ارزش ادراک شده در بیمه:/پایان نامه تبليغات شفاهي و بیمه

ارزش ادراک شده در صنعت بیمه

در مطالعات اکتشافی پیرامون ارزش ادراک شده مصرف کنندگان صورت گرفت پاسخ ها به چهار گروه تقسیم شد:

  • ارزش، قیمت پایین است؛
  • ارزش، هر آن چیزی است که من از یک محصول می خواهم؛
  • ارزش، کیفیتی است که من در برابر قیمتی که می پردازم دریافت می دارم؛
  • و ارزش، هر آن چیزی است که من در برابر آنچه هزینه می کنم دریافت می کنم؛

بنابراین تعریف زیر را از ارزش ادراک شده ارائه داد:

ارزش ادراک شده ارزیابی کلی مصرف کننده از مطلوبیت یک محصول بنابر ادراکاتی است که از دریافتی ها و پرداختی ها دارد. البته ارزش ادراک شده مشتریان از خدمات بیمه یکسان نبوده و بسته به نوع فرهنگ، صنعت، زمان های مختلف، معیارها و ابعاد گوناگونی را شامل می شود.

یافته های بدست آمده از تحقیقات حول محور ارزش ادراک شده میتواند به صورت بهتری استراتژی های بازاریابی، ترفیعی و بخش بندی بازار را بازگو کند؛ زیرا ادراکات مصرف کنندگان منبع مناسبی برای توسعه خدمات محسوب میشوند. با بهره گیری از معیارهای توسعه یافته و تعدیل شده مفهوم ارزش ادراک شده، خدمات دهندگان این فرصت را خواهند داشت تا ارزش برنامه ها و محصولات مختلف خود را مورد مقایسه قرار دهند. بعلاوه این امر ظرفیّت و توانایی خدمات دهندگان را در شناسایی ابعاد ارزش ادراک شده بعنوان ویژگی های مثبت یا منفی محصولات خود بهبود می بخشد. در واقع ارزش ادراک شده باید در مرکز ثقل تلاش های بازاریابان در درک رفتار مصرف کننده باشد (سعید نیا و بهادران، 1387، ص 62).

2-6) اعتماد

اعتماد به عنوان یک عنصر اساسی و تعیین کننده در تصمیم گیری، ساخت و تقویت رابطه بلندمدت خریدار- فروشنده شناخته شده است. اعتماد، به عنوان اعتقاد به قصد و نیت و خواسته طرف دیگر رابطه بنا شده و بر اساس شهرت، شخصیت، سیستم ها و فرایندها بنا می شود. اعتماد همچنین بر اساس تجربه، رضایت و همدلی ایجاد می گردد. اعتماد، مفهومی رفتاری است که منعکس کننده تکیه بر طرف معامله است و قابلیت آن به کسب اطمینان نسبت به طرف مقابل مربوط می شود. زمانی که اعتماد افزایش یابد، حالت انگیزشی مثبت تری ایجاد شده و همدلی مشتری افزایش می یابد، برعکس، کاهش اعتماد اثر منفی دارد. اعتماد در روابط تجاری ریسک فرصت از دست رفته را از بین برده و هزینه مبادله را کاهش می دهد (پیر کوهی و همکاران، 1385، ص 4).

هاسمر (1995) بيان مي­كند كه انتظارات فردي، روابط بين شخصي، مبادلات اقتصادي، ساختارهاي اجتماعي و اصول اخلاقي نمايانگر نگرش هاي اصلي به اعتماد هستند. راتردر سال 1967 اعتماد را “انتظار يا توقعي كه يك فرد يا گروه در قبال حرف، گفته ها و نوشته هاي كتبي و شفاهي فرد يا گروه ديگرمي تواند داشته باشد و به آن اتكا كند” تعريف مي كند (پیر کوهی و همکاران، 1385، ص 10). توماس و اسچيندلر بر اساس تحقيقات خود اركان كليدي اعتماد را شامل پنچ عامل صداقت، شايستگي، ثبات، وفاداري و صداقت مي دانند.(Zarandi & Abedi Jafari,2009,p34)­اعتماد به عنوان يك عامل كليدي در افزايش اثربخشي سازماني و مزيت رقابتي در رقابت براي استعدادهاي انساني، رضايتمندي مشتري، ثبات درازمدت و شهرت اعضاي سازماني معرفي شده است. اعتماد مخصوصاً براي سازمان هاي رقابت كننده در بازار جهاني كه در آن عدم اطمينان و ريسك به علت فرهنگ، ارزش ها و اهداف شركا ممكن است متفاوت باشد، مهم مي باشد. در بازاريابي رابطه مند نيز اعتماد به عنوان يكي از ابعاد رابطه تجاري تعريف شده است. در واقع موفقيت يك رابطه تا حدود زيادي به ميزان اعتمادي كه بين مشتري و فراهم كننده خدمات وجود دارد، بستگي دارد. اعتماد براي هر دو طرف رابطه مهم است. يكي از اهداف شركت ها براي ايجاد روابط بلندمدت، كسب اعتماد مشتري است. فقط در يك رابطه مبتني بر اعتماد است كه اطلاعات بين خريدار و فروشنده به طور صحيح و آزادانه مبادله مي شود. شركت هاي حرفه اي و موفق در جهت منافع مشتري عمل مي كنند و اين امر موجب جلب اعتماد مشتريان مي شود (Wiley, 2004,p64).