دسته بندي علمی – پژوهشی : بررسی محتوایی قصه‌های کتاب «فرهنگ افسانه های مردم ایران» (جلداول)- قسمت ۴

¨ موجودات و پدیدههای اساطیری
_________________
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها.
این قصه، به شیوهی تمثیلی بیانگر ظلمی است که بر کشاورزان و طبقهی فرودست جامعه میرفته است. پیرمرد کشاورز، نمونهای از کشاورزان این سرزمین که سالها تحت سیطرهی خانان و اربابان ظالم بوده است. خرس و روباه نمادی از انسانهای زورگو که بدون هیچ حقی، سهم کشاورزان را غصب میکردند، در صورتی‌که کشاورزان در فقر به سر میبردند. در این قصه، مراحل کار کشاورزی شامل بذرپاشیدن، آبیاری کردن، وجین کردن، درو کردن و باد دادن محصول را نشان میدهد.
¨ آداب و رسوم
___________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
_________________
■ عناصر روانشناسی
در این قصه یکی از آرزوهای مردم؛ یعنی مقابله با زورگویان و ظالمان بیان شده است. در پایان قصه، پیرمرد کشاورز نه تنها از دست خرس رها میشود، بلکه روباه را نیز از سر راه خود برمیدارد و تمام محصول را از آن خود میکند. این امر تنها در قصهها امکان وقوع داشته، چرا که در نظام ارباب و رعیتی که سابقاً در ایران رواج داشته، بیشتر محصول کشاورز به اربابان تعلق میگرفته است.
■ باورهای عامیانه و خرافی
_______________
■ سایر عناصر
_________
۳-۱۰۱-برگ ظلمات
* خلاصهی قصه
پادشاهی نابینا بود. پزشکان دوای درد پادشاه را برگ ظلمات گفته بودند. پادشاه سه پسرش را با مقداری پول به دنبال برگ ظلمات فرستاد. شب اول، پسر بزرگ و وسطی هر چه پول داشتند در قمار باختند؛ اما پسر کوچکتر راه افتاد تا برگ ظلمات را بیابد. در راه به قلعهای رسید که دیوی در آنجا زندگی میکرد. دیو و پسر با هم کشتی گرفتند. دیو زمین خورد و قبول کرد که غلام پسر باشد. دیو دو برادر دیگر هم داشت که پسر آنها را هم شکست داد. پس از آن دیوها، راه رفتن به ظلمات را به پسر نشان دادند. پسر به ظلمات رفت و برگ ظلمات را چید. در راه بازگشت به خانهای رسید که دختر زیبایی آنجا بود. جوان بوسهای از گونه راست او برداشت و گونهی چپش را گاز گرفت و بیرون آمد. به نزد برادرانش رفت. برادران از شدت حسادت، جوان را در چاه انداختند و برگ ظلمات را به قصر بردند. بعد از مدتی، جوان با کمک مسافری از چاه بیرون آمد و به شهر برگشت؛ اما خود را به پادشاه نشان نداد. روزی دختر آمد و پسری را که برگ ظلمات را چیده بود، خواست. پسر بزرگ و پسرمیانی رفتند؛ اما نتوانستند نشانیهای آنجا را بگویند. دختر لشکری آماده کرد تا با شاه بجنگد. پسر کوچکتر خود را نشان داد و به نزد دختر رفت و همهی قضایا را تعریف کرد. دختر از او خواست شوهرش بشود، شاهزاده قبول کرد و شاه دستور داد جشن گرفتند. دو برادر دیگر را هم دار زدند.
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
______________
¨ کنشهای اساطیری
-سفر به ظلمات
سفر یکی از کهن الگوهای اساطیری است که قهرمان طی آن به هدفی خاص میرسد. در میان همهی این سفرها، رفتن به ظلمات برای یافتن آب حیات که جاودانگی میبخشد و یا گیاه ظلمات که خاصیت درمانگری و شفابخشی دارد، در واقع رفتن به سرآغاز جهان است(رجوع شود به قصهی ۱).
در این قصه، قهرمان برای یافتن برگ ظلمات که درمان نابینایی است، راهی سفری طولانی میشود. در بین راه با دیوان میجنگد و بعد از یافتن برگ ظلمات، دختری زیبارو را میبیند که در پایان قصه با او ازدواج میکند.
-اظهار عشق از سوی دختر
اظهار عشق از سوی دختر یکی از کنشهای اسطورهای است که به دوران مادر سالاری باز‌می‌گردد (رجوع شود به قصهی۶۶). در این قصه، دختر به پسر اظهار عشق میکند و پسرهم که قبل از دختر را پسندیده بود، با وی ازدواج میکند.
-غلبه بردیوان
در این قصه، اولین بار شاهد این هستیم که قهرمان دیوان را نمیکشد، بلکه آنها را تحت فرمان خود در میآورد. دیوان هم چند تار موی خود را به قهرمان میدهند تا موقع گرفتاری با آتش زدن آنها، به کمک قهرمان آیند. این مطلب در دیگر قصهها در مورد سیمرغ گفته شده است.
¨ موجودات و پدیدههای اساطیری
-دیو
(رجوع شود به قصهی ۱۲)
-برگ ظلمات(گیاهان مقدس)
یکی از ویژگی گیاهان در اساطیر خاصیت شفابخشی آنان است(رجوع شود به قصهی ۲۸).
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
قصه در خانواده‌ی یک پادشاه اتفاق میافتد، بنابراین در قصه فقط از یک طبقهی اجتماعی سخن به میان آمده است. پادشاه بیمار برای درمان نیاز به برگ ظلمات دارد. سه پسر پادشاه برای یافتن برگ اقدام میکنند. دو برادر اول انسانهایی خوشگذران و حسود هستند و به نوعی تجسم دیوان روی زمین که در نهایت هم به سزای اعمال خود میرسند؛ اما برادر کوچکتر فردی مصمم و باهوش است که به برگ ظلمات دست مییابد.
در قصه، هنگامی که بین دیوان و جوان درگیری ایجاد میشود و دیوان شکست می‌خورند، دیوان بعد از شکست مسلمان میشوند. با توجه به آن چه در مورد دیوان و مذهب زرتشت (رجوع شود به قصهی ۱۲) گفته شد، میتوان چنین نتیجه گرفت که این قصه، قدمتی دیرینه داشته؛ اما به تدریج با نفوذ اسلام دیوان نقطهی مقابل مسلمانان قرار گرفتهاند و شکست آنها به مسلمان شدن آنها میانجامد.
¨ آداب و رسوم
___________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
_________________
■ عناصر روانشناسی
همانگونه که پیشتر هم گفته شد، اعداد به ویژه عدد سه که غالباً به صورت سومین فرزند خانواده دیده میشود، نقش مهمی در قصهها و تحلیل روانشناسانهی آنها دارند(رجوع شود به قصهی ۹۸). در این قصه شاهد تکرار عدد سه هستیم. سومین برادر به سوی ظلمات میرود و در راه سه دیو را تحت فرمان خود درمیآورد. از لحاظ روانشناسی رفتن به ظلمات، رفتن به سوی کشف ناخودآگاه است (رجوع شود به قصه‌ی ۳۰)؛ بنابراین میتوان چنین گفت که سومین برادر در اینجا دیگر ابرمن یا ناخودآگاه وجود آدمی نیست، بلکه قهرمانی به دنبال یافتن خود است. وی در این سفر ابتدا با سه دیو میجنگد، یعنی با نیروهای درونی که مانع رسیدن او به ناخوآگاه هستند. پس از آن به برگ ظلمات دست مییابد و در همین جاست که با دختری زیبا؛ یعنی با نیمهی دیگر وجودش روبهرو میشود و در پایان ازدواج این دو به معنای تکامل روانی قهرمان است.
در مورد دختری که خفته یا زندانی شده و قهرمان به نوعی آن را بیدار میکند و به زندگی برمیگرداند. دلاشو در کتاب زبان رمزی قصههای پریوار چنین میگوید:
در هریک از این قصهها و در بسیاری دیگر نیز، شاهزاده خانمها در قلب کاخهایشان به خواب فرورفتهاند، همانگونه که خاطرات در اعماق ناخودآگاهی غنودهاند. شاهزادهی پسر که آنان را از خواب بیدار میکند، خودآگاهی ماست که تصاویر اسلاف و نیاکان را که برای عمل و اقلام شاهزاده (خودآگاهی) ضروریاند، فرا میخواند. به دیگر سخن، هر یک از این پریرویان بیحرکت و ساکن، نمودار تصویری از نیاکان است که به حالت انفعالی در منزلگاه ناخودآگاهی مقام دارد. این ماهرو به ندای جفت مکمل خود؛ یعنی حصهی فاعل خودآگاهی، که هزار خطر به جان میخرد تا او را به چنگ میآورد، جان میگیرد. در مرتبهی رازآموزی، دختر زیبای خفته یا زندانی، نمایشگر صورتی مثالی متعلق به ناخودآگاهی جمعی قومی یا نوع بشر است و زمانی که پس از قرنها، دوباره جان میگیرد. برای آن است که جهتی خاص به هنر، دانش و اندیشهی حوزهی عظیمی از جهان بدهد (دلاشو، ۱۳۶۶: ۱۳۵- ۱۳۳).

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir