناسب بخشیدن بین توانمندی­های درون سازمانی و عوامل محیطی برای موفقیت سازمان­ها قائل است و معتقد است که شرایط محیطی، الزاماتی را در جهت شکل دادن به توانمندی­های سازمانی ایجاد می­نماید. وی از این عوامل و توانمندی­ها تحت عنوان “عوامل کلیدی موفقیت” یاد کرده است. درباره عوامل کلیدی موفقیت سه دیدگاه عمده وجود دارد که در زیر به آن اشاره می­شود [25]:

الف: عوامل کلیدی موفقیت به عنوان فاکتورهای مورد نیاز برای موفقیت سازمان یاد می­شود ولی این عوامل را عاملی برای مزیت رقابتی در سازمان برنمی‌شمارند.

ب: چیزی به نام عوامل کلیدی موفقیت در یک سازمان وجود نداشته و اعتقاد داشتن به یافتن و شناسایی آن‌ها اعتقاد باطل و بیهوده­ای است.

ج: به اعتقاد اکثر صاحب­نظران، سازمان­ها می­توانند با شناخت و کسب نتایج خوب در عوامل کلیدی موفقیت، برای خود مزیت رقابتی ایجاد کنند. لذا دارا بودن موقعیت ممتاز در یک یا چند مورد از عوامل کلیدی موفقیت برای سازمان یک فرصت طلایی و استثنایی را جهت بدست آوردن مزیت رقابتی ایجاد می­نماید.

[1] Key Success Factors

[2] Daniel

[3] Anthony

[4] MIT