مدلسازي براي تصميم/پایان نامه درمورد مدیران و عملکرد سازمان

دانلود پایان نامه

مدلسازي براي تصميم

براي شناخت بهتر پروسه مدلسازي تصميم گيري، به كارهاي سايمون باز مي گرديم. به نظر سايمون، پروسه تصميم گيري داراي سه فاز مجزاست: اطلاعات، طراحي و انتخاب . موضوع اجرا بعدها به اين سه فاز اضافه شد. جرياني از فعاليتها از اطلاعات تا طراحي و سپس انتخاب جريان دارد، اما در هر فاز ممكن است كه ما به فاز قبلتر بازگرديم. در فاز اطلاعات، واقعيت محيط مورد آزمايش قرار گرفته و مسئله مشخص و تعريف مي شود. در فاز طراحي، مدلي كه بيانگر سيستم باشد، ساخته مي شود. اين كار با ساده سازي واقعيت و همچنين نوشتن روابط مابين متغيرها امكان پذير است. آنگاه مدل توسط معيارهاي ارزيابي مورد تائيد قرار مي گيرد . فاز انتخاب شامل راه حل براي مدل است. بايد توجه داشت كه اين راه حل مسئله اصلي ما نيست، بلكه راه حلي براي صورتي از مسئله است كه در مدل ما باز تعريف شده است. اين راه حل در مدل تست مي شود. آنگاه كه راه حل پيشنهادي موجه بنظر رسيد، اين راه حل براي اجرا آماده است. اجراي موفق، يعني حل مسئله اصلي ما. شكست ما را مجددا به پروسه مدلسازي سوق مي دهد.  Smith,2001,  3 ).   )

2 15 –  مدل مطلوبيت مورد انتظار

مدل مطلوبيت مورد انتظار كه يك مدل عقلايي رفتاري است، بوسيله روانشناسان معرفت شناسي مورد چالش قرار گرفته است.  آزمايشات و همچنين نظر سنجي ها نشان مي دهد كه مردم براي تصميمات ساده خود از روشهايي كه مدل عقلايي در اختيار آنان قرار داده است استفاده نمي كنند و بجاي بيشينه نمودن مطلوبيت ، مردم اكثرا تاثيرات و نتايج تصميم را به عنوان چارچوب بر مي گزينند. آنها به ندرت به يك تحقيق همه جانبه و كل گرا  دست مي زنند.

مردمان عادي، از محاسبات پيچيده براي تصميم گيري اعتراض مي نمايند، زيرا محدوديت هاي عملكرد ادراك بشري با محاسبات پيچيده رياضي در ذهن همخواني ندارد. آيا اين محدوديت ها همانهاست كه در بحث مدل عقلايي محدود  بدانها پرداخته مي شود؟ توانايي انسان براي محاسبه و استنتاج محدود است، اما مدل عقلايي محدود به ندرت دقيق و موشكافانه تعريف مي شود. وقتي كه مدل عقلايي محدود بصورت دقيق و كامل مطرح مي شود، شباهت عجيبي با رفتار هنجاري مدل هاي عقلايي دارد.

وقتيكه كه بازيگران اجتماعي، در پي پيدا نمودن هزينه هر كدام از فعاليتهاي خود هستند، اولين راه حل قابل قبول را مي پذيرند. بسياري از معرفت شناسان، بر اين عقيده اند كه تئوري مطلوبيت ، هنجاري و تجويزي است. بنابراين، عليرغم آنكه اين تئوري ايده آل است، اما بصورت واقعي پروسه تصميم گيري را بيان نمي نمايد. نظريه ديگر، تئوري دورنما  بعنوان يك به ديل براي مدلهاي عقلايي مطرح گرديد. در دوران ما كه دوره تخريب گري  است، اين موضوع در روانشناسي شناختي رايج است كه به انتخاب عقلايي حمله شود و بدون ترديد با محدوديت هاي اطلاق پذير آن موافقت گردد.

معهذا، تئوري مطلوبيت مورد انتظار با چارچوب پذيري مسائل و توسعه و انكشاف راه حل ها تعامل نمي نمايد. در همين رابطه، بجاي انتخاب راه حل هايي كه همه اجزاي آن معلوم نيست، اما احتمالا سود آور است، انسانها آن راهي را بر مي گزينند كه در دسترس است. ( اديبي‌سده، 1378 ، 17 – 29).

2 16 –  عوامل فرهنگي و اجتماعي در تصمیم گیری

جامعه شناساني همچون اتزيوني و كولمن اين چنين بحث مي نمايند كه عوامل فرهنگي و اجتماعي، معرف متغيرهاي اصلي تصميم گيري هستند. اتزيوني مي گويد كه تصميم تنها يك امر انفرادي نيست (مانند اختيار در برابر جبر) كه بتواند مستقل از زمينه خود انجام شود. تصميم گيري نياز به توجه نمودن به شرايط فرهنگي داشته و همچنين شناسايي پيامدهاي متعددي از قبيل زير دارد:

الف –  عوامل اجتماعي مانند پيمان هاي مابين دسته ها و گروه ها

ب –  سازمان اجتماعي(كه در جامعه شناسي كاركردگرايي به ساختار اجتماعي معروف است).

ج –  تعهدات اخلاقي و ارزشهاي ايدئولوژيك

د –  احساسات شخصيت هاي فردي

اضافه بر اين، اتزيوني عقيده دارد كه افراد كاركرد هاي مطلوبيت چندگانه دارند، زيرا اهداف متعدد دارند و اين كاركردها با يكديگر نزديك نيستند و گاه از حد خود فراتر مي روند. برعكس، بازيگران سياسي در شبكه هايي از افراد كه بعضا با هم تداخل دارند و اين افراد در اهداف مربوط به اين لحظه كه براي منظور خاصي در نظر گرفته شده، سهيم هستند، مشاركت دارند. منظور از دستجات، گروه هاي غير رسمي هستند كه مي آيند و در كنار ساختار نهادهاي حكومتي نمايان شده و مي روند. فاكس و برامفيلد اين دستجات را مجموعه اي از افراد مشخص با اهداف چندگانه كه بدنبال كنش طرفدار سازمان خود مي باشند، مي نامند . عليرغم تمامي مطالب فوق، تصميم گيري در سياست خارجي بصورت كلي هم در گروه مدلهاي عقلايي و هم در گروه روانشناسي شناختي مطرح شده است.

روانشناسان سياسي  گرايش به دو شاخه نمودن و سپس مطالعه نخبگان و يا رفتار سياسي مردم را دارند. بعبارت ديگر، تمركز آنان همراه با محدود سازي زاويه ديد خود به تنها بازيگران و مذاكره كنندگان در بالاترين سطوح سلسله مراتب سياسي و يا توجه مكفي بر روي ترسيم طرز تلقي هاي عامه مردم و خلق و خوي آنان است .  مردم شناسان به اين انديشه نگار لقب “انسان بزرگ تاريخ” را داده اند كه در برابر قاعده كلي فرهنگ محورياست.     ( مرتضايي‌مقدم، 1380 ، 11 – 17 ).

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.