می 9, 2021

بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در مقایسه با اندیشه¬های عرفانی مولانا- قسمت ۴۵

۱) ترجمه بیت: معنای عناصر اربعه آب و خاک و باد و آتش کاملاً مشخص است وعنصری که بدون هستی باشد معنای آن هم آشکار است.
۲) نکات بلاغی: ظاهرن با باهرن: کلمه قافیه و(ر روی و نون وصل) آب، خاک‌، با و آتش: مراعات النظیر است و باد، آتش، خاک و آب: عناصر اربعه را تشکیل می دهند، ظاهر با باهر: جناس مضارع اختلاف در حرف اوّل، آب با خاک و آتش با آب و باد: تضاد است.
۳) شرح مفاهیم عرفانی: ظاهر: آشکار پدیدار، در معنی عرفانی نقطه مقابل باطن است و آنچه که با حواس قابل درک و دریافت باشد، ظاهر و باطن در همدیگر اثر دارند. هرگاه با ریاضت و مجاهدت به حق ظاهر آراسته گردد باطن هم درست می گردد، و ظاهر عنوان و نشانه ای از باطن و درون عارف است. (ر. ک، سجادی، ۱۳۸۹: ۵۶۱)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وَ قــُوْسِ صُعُـود وَ قُــوْسِ نـُزُول اَرْایِ شِنَــاخْتِــنِ ظَــاهِــرکِــرد رَسول

 

۱) ترجمه بیت: خداوند برای رسانیدن انسان به کمال از عدم نیستی به هستی پیامبر را فرستاده است.
۲) نکات بلاغی: نزول با رسول: کلمه قافیه است، صعود با نزول تضاد.
۳) شرح مفاهیم عرفانی: نخستین موجودی که خداوند خلق نموده است عقل است که به نفس الرحمن مطرح است. و از سیر نزولی انسان تا سیر صعودی مراتب وجود انسان را طی تا او را به منزل اصلی که مبدا کل است وصل نماید، به نظر عرفا اوّلین صادر حق عقل اوّل است که به روح محمّدی معروف است، و این نور محمّدی اولین تنزل حق به صورت امکان وجود خلقی است که واسطه موجودات بوده است. وتمام مراتب کمال از پایینتر از خود را به نحو کامل داراست و حدیث حضرت رسول ناظر بر این معنی است که میفرمایند: «اَوَّلُ مَا خَلَقَ الله نُوری» و« اَوَّلُ مَاخَلَقَ اللهُ الْعَقْل» این بیانگراین موضوع است که، هیچ موجودی از حیطه واسطه ی وجودی انسان کامل حضرت ختمی مرتبت خارج نمیشود، روح محمّدی همان عقل اوّل است. (ر. ک، یثربی یحیی، عرفان نظری، ۱۳۷۲: ۳۳۰ – ۳۳۲)، مولوی در دفتراوّل مثنوی بر سیرنزول و صعود اجزای هستی چینین اشاره دارد:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در من آمد آن که از وی گشت مات آدمی و جانور، جامد، نبــــات
ایــن خـود اجزا اند، کـلیّات از او زرد کرده رنگ و فاسد کرده بو
تا جهان گه صابر است و گه شکور بوستان گه حُلّه پوشد، گاه عـور
آفتــابـی کــو بـر آیـد نـارْ گــون ساعتـی دیگر شود او سرنگـون
(مثنوی۱/۱۲۸۴-۱۲۸۷)

 

«ملاهادی سبزواری در شرح موضوع قوس نزول و صعود از منظر مولانا با بیان آیهی(۲۹) سورهی شریفهی اعراف: (قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ وَأَقِیمُواْ وُجُوهَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ کَمَا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ) میگوید: سیر وجود و نزول و عروج دوری است، وهرچه در قوس نزول بوده در قوس صعود باید مثلش پیدا شود».(سبزواری،۲/۱۹۵)، ودرجایی دیگرمی گوید: «چون قوس نزول اختتام پذیرفت، قوس صعود افتتاح نمود در صراط انسان کامل، و او را سیرمن الحق الی الحق و سیر بالحق فی الحق و من الحق الی الحق أعنی از مجلویت اسماء و صفات حضرت واحدیت ترقی نمود به مجلویت حضرت احدیت». (همان، ۱/۱۵۱)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کآنچه می گوید رسولِ مُستنیر مر مرا هست آن حقیقت در ضمیر
پرتوِ اندیشه اش زد بر رسول قهــرِ حـقّ آورد بــر جانش نزول
(مثنوی۱/۳۲۴۵-۳۲۴۶)
حَمـد دُو مَــرتَبَـه هَاتْ ژَ آسِمَان یَکْتَــایِی مُخْتَص ِذَاتِ حَق بِزُان

 

۱) ترجمه بیت: سورهی مبارک حمد دو بار بر پیامبر (ص) نازل شد، این را نشانهی یکتایی خداوند بدان.
۲) شرح مفاهیم عرفانی: حمد: سوره فاتحه الکتاب، ستایش شکر، این سوره کلام خدای سبحان است، اما به نیابت ازطرف بنده اش، و زبان حال بنده اش درمقام عبادت، و اظهار عبودیت است، که چگونه خدا را ثنا می گوید، و چگونه اظهار بندگی می کند. این سوره اصلاً برای عبادت درست شده است، و در قرآن هیچ سوره ای مانند آن دیده نشده است. منظور از آن چند نکته میباشد: نکته اوّل؛ ازاوّل تا آخرکلام خداست اما درمقام نیابت از بنده، دوم این که سوره مبارک دو قسمت است نصفی برای خدا، و نصفی دیگربرای بنده، سوم مشتمل برتمامی معارف قرآنی که شامل اصول و فروع و به چند اصل برمی گردد: ۱- توحید ۲- نبوت ۳- معاد و فروعات آن ۴- هدایت بندگان بسوی آنچه صلاح دنیا و آخرتشان است. (ر. ک، طباطبایی،۱۳۷۰: ۷۵و۷۶)، حقیقت حمد این است که: عارف پیرو خواجه ی کاینات باشد، و با پیروی از ایشان (ماعرفناک) مخاطب حق، حق تعالی جواب (لولاک) خود را در حمد و ستایش خداوند آشکارکند. و باید توجه داشته باشد هیچ گاه نباید از اظهار حمد و ثنای خدا کوتاهی کند و نه باید با اظهارات لفظی و حالی اکتفاکند. افتتاح کلام الهی را با الحمد الله آغازمی شود، تا ثنای حق را از زبان وی شنیده و در آن کوتاهی صورت نه گیرد. تا خود را از خمودی و کسالت نجات داده و به کمال برساند. و سیّدالفصحاء حضرت خاتم می فرماید: «لااُحْصی ثَناءً عَلَیْکَ، أنْتَ کَما أثْنَیْتَ عَلی نَفْسِکَ». (ر.ک.رضانژاد،۲/۷۱۴)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *