مفهوم وتعاریف کیفیت زندگی کاری:پایان نامه ارتباط کیفیت زندگی دانش سازمانی

مفهوم وتعاریف کیفیت زندگی کاری

کیفیت زندگی کاری را از دو منظرمی توان موردبررسی قرار داد از یک منظر، کیفیت زندگی کاری به مجموعه شرایط عینی و واقعی در سازمان نظیر خط مشی های ارتقا از درون، رهبری آزادمنش، مشارکت کارکنان واقدامات وشرایط کاری امن ومطلوب و یکسان تلقی می شود و از منظر دیگر کیفیت زندگی کاری  با نگرش کارکنان  و طرز تلقی آنها در مورد احساس امنیت،رضایت و توان رشدوتوسعه به عنوان یک انسان ،مساوی فرض شده است.(کاسیو، 2:138).

دیدگاه دوم کیفیت زندگی کاری رابه حدو میزانی که تمام نیازهای انسان راتامین می نماید مرتبط می داند.ازاین روکیفیت زندگی کاری را میتوان ازلحاظ عینی (سخت افزاری ) وذهنی (نرم افزاری) موردتوجه قرار داد.ازسوی دیگر کیفیت زندگی کاری  مفهوم یاسازه ای چندبعدی است وتعریف واحد، مورداتفاق نظر وجهان شمولی از آن نمی توان ارایه نمود (پرداختچی،24:1384) ازابتدای نهضت کیفیت زندگی کاری  دردهه 1970 میلادی تا کنون ، تعاریف متعدد ومتنوعی از آن ارایه شده است که دراینجا به تعدادی ازاین تعاریف اشاره می شود.

گرچه به اعتقاد دولان وشولر ، کیفیت زندگی کاری به سختی تعریف وسنجیده می شود ولی بااین وجود تعاریف متعدد وجوددارد.آرنولد [1]وفلدمن[2] (1986) کیفیت زندگی کاری را درکیفیت روابط کارکنان وتمامی  محیط کاری خلاصه می کند یادآور می شود که درقالب محیط کاربرنامه وفعالیت هايی که درجهت بهبود کیفیت زندگی کاری انجام می شود. درکنار وبه موازات توجه به ابعاد فنی واقتصادی ، که بیشتر موردتوجه سازمان ها می باشد،ابعاد انسانی نیز مورد توجه وتاکید قرار می گیرد.

ورتر[3] ودیویس[4] کیفیت زندگی کاری  مناسب رابرخورداری ازحقوق  ومزایای مکفی وسرپرستی خوب،شرایط کاری شغل چالش انگیز، جالب وسومند تعریف کرده اند.دوبرین[5] ،ایرلند ویلیامز[6] کیفیت زندگی کاری رافرایندی می دانند که بوسیله ی آن تمامی کارکنان سازمان ازطریق کانالهای ارتباطی که بدین منظورتعبیه شده است،درطراحی شغل خود ومحیط کاری خود دروندادی خواهند داشت. کیفیت زندگی کاری  فرصت هایی رابرای کارکنان فراهم می کندکه طی آن طیف وسیعی از نیازهای آن هادرشغل ومحیط کارشان ارضاشود.به نظرآن ها کیفیت زندگی کاری شکل های گوناگونی دارد وفصل مشترک همه آنها این است که اختیار کار ومحیط کاربه کارکنان واگذارشود وازآن طریق تعهد،رضایت وبهره وری آن ها افزایش یابد.

براساس تعریف ارائه شده درفرهنگ جامع مدیریت ، کیفیت زندگی کاری  یاکیفیت  شغلی شرایطی است که درآن یک کارمند ازمزایاییی چون سرپرستی خوب،محیط کارمطلوب ،حقوق ومزایای مکفی وعادلانه،وشغلی چالش انگیز ورضایت بخش بهره مند باشد(زاهدی 312:1376).

پرداختچی به نقل ازمورهد وگریفین کیفیت زندگی کاری راچنین تعریف می کند:میزانی که کارکنان می توانند مهمترین نیاز های خودرا ازطریق تجربیاتشان درسازمان ومحیط کارشان ارضاکنند (پرداختچی،26:1384)  بلجر[7] کیفیت زندگی کاری    رابر حسب ویژگی های زیر تعریف می کند:

 

1-نقش کارکنان درتصمیم گیری ها

2-مشارکت کارکنان درحل مشکلات

3-سهیم شدن دراطلاعات

4- بازخورد سازنده

5- کارگروهی وتشریک مساعی

6- مفهوم داشتن وچالش انگیز بودن

7-امنیت شغلی

 

میرکمالی  کیفیت زندگی کاری  رابه معنای دادن فرصت به کارکنان برای تصمیم گیری درباره محصولات یاخدمات شغل ویامکان شغلشان که می خواهند بااثربخش ترین وضعیت ارائه دهنده تعریف می کند.(میرکمالی، 46:1383)

وی همچنین اشاره می کند هچنانچه کاردرشرایط روانشناختی سالم وکشش ها وهمکاری های متعادل انجام گیرد.منجربه بالا رفتن کیفیت زندگی  ورشد نوع احساس مثبت نسبت به کار ومحیط آن به نام رضایت شغلی می گردد این احساس علاوه برتایید تامین نیازها وتحقق اهداف فردی وسازمانی سبب سلامتی جسمی وروانی، وفاداری وبالاخره بالا رفتن اثر بخشی کارایی سازمانی می شود.

وزات کار ایالات متحده آمریکا کیفیت زندگی کاری راعبارت ازحفظ بهداشت حرفه ای ،زمان کاری مناسب ، پرداخت کافی تعریف می کند.همچنین برمحیط کارایمن تاکید دارد وبیان می دارد که ایمني محیط کار، پایه واساس رابرای کار لذت بخش فراهم می سازد.کارنباید ایمنی شخصی (فرد) را به خطر بیندازد(محمدی 36:1388).

بهبود کیفیت زندگی کاری  یعنی هرفعالیتی که درهریک ازسطوح سازمان درجهت افزایش اثربخشی سازمان ازطریق رشدکارکنان وارتقا شان و منزلت انسانی آن هاصورت گیرد فرایندی که طرف های ذینفع سازمان،یعنی مدیریت اتحادیه های کارگری وخود کارکنان یاد می گیرند که چگونه بایکدیگر کارکنند. ومشخص می سازد که چه اقدامات ،تغییرات  وپیشرفت هایی مطلوب  واثربخش است وبایستی صورت گیرد تاهم اهداف سازمان تحقق یابد وهم کیفیت زندگی کاری  برای تمام اعضای سازمان بهبودیابد.

درجمع بندی تعاریف ارائه شده میتوان گفت که بهبود کیفیت زندگی کاری  یعنی هم سویی وهم خوانی بین اهداف ونیازهای کارکنان وسازمان.

[1] Arnold,1986

[2] Feledman,1986

[3] verter

[4] deivis

[5] Dobrin

[6] Vileyamez

[7] Belecher