تبلیغات
علم سرا - مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش عالی

مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش عالی

مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش عالی

آموزش عالی در بسیاری کشورها ، بویژه جوامع غربی ، به سوی محیطی متمایل شده است که بازار در آن نقش مهمی ایفا می کند . در چنین محیطی ، تأمین خواست مشتری هدف اصلی مؤسسات محسوب می شود . بنابراین ، دانشگاه ها برای بقای خود ، راهی جز افزایش کیفیت و در عین حال کاهش هزینه ها ندارند . از طرف دیگر بنا به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران ، آموزش عالی وارد دوران جدیدی شده است که "رقابت" و "کیفیت" مشخصه های اصلی آن محسوب می شود . بنابراین آموزش عالی زمانی می تواند براساس نیاز ملی و در جهت گسترش فرهنگ و دانش مدیریت نوین استوار باشد که نظام مدیریتی با رویکرد مشتری محور و کیفیت گرا ایجاد شده باشد . ساختار و نظام مدیریت آموزش عالی از این لحاظ مورد توجه نظام مدیریت کیفیت واقع می گردد . مؤسسات آموزش عالی به عنوان پلی میان تولید کنندگان دانش و دانش پژوهان جهت پاسخگویی به تغییرات اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خود نیازمند تحول جدی هستند (یزد خواستی و رجائی پور، 1388 ).

 بر طبق گفته رجائی پور و همکاران (1388) مدیریت کیفیت فراگیر فرآیندی است که

متمرکز بر روی مشتری ها ، کیفیت محور ، متکی بر تیم ها که برای دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان از طریق ارتقای مستمر فرآیندها ، توسط مدیریت ارشد سازمان رهبری می شود . ارکان فلسفی مدیریت کیفیت فراگیر عبارتند از : فرآیند گرایی ، مشتری محوری و بهبود مستمر (ص 74) .

مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش عالی عبارت است از فرآیند مستمر ایجاد بهبود و تحول در مدیریت آموزشی و نیروی انسانی ، ساختار سازمان ، برنامه ریزی آموزشی و درسی ، روش ها و فنون تدریس ، تجهیزات ، منابع و فضای آموزشی ، شیوه های برگزاری امتحانات ، تشخیص نیازهای جامعه و آموزش عالی در جهت انطباق به نیازها و خواسته های دانشجویان ، اولیاء و جامعه و تحقق کیفی اهداف آموزش عالی با مشارکت تمامی اعضاء سازمان آموزش عالی ( سعیدی پور ، 1384 ) .

مدیریت کیفیت فراگیر نگرشی نو به بهبود کارایی و انعطاف در سازمان است و یکی از اهداف اولیه آن درگیرسازی همه کارکنان ، اساتید و دانشجویان در همه بخش های سازمان یا دانشگاه ها به کار گروهی است تا خطاها شناسایی ، ردیابی و حذف شود و از این طریق از ضایعات جلوگیری به عمل آید (مهدوی و روحی ، 1387) .

2-18 اعتباربخشی و تضمین کیفیت در آموزش عالی

یکی از دغدغه های اصلی نظام های آموزش عالی در اغلب کشورهای جهان تضمین کیفیت برنامه ها و فرآورده های دانشگاهی است . هرچند ایالات متحده آمریکا کوشش های مربوط به اندیشیدن و ساختارسازی برای ارزیابی و ارتقاء کیفیت آموزش عالی را یک دهه قبل از آغاز قرن بیستم شروع کرده است ، اما سایر کشورها فقط نزدیک به دو دهه است که به این چالش توجه کرده اند . بنابراین یکی از مهمترین عوامل موفقیت در تضمین کیفیت آموزش عالی ، ایجاد ساختار سازمانی مناسب برای ارزیابی و بهبود کیفیت آموزش عالی بوده است ( بازرگان ، 1386 ) .

تضمین کیفیت ، کلیه اقدامات برنامه ریزی شده و نظام مندی را شامل می شود که برای حصول اطمینان از تحقق الزامات کیفیت عناصر نظام آموزشی و از جمله محصول یا خدمت صورت می گیرد ، به عبارتی دیگر تضمین کیفیت در آموزش عالی مجموعه ای از رویکردهای طراحی شده مدیریت و سنجش به منظور مقایسه عملکرد با اهداف و تضمین دستیابی به برون دادهای مورد نظر و بهبود مستمر کیفیت است (عارفی و خرسندی ، 1391 ) .

ارزیابی آموزشی به دنبال شناخت و درک عملکرد آموزشی و هدایت فعالیت ها برای ارتقاء بهره وری و بهبود کیفیت می باشد .  ارزیابی کیفیت از نظر مفهومی به مجموعه ای از سازو کارهای مدیریتی ، نهادی و رویه های منظم به منظور حفظ و بهبود کیفیت و پاسخگویی به ذینفعان ابلاغ می گردد . به بیان دیگر ارزیابی کیفیت عبارت است از مدیریت نظام مند روش ها و رویه های ارزیابی برای حصول به کیفیت درون دادها ، فرآیندها و برون دادها و به طور کلی بهبود کیفیت برنامه یا مؤسسه است . در هر نظام آموزشی وجود یک رهیافت منظم و قدرتمند برای ارزیابی ، بهبود و اصلاح آن اهمیت دارد . الگوها ی ارزیابی کیفیت که در دو دهه اخیر مورد توجه نظام های آموزش عالی جهان قرار گرفته اند ، همگی در راستای تحقق این هدف بوده اند (حجازی ، 1386 ) .

الگوهای زیادی جهت ارزیابی کیفیت در آموزش عالی وجود دارد که از میان آنها الگوی اعتباربخشی در آموزش عالی کاربرد وسیع تری داشته است . در سال های اخیر ، بحث های بسیاری در مورد مفهوم اعتباربخشی در دانشگاه ها در کشور در جریان بوده است .

اعتباربخشی در آموزش عالی که از دهه آغازین قرن بیستم به منظور قضاوت درباره سازمان های آموزشی مورد استفاده قرار گرفته است ، با سابقه ترین الگوی ارزشیابی است . انجمن نورث- سنترال[1] (دانشگاه های شمال مرکزی آمریکا ) از جمله پیشگامان استفاده از این نوع الگو در آموزش عالی بوده است . اعتباربخشی در آموزش عالی فرآیندی است که طی آن برنامه یا سازمان ارزشیابی شده مورد نظر ابتدا از طریق ارزیابی دورنی درباره وضعیت موجود خود در مقایسه با هدف های بیان شده قضاوت می کند . این قضاوت به وسیله اعضای برنامه به عمل می آید . هدف این ارزیابی آن است که اعضا را نسبت به بهبود وضعیت برنامه ترغیب کند پس از تدوین گزارش درونی ، باید به وسیله هیئت همگنان به ارزیابی برونی[2] و رتبه بندی پرداخت (بازرگان ، 1389) .

با توجه به مطالب ذکر شده در فوق می توان گفت که اعتباربخشی در آموزش عالی ارتباط تنگاتنگی با مفهوم کیفیت دارد . به طوری که دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی می توانند با انجام فرآیند اعتباربخشی به ارزیابی کیفیت خود پرداخته و از این طریق تضمین کیفیت آموزش عالی محقق شود . 



[1] - North – Central Association

[2] - internal evaluation