مفاهیم ارزش­گذاری ،پایان نامه ارزش‌گذاري‌ دانش فنی صنایع

دانلود پایان نامه
  • رويكرد مبني بر درآمد

رويكرد بر مبناي درآمد، همچنين ارزيابي سود اقتصادي و آناليز جريان نقدي تخفيف هم ناميده مي‌شود. تحت اين روش، ارزش يك دانش فني بر مبناي درآمد قابل انتظار در طول دوره عمر دانش فني، بر مبناي ارزش زمان حال، تخمين زده مي‌شود. شاخص‌هاي اوليه كه ارزش دانش فني را بيان مي‌كنند شامل سود اقتصادي، نرخ تخفيف/نزول يا جمع‌آوري سرمايه و دوره عمر اقتصادي مي‌باشند. محدوديت‌هاي اين روش شامل سختي تخمين درآمد قابل استناد دانش فني، طول عمر اقتصادي، نرخ تنزيل مقتضي و هزينه سرمايه و نرخ تنزيل، مي‌باشد (شفیعا و همکاران، 1388).

  • رويكرد مبني بر بازار

تحت اين رويكرد، ارزش دانش فني مي‌تواند با در نظر گرفتن قيمت بازار كه براي دانش فني مشابه به عنوان شخص ثالث پرداخته مي‌شود و به طور كلي با به دست آوردن يك احساس از قضاوت بازار در خصوص دانش فني، تخمين زده شود. منطق و نتايج رقابتي در اين روش، تا حد زيادي به ارتباط بين ارزش دانش فني[1] و ارزش بازار[2] بستگي دارد، زيرا تأثيرات تجاري يك دانش فني وابسته به خصوصيات ذاتي آن است. روش‌هاي ارزش گذاري تحت اين رويكرد عبارت است از: روش جمع‌آوري سرمايه بازار، روش ارزيابي قابل مقايسه يا روش معاملات بازار، روش نرخ حق امتياز، روش رتبه‌بندي و روش مزايده مي‌باشد. ضعف‌هاي اصلي اين روش نوسان قيمت بازار، كمبود اطلاعات درخصوص معاملات شخص ثالث درخصوص تكنولوژي مشابه، مي‌باشد. در اين روش فرض مي‌شود كه نرم‌هاي صنعتي موجود صحيح باشند و در نهايت بايد براي به دست آوردن داده‌هاي دقيق از معاملات صنعتي انجام گرفته در گذشته، هزينه‌هايي صورت گيرد (شفیعا و همکاران، 1388).

  • روش گزينه واقعي

روش‌هاي هزينه مبنا، بازار مبنا و درآمد مبنا داراي اين محدوديت هستند كه فرصت‌ها و ريسك‌ها را به خوبي در نظر نمي‌گيرند. لذا با استفاده از روش گزينه واقعي بر اين محدوديت‌ها غلبه مي‌گردد. متدهاي مورد استفاده در روش گزينه واقعي عبارت است از: مدل مونت كارلو، بلك اسكولز، بارون آداسي و ويلي، واريانس گاما و … مي‌باشند (شفیعا و همکاران، 1388).

   تفاوت مفاهیم ارزش­گذاری و سنجش

از آن جایی که هدف اصلی در این پژوهش، بررسی عوامل موثر بر تعیین ارزش دانش فنی است، برای تحقق این هدف نیازمند معیارهایی برای تعیین ارزش در سازمان هستیم. از آن جایی که به گفته براتیانو بزرگترین چالش طراحی مدلی برای ارزش­گذاری تعریف مجموعه­ای از معیارهای معنی­دار است که منعکس کنندۀ جوهرۀ نامشهود مورد نظر باشند (Bratianu, 2011) بر این اساس در ادامه به تبیین تفاوت میان ارزش­گذاری و سنجش یا اندازه­گیری می­پردازیم.

ارزش­گذاری فرآیندی است که نیازمند موجودیتی برای ارزش­گذاری، چارچوبی اجرایی و معیارهایی منعکس کننده سودمندی یا مطلوبیت موجودیت مورد نظر است (Bratianu, 2011). به عبارت دیگر در ارزش­گذاری از مقیاس ارزش[3] برای بازنمایی سودمندی یا مطلوبیت نامشهودها استفاده می­شود (Scarso, 2011). اگر به جای معیارهای مشخص، سنجه­هایی[4] مرتبط به پدیده­ای قابل مشاهده تعریف شود، آنگاه فرآیند ارزش­گذاری[5] به فرآیند سنجش[6] تبدیل می­گردد (Bratianu, 2011). به عبارت دیگر در سنجش از یکسری سنجه برای اندازه­گیری ویژگی­های موجودیت­های نامشهود استفاده می­شود (Scarso, 2011). این سنجه­ها ممکن است در واحدهای متفاوتی تعریف شوند مانند: تعداد کارکنان تحقیق و توسعه­، تعداد کتب منتشر شده، نسبت پتنت­ها به پروژه­ها و … (Bratianu, 2011).

2-4-2.    عوامل موثر بر ارزش­گذاری دانش فنی در ادبیات موضوع

اصطلاح ارزش اغلب به اشتباه مترادف با قیمت و هزینه گرفته می­شود. ارزش یک منبع یا گروهی از منابع، از طریق بررسی ارزشی که از طریق از آن منابع ایجاد می­شود محاسبه می­گردد (Pike, 2011 ). بر این اساس به منظور مطالعۀ ارزشی که از طریق دانش فنی ایجاد می­شود استفاده از معیارهایی برای سنجش ارزش آن ضروری است. بر این اساس در جستجوی این معیارها در این بخش به بررسی ادبیات موضوع و سایر پژوهش­های انجام شده در این زمینه می­پردازیم.

دانش فنی به عنوان یکی از دارایی­های ارزش آفرین در سازمان­های فناوری­محور بر ایجاد توانمندی سازمان تأثیر بسزایی دارد. در همین راستا، تیس عقیده دارد که دستیابی به سطح متمایزی از سودآوری به ظرفیت شرکت برای جذب، ایجاد و بهره­برداری از دانش فنی دارد. بر این اساس مالکیت دانشی خاص، توانمندی خاصی را برای سازمان ایجاد می­کند و توانمندی پایه و اساس کسب مزیت رقابتی در سازمان است (Sudarsanam, 2003). بنابراین دانش فنی در صورتی که منجر به ایجاد توانمندی برای کسب و حفظ مزیت رقابتی شود برای سازمان ارزشمند است.

موضوع کسب و حفظ مزیت رقابتی پایدار از طریق منابع دانشی این پرسش را مطرح می­کند که چگونه ارزش این دارایی­ها را باید سنجید؟ بارنری[7] چهار شرط را مطرح می­کند: ارزش، کمیابی، عدم تقلیدپذیری و جانشین­ناپذیری. گرنت[8] در خصوص اهمیت سطوح ماندگاری، شفافیت، قابلیت انتقال و کپی­برداری بحث می­کند. در حالی که کولیس و مونت­گوموری[9] پنج معیار را پیشنهاد می­دهند که عبارتند از عدم تقلیدپذیری، با دوام بودن، جانشین­ناپذیری و برتری رقابتی. آمیت و چومیکر[10] پا را فراتر نهادند و لیستی از هشت معیار شامل مکمل بودن، کمیابی، قابلیت پایین تجارت، تقلیدناپذیری، جانشین­پذیری محدود شده، قابلیت تصاحب و مالکیت، و هم­پوشانی با عوامل صنعتی راهبردی را ارایه کرد Pike, 2011)).

در زمینه تعیین معیارهایی کارا برای ارزش­گذاری دانش فنی، بررسی میزان نقش دانش­فنی ـ به عنوان یکی از عوامل ناملموس فناوری (شفیعا و همکاران، 1389)ـ در ایجاد شایستگی­های اصلی بنگاه­ها از جمله معیارهای بسیار کارآمد می­باشد. شایستگی محوری از جنس قابلیت بوده و یک نقطه قوت درونی است. شایستگی­های اصلی به مجموعه­­ای از دانش، مهارت و فناوری­هایی اطلاق می­شود که شرکت برای خلق ارزش برای مشتریانش از آن­ها استفاده می­کند (اعرابی و ایزدی، 1391). این به معنی ایجاد قابلیت­هایی ­است که رقبا به آسانی نمی­توانند آن­ را تقلید و یا کپی کنند و از طریق آن شرکت­ها کالاها و یا خدمات جدید برای مشتریان خلق می­کنند (اعرابی و ایزدی، 1391). همان­گونه که پیشتر مطرح گردید دانش­فنی به عنوان یکی از عوامل ناملموس فناوری می­تواند همانند فناوری بر اساس میزان نقش آفرینی در سازمان و ایجاد قابلیت برای کسب شایستگی محوری، در سه لایه دانش­فنی بارز، دانش فنی پایه و دانش فنی عمومی مورد بررسی قرار گیرد. بر این اساس آن دانش فنی که از طریق آن بتوان شایستگی­ای را در سازمان برای ارزش آفرینی برای مشتریان ایجاد کرد در سطوح بالاتری از ارزشمندی قرار می­گیرند.

در تلاش برای ارایه معیارهایی برای تعیین ارزش دانش­فنی، تندهوش و همکارانش به برخی از عوامل موثر بر ارزش­گذاری دانش فنی اشاره کرده­اند. این عوامل عبارتند از: اعتبار و حسن شهرت فروشنده با صاحب دانش فنی، هزینه صرفه­جویی شده در نتیجه بکارگیری دانش فنی، قمیت تما شده محصول تولید شده به وسیله دانش فنی جدید، وابستگی دانش فنی به فروشنده یا مالک آن، وجود مستندات کاربردی، انحصاری بودن، قابلیت توسعه، کیفیت محصول خروجی، ظرفیت تولید با بکارگیری دانش فنی جدید، مدت زمان مورد نیاز جهت بکارگیری دانش فنی جدید، طول عمر دانش فنی و قابلیت دانش فنی در پاسخ به نیازهای از قبل تعیین شده و یا پیش­بینی نشده (تندهوش, 1383).

[1] .Value of Technical Knowledge

[2] . Value of Market

[3] .Value scale

[4] .Metrics scale

[5] .Valuation

[6] .Measurement

[7] . Barney

[8] . Grant

[9] . Collis and Montgomery

[10] . Amit and Schoemaker

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.