نقش دانش در مديريت دانش:پایان نامه ارتباط کیفیت زندگی دانش سازمانی

دانلود پایان نامه

نقش دانش در مديريت دانش

دانش، دانستني است كه در تجربيات، مهارتها، قابليتها، توانايي ها، استعدادها، افكار، عقايد، طرز كارها، الهامات و تصورات افراد موجود است و به شكل مصنوعات ملموس، فرايندهاي كاري و امور روزمره يك شركت خود را آشكار مي سازد . طبق برآوردها 80% از مهمترين دانش را دانش نهان شكل مي دهد (پارک،2004).

تقريباً همه فعاليتهايي كه افراد درگير آنند نياز به تركيبي از چند دانش نهان و عيان دارد. براي يك مديريت دانش كارآمد، تسخير هر دو دانش نهان و عيان الزامي است .چالش واقعي مديريت دانش در توانايي تشخيص و تسخير دانش نهان است، بطوريكه در هنگام نياز قابل بازيابي، قابل ثبت و انتقال است. اما تشخيص، تصرف دانش نهان و تبدیل آن به دانش آشکار دشوار است.  بنابراين، بيشتر سازمانها تنها بر مديريت دانش عيان، دانش سهل الوصول كه تنها 20 درصد از كل دانش سازمان را شكل مي دهد، تمركز مي كنند و استفاده از دانش نهان را به وقوع تصادفي آن وامي گذارند(پارک،2004).

تبديل دانش نهان به دانش عيان مشكل است اما غيرممكن نيست .دانش نهان عموماً به شكل شرحي از تجربيات مفيدي كه ثبت شده اند و در شبكه گذاشته شده اند و متعاقباً توسط ديگر كاركنان براي يادگيري و بهبود فرايندها استفاده شده اند، منتقل مي شود .

2-36-2: نقش مديريت در مديريت دانش

مديريت تلويحا بر طبقه بندي، فراهم كردن ساختار و ايجا د ادراك بهم پيوستگي در يك سازمان دلالت دارد. ساير ويژگيهاي مديريت عبارتند از :هماهنگي، كنترل، مشاركت و استفاده صحيح از نيروي انساني، فرايندها و تدابير بمنظور دست يابي به يك هدف واحد در مديريت دانش، هدف اصلي مديريت دانش عيان و نهان در سازمان است. براي مديريت دانش عيان، سازمانها بايد(سرواری،1999):

  • دانش را بدست آورده و يا توليد و ايجاد كنند .
  • دانش را براي سهولت دسترسي رمزگذاري و سازماندهي نمايند.
  • دسترسي به دانش را براي ديگران با ارتباطات يا انتشارات ميسر نمايند.
  • دسترسي و بازيابي دانش را تسهيل نمايند .
  • دانش ر ا براي حل مشكلات، تصميم گيري، بهبود اجرا، راهبري، تحليل موقعيتها و فرايندها براي پشتيباني فعاليتهاي كاري بكار گيرند.

دانش نهان به دو طريق قابل مديريت است: از طريق ارتباطات نوشتاري، مصاحبه ها و پيشينه هاي شفاهي مي تواند به دانش صريح تبديل شود؛ راه ديگر انتقال دانش نهان از طريق ايجاد گروههاي دانش يا گروههاي هم عمل در سازمانهاست كه با تعاملات رو در رو، گفتگوها و ارتباطات گفتاري، آموزش مداوم، حل مسأله تعاملي، شبكه ارتباطي، راهبري، مربي گري، آموزش و موقعيتهاي توسعه حرفه اي دانش نهان خود را منتقل مي كنند. در بخش سنتي مرجع، دانش نهان عموماً از طريق گروههاي دانش يا گروههاي هم عمل منتقل مي شود(سرواری،1999)

2-3-6-3: نقش تكنولوژي اطلاعات در مديريت دانش

برخي مديريت دانش را بخشي از مديريت اطلاعات مي دانند كه به مرور زمان طرفداران اين نظريه كمتر مي شوند و با توجه به سلسله مراتب ، داده-اطلاعات-دانش و اهميت و نقش هر يك و از سوي ديگر تجربيات ناموفقي كه در رابطه با مديريت اطلاعاتي كه بدون توجه به ساختار و فرهنگ سازمان به دست آمده است، امروزه ديگر كمتر فردي بر نظريه فوق پافشاري مي كند (زو،2003).

مديريت دانش بسيار فراتر از فناوري است، اما بي ترديد فناوري دانش بخشي از مديريت دانش است. نكته قابل توجه اين است كه مسائل مديريت دانش را نوعا نمي توان فقط با استفاده از راه كارهاي فناوري به تنهايي حل نمود. در نتايج يك نظر خواهي بزرگترين مشكل در مديريت دانش، تغيير رفتار مردم و بزرگترين مانع براي انتقال دانش فرهنگ بسيار خواهد بود(اسچانان،2001). بيشترين ارزش فناوري در مديريت دانش، افزايش قابليت دسترسي به دانش و تسريع انتقال آن است. فناوري اطلاعات، امكان بيرون كشيدن دانش را از ذهن صاحب دانش فراهم مي آورد. سپس با فناوري مي توان آن دانش را در قالب هايي منظم گنجاند و به ديگر اعضا داخلي و شركاي تجاري سازمان در جهان منتقل كرد. فناوري، به رمزگذاري دانش و نيز گاهي خلق آن كمك مي كند(پارک،2004).

تكنولوژي اطلاعات مي تواند بعنوان ابزاري قدرتمند عمل كرده و ابزارهايي مؤثر و كارآمد براي همه وجوه مديريت دانش شامل تسخير، اشتراك و كاربرد دانش تأمين كند . توانايي تكنولوژي اطلاعات در كاوش، نمايه، تلفيق، بايگاني و انتقال اطلاعات مي تواند تحولي در گردآوري، سازماندهي، رده بندي و اشاعه اطلاعات ايجاد كند. تكنولوژيهايي مانند سيستمهاي مديريت بانكهاي اطلاعات مرتبط، سيستمهاي مديريت مدارك، اينترنت، اينترانت، موتورهاي كاوش، ابزارهاي جريان كار، سيستمهاي پشتيبان اجرا، سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري، داده كاوي، ذخيره داده ها، پست الكترونيك، كنفرانس تصويري، تابلوي اعلانات، گروههاي خبري و تابلوهاي بحث مي توانند نقشي اساسي در تسهيل مديريت دانش داشته باشد .اما تكنولوژي اطلاعات بخودي خود قلب مديريت دانش نيست و هيچ پروژه اي تنها بخاطر كاربرد آخرين تكنولوژيهاي اطلاعاتي تبديل به پروژه مديريت دانش نمي شود. تكنولوژي اطلاعات فقط نقش پشتيبان را در مديريت دانش ايفا مي كند. تكنولوژي اطلاعات به تنهايي تأمين كننده دانش نيست .تكنولوژي اطلاعات مي تواند به افراد در پيدا كردن اطلاعات كمك كند اما اين خود افراد هستند كه بايد تعيين كنند آيا اطلاعات متناسب و مرتبط با نياز خاص آنها هست يا خير. براي تبديل اطلاعات به دانش، افراد بايد اطلاعات را تحليل، تفسير و درك كرده و آن را در متني جاي دهند(استوفر،1999).

2-3-6-4: نقش فرهنگ سازماني در مديريت دانش

فرهنگ سازماني عبارت است از ارزشهاي اصلي، مفروضات، تفسيرات در رويكرد‌هايي كه ويژگيهايی که سازمان را مشخص مي‌كند (كوئين، 1999). به طور كلي فرهنگ سازماني ادراكي است كه افراد از سازمان خود دارند و چيزي است كه نه در سازمان وجود دارد و نه در فرد و ويژگي‌هاي خاصي كه در يك سازمان وجود دارد نمايانگر خصوصيات معمول و ثابتي است كه سازمانها را از يكديگر متمايز مي‌كند (مشبكي، 1380).با توجه به چنین موضوعی بدیهی است که فرهنگ سازمانی نقش بسیار مهمی در پذیرش دانش دارد.

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.