پیدایش هوشمندی رقابتی:پایان نامه درمورد هوشمندی رقابتی

دانلود پایان نامه

فن‌آوري‌هاي نوين با سرعتي سرسام‌آور در حال پيشرفت هستند، به طوري‌كه جوامع به صورت عام و بازار به صورت خاص، با شتابي وصف ناپذير به دنبال ترفندهايي مي‌گردند كه بقايشان را در اين عرصه آشفته و متلاطم تضمين كنند. سازمان‌ها بايد بپذيرند كه فلسفه حياتشان تغيير كرده است و ديگر زنده بودن به معناي رسيدن به وضعيت سوددهي مداوم نمي‌تواند باشد و بايد به دنبال رقابت و ابزار آن باشند، چرا كه امروزه كمتر شركتي در اين عرصه به صورت سنتي و به دور از قواعد جديد بازي، كسب و كار مي‌كند و براي اينكه بتوان پا به پاي رقبا باقي ماند يا شايد به سختي و با مهارت بسيار بتوان يك قدم از آنها پيش گرفت، مي‌بايست به قواعد جديد بازي كاملاً مسلط بود تا شايد روزي بتوان خود يك قاعده جديد انگاشت. بنابراين تسلط بر فن‌آوري‌هاي جديدي مانند هوش رقابتي در كسب وكارها يك الزام و ضرورتي اجتناب ناپذير تلقي مي‌شود.

امروزه براي اين كه سازمان‌ها بتوانند در محيط به شدت رقابتي بين المللي به حيات اقتصادي خود ادامه دهند، به ابزارهاي جديدي جهت تصميم‌گيري و تصميم سازي نياز دارند. از جمله‌ی اين ابزارها هوش يا هوشمندي رقابتي است كه در سطح جهان به سرعت رو به رشد و گسترش بوده و در حال تبديل به معياري است كه بتواند مديران شركت‌ها و سازمان‌ها به ویژه سازمان‌های دانشگر نوین را در اخذ تصميمات هوشمندانه ياري دهد. هوشمندي رقابتي   فرآيندی است كه محصول آن ((اطلاعات ارزیابی شده)) می‌باشد. طبعاً هدف از اين هوشمندي، بهره‌گیری از اطلاعات هوشمندانه، براي پشتيباني و هدايت تصميمات و اقدامات مديريتي درجهت اهداف رقابتي است.  به بيان ديگر، مهم ترين وظيفه‌ی آن پشتيباني از فرآيندهاي تصميم‌گيري در يك سازمان است، كه معمولاً به وسيله مديران اجرايي انجام می‌شود.

هوشمندي رقابتي در اغلب موارد به عنوان يك شاخة علمي نسبتاً جديد شناخته شده كه از سال 1980 به بعد، به تدریج عموميت يافته است. این هوشمندي كه از توسعه‌ی اقتصاد، بازاريابي، تئوري‌هاي نظامي و مديريت استراتژيك برخواسته، هنوز در مرحلة تكامل خويش قراردارد.

هوشمندي را مي‌توان به عنوان يك محصول با ارزش افزوده نیز تعریف نمود که از گردآوري، ارزيابي، تجزيه و تحليل، يكپارچه سازي و تفسير اطلاعات موجود و مرتبط با يك يا چند جنبه از نيازهاي مديريت عالي سازمان ناشي مي‌گردد و بلافاصله به صورت بالقوه در تصميم‌گیری مديران حضور پيدا مي‌كند(یزدانی، 1392).

فرایند هوشمندی رقابتی، با تحلیل اطلاعات داخلی و محیطی سازمان، فعالیت‌های رقبای مستقیم و غیرمستقیم را در ابعاد مختلف پیگیری می‌نماید. از این رو، تحلیل مداوم محیط‌های درونی و بیرونی سازمان و تفسیر مستمر اطلاعات دریافتی از محیط، تأثیر به سزایی در تصمیمات آتی مدیران برای موفقیت بیشتر سازمان خواهد داشت(Rouach & Santi,2001).

ساختار سازماني يكي از مهم‌ترين مفاهيم تئوري سازمان است و همواره از آن به عنوان بحث اصلي در موفقيت يا شكست سازمان‌ها ياد شده است. اين موضوع به دليل اهميت ذاتي‌اش، از ديرباز توجه محققان و پژوهشگران متعددي را به خود جلب كرده و تاکنون از جنبه‌های گوناگونی مورد بحث وبررسی قرار گرفته است. در دنیای کنونی سازمان‌ها با تغییرات سریع فن‌آوری، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی روبرو هستند، سازمان‌هایی می‌توانند در مقابل محیط‌های خیلی پویا و نامساعد امروز دوام بیاورند که توان دریافت اطلاعات مناسب و به موقع را داشته باشند و بتوانند پس از پردازش اطلاعات جمع‌آوری شده، راه‌های معقول و مناسبی برای مسائلی که با آن‌ها روبرو هستند ارائه دهند. در چنین دنیای متلاطمی، انسان‌ها، سازمان‌ها و سیستم‌هایی موفق و کارا خواهند بود که از درجه‌ی هوشی بالایی برخوردار باشند(الوانی، بیگی نیا و همتی مهاجر،1390).

عملکرد مالی، معیاری برای سنجش و ارزیابی استراتژی‌های رقابتی سازمان می‌باشد و از آن‌جا که هوشمندی رقابتی، یک فرایند استراتژیک سازمانی در برابر محیط رقابتی است،  می‌توان از عملکرد مالی به عنوان معیاری برای سنجش موفقیت هوشمندی رقابتی در سازمان بهره برد. از طرفی، عملکرد سازمان را می‌توان به عملکرد مالی سازمان نسبت داد. از آن‌جا که دارایی‌ها، محصولات و خدمات، عملیات، بازار و منابع انسانی در عملکرد نهایی سازمان تأثیر بسزایی دارند، مزیت‌های مالی سازمان غالباً با موفقیت سازمان ارتباط دارند(چاوشی و جوادی پور،1391)

 

2-1-2- مبانی و مفاهیم نظری در مورد هوشمندی رقابتی

2-1-2-1- تاریخچه‌ی پیدایش هوشمندی رقابتی

هوش رقابتي مفهوم تازه‌اي در ادبيات موضوع نيست. اين واژه در نيمه‌ی نخستين دوران صنعتي به ادبيات كسب و كار وارد گرديد. به نظر می‌رسد‌‌‌ كاربرد اين مفهوم با واژه‌ی (Competitive Intelligence) نخستين بار در دهه‌ی 1930 پديدار گرديده است. با اين وجود، از اوايل دهه‌ی 1960 بود كه روز به روز نوشته‌هاي بيشتري در پيرامون هوش رقابتي، هوش راهبردي (SI)[1] و پیمایش محیطی (ES)[2] انتشار یافت. تا اواسط دهه‌ی 1970، با توجه به توسعه‌ی شرکت‌ها به کشورهای خارجی، جهانی شدن بازارها و نیازهای مختلف مصرف کنندگان این مقوله به طور آهسته اما منظم توسعه پیدا کرد(Prescott,1995). در واقع تمام این موارد حیات و فعالیت‌های شرکت‌ها را تحت تاثیر قرار داده و مدیران را به تحقیقات مداوم برای نظریه‌ها و تکنیک‌های جدید جهت رویارویی با رقابت ترغیب نموده است(Fuld,1995). با اين همه در دهه‌ي 1980بود كه سيستم‌هاي هوش كسب و كار (BIS)[3] و سیستم‌های اطلاعات مدیریت (MIS)[4] پديدار شدند تا امكان استفاده از اطلاعات پيراموني با اثربخشي بيشينه فراهم شود. اما از اوايل دهه 1990 ميلادي با تكميل رويكرد‌هاي متنوع از نظام‌هاي مديريتي، موضوع هوش رقابتي به عنوان بخش اعظم هوش سازماني در مجامع علمي فراگير شد. در اين دوران پژوهشگران رويكردهاي گوناگوني را براي اندازه گيري هوش رقابتي و اثرهاي آن در سازمان طرح ريزي نمودند و بكار گرفتند. اما از اوايل دهه 90 ميلادي، هوش رقابتی به عنوان بخش جدايي ناپذير از ادبيات كسب و كار بين پژوهشگران و در مجامع علمي فراگير شد. برآورد مي‌شود از نظر حجمي بيش از 85 درصد هوش سازماني را هوش رقابتي تشكيل مي‌دهد و تا‌كنون انديشه‌ی انديشمندان بسياري در دانشگاه‌هاي سراسر جهان به پردازش هوش رقابتي معطوف گرديده است(Michaeli & Simon,2008).

 

[1]. Strategic Intelligence

[2]. Environment Scanning

[3]. Business Intelligence System

[4]. Management Information System

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.