مدیریت منابع انسانی:/پایان نامه درمورد مدیریت منابع انسانی

اقدامات مدیریت منابع انسانی

2-2-1- مقدمه

امروزه مدیریت منابع انسانی در پیشبرد فعالیتهاي سازمان نقش گسترده و حساسی ایفا مینماید. سرنوشت کامیابی سازمان چنان با سرنوشت مدیریت منابع انسانی در هم آمیخته که جایگاه این حوزه وظیفه اي سازمان را تا حد شریکی راهبردي ارتقا بخشیده است. این نقش راهبردي در عمل به کارکرد خرده نظامهاي مدیریت منابع

انسانی یعنی جذب و گزینش، آموزش و توسعه، به کارگیري مؤثر و نگهداري منابع انسانی تبدیل میشود ( سیدجوادین، فراحی، 1391، ص 20).

امروزه مدیریت منابع انسانی در پیشبرد فعالیتهاي سازمان نقش گسترده و حساسی ایفا مینماید. سرنوشت کامیابی سازمان چنان با سرنوشت مدیریت منابع انسانی در هم آمیخته که جایگاه این حوزه وظیفه اي سازمان را تا حد شریکی راهبردي ارتقا بخشیده است. این نقش راهبردي در عمل به کارکرد خرده نظامهاي مدیریت منابع

انسانی یعنی جذب و گزینش، آموزش و توسعه، به کارگیري مؤثر و نگهداري منابع انسانی تبدیل میشود(شمس احمر، فرهی بوزنجانی، سنجقی، 1390، ص140).

ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ، روﻳﻜﺮدي راﻫﺒﺮدي، ﺟﺎﻣﻊ و ﻣﻨﺴﺠﻢ ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺪام، ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﺳﻼﻣﺖ اﻓﺮادي اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ و ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان ﺑﺴﻴﺎري آن را ﻣﻨﺒﻌﻲ ﺑﺮاي ﻛﺴﺐ ﻣﺰﻳﺖ رﻗﺎﺑﺘﻲ ﺳﺎزﻣﺎن داﻧﺴﺘﻪاﻧﺪ. ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﻔﻬﻮم ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺮاي اوﻟﻴﻦ ﺑﺎر در آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻄﺮح ﮔﺮدﻳﺪ، اﻣﺎ اﻣﺮوزه ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ و در ﺳﺎﻳﺮ ﻛﺸﻮرﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﻜﺎر ﻣﻲرود در دﻧﻴﺎي اﻣﺮوز، ﺑﻪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎ روﻳﻜﺮد راﻫﺒﺮدي ﻧﮕﺎه ﻣﻲﺷﻮد، ﺑﻪ ﻫﻤﺴﻮﻳﻲ آن ﺑﺎ ارزﺷﻬﺎ، ﻣﺎﻣﻮرﻳﺘﻬﺎ و ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﻮﺟﻪ وﻳﮋهاي ﻣﻲﮔﺮدد و اﻧﺘﻈﺎر ﻣﻲرود از ﻧﻘﺶ ﺳﻨﺘﻲ و ﺧﺮد، دور ﺷﺪه و ﺑﻪ ﺳﻮي ﭘﺎراداﻳﻢ راﻫﺒﺮدي ﻛﻼنﺗﺮي ﭘﻴﺶ رود (شمس احمر، فرهی بوزنجانی، سنجقی، 1390، ص140).

وﻇﺎﻳﻒ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎي اﺛﺮﮔﺬار ﺑﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ. ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮدازان ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎي ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﺳﺎزﮔﺎر ﺑﺎ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻌﻄﻮف ﻧﻤﻮده اﻧﺪ. در واﻗﻊ ﺑﻬﺒﻮد در ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎي ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎ اﺗﻜﺎ ﺑﺮ وﻇﺎﻳﻒ ﺑﺮآﻣﺪه از ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﻣﻴﺴﺮ ﻣﻲﺷﻮد(Dimba, 2010, p 130).

ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎي ﺑﺮﺧﻲ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎي ﻗﺒﻠﻲ در ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎري از ﻣﺪﻳﺮان داﻧﺸﮕﺎﻫﻲ از ﺗﺄﺛﻴﺮ اﻗﺪاﻣﺎت ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺮ دﺳﺘﺎوردﻫﺎي ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺑﻲاﻃﻼع ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﺷﻴﻮه ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ و ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎي ﻣﺘﻔﺎوت دوﻟﺘﻲ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ در ﻛﺸﻮرﻫﺎ و ﺑﺨﺶﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﻲآﻳﺪ(افخمی روحانی، دعایی، 1391، ص 58).

2-2-2- مدیریت[1]

در مراجعه به متون و منابع مختلف جهت دسترسي به تعريفي كامل از مديريت به تعريف هاي گوناگوني از مديريت برخواهيم خورد كه هر كدام از آن ها داراي اشتراكات و تفاوت هايي با هم هستند. به عبارت بهتر در باره مديريت، تعريفي كه مورد قبول عام باشد، در دست نيست. صاحبنظران و مؤلفان مديريت با هدف ها و سوگيري هاي مختلف، تعاريف گوناگوني ارائه داده اند، مي توان گفت : تقريباً به تعداد مؤلفان و نويسندگان كتب مديريت، تعريف مديريت وجود دارد. كه ذيلاً به تعدادي از تعاريفي كه در منابع مختلف مديريتي به عنوان تعريف مديريت ذكر شده اشاره مي شود.

1- هنر انجام دادن كار به وسيله ديگران.

2- مديريت عبارت است از هماهنگ كردن منابع انساني و مادي بر اي نيل به هدف.

3- مديريت را مي توان علم و هنر متشكل و هماهنگ كردن رهبري و كنترل فعاليت هاي دسته جمعي براي نيل به هدف هاي مطلوب با حداكثر كارايي تعريف كرد(انصاری و دیگران، 1390، ص 174).

4- مديريت فرآيندي است كه به وسيله آن كوشش هاي فردي و گروهي به منظور نيل به هدف مشترك هماهنگ مي شود.

5- پال هرسي و كنث بلانچارد مديريت را اينگونه تعريف مي كنند : كار كردن با افراد وبه وسيله افراد و گروهها براي تحقق هدف هاي سازماني.

6- مديريت فعاليت به سرانجام رساندن فعاليت ها بطور كارا و اثر بخش با و بوسيله ديگران مي باشد.

7- هنري فايول مديريت را اينگونه تعريف مي كند : مديريت يعني پيش بيني و برنامه ر يزي، سازماندهي، فرماندهي، هماهنگي و كنترل.

8- مديريت عبارت است از تجهيز و بكارگيري مناسب عوامل انساني، فني، اقتصادي به منظور سازمان دادن و انجام يك سلسله اقدامات مؤثر.

9- مدیریت عبارت است از تأمین حداکثر نتایج با حداقل مساعی به نحوی که حداکثر رفاه و رضایت خاطر را هم برای کارکنان و هم برای کارفرمایان فراهم نموده، بهترین خدمات یا مرغوبترین کالاها را به مشتریان ارائه دهد(غضنفری، مبارکی، 1392، ص 470).

10- مدیریت عبارت است از علم و هنر یافتن و بکار گماردن شایسته ترین افراد، تلفیق مساعی فکری و جسمی آنان و هماهنگ کردن این مساعی در جهت هدف یا هدفهای مورد نظر سازمان.

11- مدیریت عبارت است از نیل به هدف یا هدفهای مؤسسه با صرف حداقل هزینه و زمان.

12- مدیریت عبارت است از فرآیند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کار اعضای سازمان و کاربرد کلیه منابع قابل دسترسی برای رسیدن به هدف های تعیین شده سازمان.

13- تعریف کریتنر از مدیریت؛ فرآیندی برای حل مسائل مربوط به تأمین هدفهای سازمانی به نحو مطلوب از طریق استفاده مؤثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر.

از مجموعه تعاريفي كه در بالا ذكر شد مي توان تعريف ذيل را از مديريت ارائه داد :

مديريت عبارت است از فرآيند منظم در جهت تحقق هدف هاي معين و از طريق ايجاد روابط ميان منابع موجود مادي و انساني به طور كارا و اثربخش در برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل.

همانگونه كه مشاهده مي شود در اين تعريف مي توان كليه تعاريف ارائه شده قبلي از ديدگاه صاحبنظران مختلف را مشاهده و ملاحظه نمود و به ديد و نگرش كلي در مورد مديريت دست يافت.

تعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را در بردارد :

  • مدیریت یک فرآیند است.
  • مفهوم نهفته مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.
  • مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.
  • مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.
  • مدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد(کریمی، سیدنقوی، عباسی، 1390، ص 157).

[1]– Management