می 9, 2021

تحلیل و بررسی ارزشهای اسلامی در چارچوب طراحی لباس بانوان و نقش آن در سلامت جسم و روان- قسمت ۳

  • “عفت” که حد وسط بین شدت شهوترانی، هواپرستی، خمود، بی حرکتی و مرده دلی است.

 

 

 

  • “شجاعت” که خلق وسط بین تهور و بی باکی، جبن و کم دلی است.

 

 

 

  • “سخاوت” که حد وسط بین اسراف و تبذیر و بخل که شدت امساک و تنگ نظری است.

 

 

 

  • “حکمت” که حد وسط بین جربزه، یعنی شتاب زدگی و بلاهن که ضعف عقل و سفاهت است.

 

 

 

 

برخی از آثار صفات فاضله را مطرح می نماییم:
آثار عفت:
وقار، مسالمت، حسن هدایت، نرمخویی، نظم و انتظام، قناعت، آزادی نفس، آرامش نفس، حیا، صبر، سخاوت
آثار شجاعت:
تحمل مشقت، شهامت، متانت و ثبات نفس، حلم، صبر، ثبات نفس، همت عالی، اعتماد به نفس، بزرگی نفس
آثار سخاوت:
مسامحه و گذشت، مسرت و ابتهاج، بذل مال و انفاق، مواسات، ایثار، کرم
آثار حکمت:
تعقل، جودت ذهن، صفای ذهن، سهولت تعلم، تذکر، ذکاوت
آثار عدالت:
صله رحم، ترک کینه توزی، عبادت، دوستی و محبت، حسن شرکت، صداقت، الفت، خودداری از کار غیر عادلانه، مروّت، لطف و مهربانی. (همایونی، ۱۳۷۷، ۱۹۷)
اسلام که زن را گوهر گران بهای هستی و دارای شخصیت کامل انسانی می داند ، پوشش را همچون صدف، بهترین وسیله برای حفظ و ثبات آن شخصیت معرفی کرده است.
“دکتر گوستاو لوبون، مورخ معروف فرانسوی می گوید: این مطلب نیز روشن شد که اسلام در بهبودی وضع زن بسیار کوشیده و نخستین مذهبی است که مقام زن را بالا برده و روی هم رفته زنان مشرق زمین از نظر احترام و شخصیت علمی و تربیتی و سعادت بهتر از زنان اروپا هستند.”(تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص ۵۱۹)
حجاب ، چیزی که تو را تو کرده است. گوشه هایی از نامه “جوآنا فرانسیس” نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی به زنان عراقی:
“لباس های عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه تر از هر مد غربی است، برای این که آن ها تو را به صورت اسرار آمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند. ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما حقیقتا این ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم، برده مد هایی هستیم که پستمان می کند. مروارید های وجودی مان بسیار گران بها هستند، اما آن ها می خواهند به ما بقبولانن که بی ارزش اند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید. مد هایی که از زیر دست خیاطان غربی بیرون می آیند، برای این طراحی می شوند که به تو بقبولانند که ارزشمند ترین سرمایه تو، جذابیت جسمی توست.
جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آن قدر دوست دارد و برایت احترام قائل است که با تو ازدواج می کند و از آن جا که مردان شما مرد هستند و با غیرت و دلاور، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست. مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند، آن ها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز پس از سوء استفاده رها کنند!
گوهر بارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات، نجابتت و آن چیزی است که تو را، تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند، قسمتی از موهایشان نشان داده می شود، آرایش دارند و …. .
چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفّت و پاکدامنی از دست رفته اشان پشیمان اند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟”

پوشش وسیله ای است در خدمت زن تا موقعیت خویش را در جامعه تحکیم کرده و شخصیت و احترام خویش را فزونی بخشد. قرآن می فرماید:”ای پیامبر، به همسران و دخترانت و همه زنان مسلمان بگوی:که روسری ها را به خویش نزدیک سازند تا (به عفاف) شناخته شوند و مورد آزار اوباشان قرار نگیرند. خداوند آمرزنده و مهربان است”(احزاب، ۵۹).
برای آشنایی بیشتر به نکاتی در زمینه ملاکهای اسلام در پوشش در بخش بعد به آن خواهیم پرداخت.

 

 

طراحی لباس در اسلام

 

 

 

پوشش پوشاک

 

 

“هرچه دوخت لباس به طرف لخت شدن و نشان دادن قسمتی از اعضای بدن بصورت لخت (مانند چاک سینه و پشت در لباس زنانه و چاک پشت دامن کت در مردان و غیره) متمایل شود و یا با وجود پوشش تمام بدن، جنس لباس بنوعی بدن نما باشد (که جنبه شاعرانه به خود گرفته تمایلات جنسی را بیدار سازد)مانند پیژامه و زیر پیراهن با پیراهن های بدن نمای مردانه یا چادر و جوراب و لباس زنانه،مسلم است به اصل فوق (متاثر شدن از حملات شیطانی و وسوسه های مربوطه و اعمال نفوذ در فکر و اندیشه و میل و کشش)نزدیکتر بوده و بهمان نسبت دوری از رحمت الهی را به دنبال آورد (که منجر به سلب توفیق می گردد)در تعالیم دینی،از پوشیدن لباس نازک و بدن نما نیز به شدت نفی شده است،حضرت علی فرمود : “بر شما باد لباس ضخیم، بدرستی که هرکس لباسش نازک (بدن نما) شود دین او نیز سست و ضعیف می شود”. “(صبور اردوبادی، ۱۳۶۸،ج ۴، ۳۶۰)
معلوم است که فرض از لباس ضخیم، نه استفاده از لباسهای کلفت و زمستانی، بلکه، منظور طرد و رد و نهی استفاده از لباسهای نازکی است که بدن نما گردد (که بیش از همه در لباس های تنگ نمایان است) حتی یکی از اشکالات پوشاک مردانه فعلی غربی( که در شرق هم مدت هاست لباس رسمی شده است) کوتاه بودن دامن کت مردانه است که این نقص با افزودن چاک تشدید نیز می گردد و متاسفانه عده ای از روی بوالهوسی و عده ای نیز از روی ناآگاهی، بدان تسلیم شده اند. این مورد نمونه ای در لباس مردان است. با دقت بیشتر متوجه این نوع تغییرات در لباس بانوان کشور های اسلامی نیز خواهیم شد. و یا در اثر غلبه استعمار و مشکلات مالی و گرانی دوخت لباس سفارشی و استفاده از آنها مطابق میل و مقتضیات لازم،عموما در جریان استفاده از پوشاک حاضری( دوخته شده آنهم با مدهای تحمیلی و عدم دسترسی به پوشاک مناسب حال ) مدهای غلط و مضرّ حاکم در چنین شرایطی بر جو جامعه تحمیل می گردد.

 

 

شکل پوشاک

 

 

“از اینرو، از این انواع اشکال و مدل های لباس برای مردان، لباسهایی که دامن درازی داشته و تا زانو یا بالای زانو را بپوشانند بهتربن فرم لباس را تشکیل می دهند مانند لباسهای کرد ها ، بلوچ ها، ایلات، لباس روحانیت و….. که درازی دامن لباس به جهت جلوگیری از نمایش اعضاحساس بدن،از نظر روحی و اخلاقی به عفت و حیا نزدیکتر است امتیازات چشمگیری نسبت به لباسهای مد روز (مد غربی)دارند مانند گشادی و هوا گیری ارزانی و سادگی دوخت،عدم نگرانی و اضطراب از اینکه به هر بهانه ای شکل لباس سال به سال عوض گشته و مد قدیم متروک و مطرود شود و یا مثلا شانه (اپل)کت شکند یا چین و چروک بردارد که خود سهم موثری درکاهش ناملایمات و اضطرابات روحی داشته و نیز عدم نگرانی از عوض شدن سال به سال مد لباس و اطمینان ازسهولت نظافت و شستشو،می تواند به سهم خود در چنین شرایط ما (عصر اضطراب )از جمله عوامل موثر درآرامش روحی بشمار رود.” (همان ، ۳۶۱)

 

 

جنس پوشاک

 

 

دکتر احمد صبور اردوبادی در مورد جنس لباس در آیین بهزیستی اسلام به این نکته اشاره کرده است که به جای استفاده از اجناس مضر ، حتی المکان از پوشاک سالم از الیاف طبیعی استفاده گردد و لذا پوشیدن لباس پنبه ای و کتانی در درجه اول، و لباس پشمی در درجه دوم اهمیت قرارداده شده است. حتی استفاده ی مداوم از لباس پشمی، جز در مقام اظطرار ، مکروه اعلام شده است. پشم این خاصیت را دارد که حرارت بدن را گرفته و مدتی در خود نگه می دارد و به کندی آن را پس می دهد و از این رو در زمستان لباس پشمی لباس مناسبی است ، اما در غیر سرما، در تمام شرایط لباس کتانی و پنبه ای از لحاظ آرامش عصبی و کاهش تحریکات و حساسیت اعصاب بهتر است. جنس کتان بر پنبه ای مقدم است. ولی باز این نکته در مورد افراد خاص میتواند استثنا باشد مثلا افرادی که دارای بدنی حساس در مقابل بعضی از الیاف باشند البته ناگفته نماند که الیاف پنبه کمترین حساسیت را ایجاد میکنند. دستورات بهداشتی و بهزیستی اسلام در چنین مسئله باریک و حساس ، آن هم در موضوعی و در عصری که هنوز اکثریت قریب به اتفاق ملل جهان بی پروا و بی خیال به جهت غفلت و جهالت، به طور بی حساب از پوشاک الیاف مصنوعی در هر حال و در هر مقامی استفاده می کنند، قابل توجه می باشد.
با توجه به نکاتی که اسلام در راستای پوشاک مناسب برای بانوان ما در نظر گرفته است می توان ملاکهایی برای این پوشاک در نظر گرفت، که به آن در قسمت پوشاک مناسب، اشاره خواهم نمود.

 

 

رنگ پوشاک

 

 

بارزترین نمادها از جنبه تأثیر گذاری بر روان انسان، رنگ می باشند. رنگ در ارتباط با طبیعت ، فرهنگ، باورهای دینی و تجربه های زندگی ، هریک معنایی ویژه به خود اختصاص میدهند. این ادراک رنگ در میان ملل و اقوام گاه متفاوت و گاه مشابه است. اما به هرحال تابع موقعیت های زمانی، مکانی و جغرافیایی اند و یا از فرهنگ، دین و آیین مردم نشأت می گیرند. از سوی دیگر مفاهیمی که زمانی توسط افرادی برای رنگ ها برگزیده شده ، در همان دوره معتبر است. در حالیکه به مرور زمان تغییراتی در مفهوم رنگ به علت تغییراتی که در شرایط اجتماعی در هر جامعه ای بوجود می آید، رخ می دهد. البته ما شاهد ترکیب رنگ های متنوع تری در لباس های امروزی هستیم که این خود نشانه تنوع طلبی و سلایق متفاوت انسان ها است که در مبحث مد به آن اشاره خواهیم نمود.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اسلام درمبحث رنگ هم دستوراتی دارد. ما حتی در مورد لباس صوفیان رنگ های خاصی داریم که معنای خاص خود را دارد، در صورتیکه شاید همین رنگ در فرهنگ دیگر، معنی دیگری داشته باشد. رنگ هایی که در لباس اهل تصوف بیشتر مطرح است، سفید، سیاه، کبود، سبز و عسلی است.
تمام رنگ ها از لحاظ روان شناسی مهم بوده و حتی در روان شناسی از رنگ درمانی استفاده می کنند که اشاراتی به این موضوع خواهیم داشت. بطور مثال در روان شناسی ، سبز را کامل ترین رنگ ها می دانند و می گویند افرادی که این رنگ را بر می گزینند از لحاظ شخصیتی افراد مثبت و کاملی هستند. رنگ سبز نماد زندگی است. آمیزشی از دانش و ایمان، رنگی آرامش بخش، پیام‌ آور صلح و طراوت و بیانگر ثبات قدم و استقامت است. در مذهب، سبز نماد ایمان و عقیده و در اعیاد، مظهر رستاخیز و محشر است. به تعبیر علاءالدوله سمنانی، مقامی از وجود انسان نورانی که تصویری از ذات وجود الهی است، نور سبز درخشان دارد. تعبیر او از این نور، نور مطلقی است که صفت خاص حق است، منزه از حلول و اتحاد و مقدس از اتصال و انفعال، متجلی شود و پرده او سبز باشد و آن سبزی، علامت حیات شجره وجود باشد. بدین دلیل رنگ لباس شبیه اولیاء سبز انتخاب می شود.
در رنگ شناسی اسلامی- ایرانی نظام هفت رنگ وجود دارد: شامل سفید، سیاه، خاکی ، زرد، سبز، سرخ و آبی است. در سنت اسلام، رنگ لباس نباید سبب برتری جویی افراد بر یکدیگر و جدایی از اجتماع گردد و نباید عاملی سبب تفرقه محسوب گردد. ضمنا علت تیرگی رنگ جامه نه به دلیل عدم رعایت پاکیزگی ، بلکه دوری از دلمشغولی های بی مورد است، که در دین اسلام به این نکته توجه فراوان شده است و در قسمت رنگ لباس در اسلام اشاره خواهم نمود.

 

 

تاریخچه فرهنگ پوشش در ایران

 

 

فرهنگ ایرانی از جمله فرهنگ هایی است که همواره در خود، تنوع بسیاری را در خصوص پوشاک گروه های مختلف اجتماعی، پذیرفته است. این گوناگونی و تنوع، نه فقط در گروه های قومی یا مذهبی، بلکه در میان طبقات متعدد اجتماعی بر حسب جایگاه اقتصادی، سیاسی، جنسیتی و کارکردی خود در طی زمان به وفور دیده شده است.
عکس مرتبط با اقتصاد
اولین پوشاک‌ ها در فرهنگ ایران باستان، حالت اسطوره‌ایی دارند؛ به گونه‌ای که فردوسی بر این باور است که کیومرث مبدع استفاده از خز حیوانات به عنوان لباس بوده است. بنا بر این نقل قول، کیومرث پادشاه سلسله پیشدادیان معمولاً لباس پلنگ می‌پوشیده است. از نظر عمر خیام نیز، پیدایش اولین لباس‌ها با شاه هوشنگ بوده است، اما تابیدن و نساجی به دوران شاه طهمورث مربوط می‌شود.
بنابر اسناد و سنگ نبشته های به جا مانده از دوران باستان، در دوره‌های مختلفی از تاریخ، ایرانیان، پیشتاز پوشاک در جهان به شمار می رفته‌اند. این پیشتازی هم مربوط به قبل از اسلام در ایران می‌شد و هم بعد از اسلام. تصاویر حکاکی شده بر روی سنگ‌ها و آثار تاریخی به جا مانده از یونان، روم، چین و… نشان می‌دهد، که شاهزادگان و بزرگان آنان برای تفاخر خود، لباس‌های ایرانی بر تن می‌کرده اند. همچنین در عصر صفویه، که ایران دوران شکوفایی را طی می‌کرد، شواهدی موجود است که درباریان اروپایی نیز در موطن خود از لباس ایرانی استفاده می کردند. برای مثال تاورنیه، جهانگرد مشهور فرانسوی با هدایایی به دربار شاه ‌عباس آمد و در بازگشت به فرانسه، لباس های ایرانی را در دربار ورسای رواج داد که تا مدت ها درباریان فرانسه از آن استفاده می‌کردند. همه این شواهد نشانگر قوت و نفوذ فرهنگ ایرانی در ملل آن عصر بود. برعکس در زمان قاجار که ضعف و درماندگی فرهنگی کشور هویدا بود، باعث شد که نوع پوشش اروپائیان برای ایرانیان تفاخر باشد.
نزدیکی تفکر و فرهنگ اسلامی با فرهنگ ایرانِ باستان را می توان در زمینه پوشش زنان مشاهده کرد. به گواه اسناد تاریخی، زنان ایرانی حتی قبل از ورود اسلام، چادری مستطیلی می‌پوشیدند و معمولاً لباس‌هایی را بر تن می‌کردند که همه بدن آنها را بپوشاند. معمولاً از رنگ‌های روشن استفاده می‌شده است و حتی از سربند‌هایی برای پوشش سر و موها نیز استفاده می‌کردند. به همین دلیل و به علت تطبیق کلیات تعالیم اسلام در مورد پوشش با فرهنگ ایران، این تعالیم به خوبی توانست در این بستر فرهنگی شکوفا شده و با توجه به تنوع قومیتی و اقلیمی ایران زمین، تنوع و زیبایی منحصر به فردی از لحاظ پوشاک در سرتاسر این سرزمین را بر مبنای ارزشهای ایرانی- اسلامی خلق کند. به همین دلیل است که هنوز هم بر مبنای همان سنت، از لباس‌های زیبای کردی، لری، ترکمن، گیلک، لک و… نام برده می‌شود که همه آنها با حفظ معیارهای ایرانی-اسلامی، زیبایی و تنوع خاصی به پوشاک این مرز و بوم بخشیده اند.

 

 

تهاجم فکری

 

 

جنبش های ضد دینی از یک سو و جنبش های دفاع از حقوق زن در جهان از سوی دیگر، مطالعه پاره ای از احکام دینی یا تبیین آنها را می طلبد. به تعبیر دیگر، شبهات برون دینی، که در ناحیه مسائل زنان وجود دارد و ذهن دینداران را نیز مشغول کرده، ضرورت مطالعه و تدقیق جدید را دوچندان می کند. در ضمن بازبینی و بازنگری گاه آراء و نظرات جدید پیدا می شود و مشکل را از ریشه قطع می کند و در پاره ای دیگر به تبیین های روشن و قابل دفاع منتهی می گردد.
شبهات و ایرادها در میان غیر مسلمانان وجود دارد و به دنیای مسلمانان نیز کشیده شده است، اگرچه دینداران نیز لب به سخن نگشایند و زبان به اعتراض باز نکنند، اما در دل عقده بسیار دارند.
نمی توان در برابر این حرکت سکوت کرد، یا به عنوان تعبد دینی از کنارش گذشت، باید بدان پرداخت و تصویری روشن ارائه کرد. اگر در متون اولیه دینی چنین تبیین هایی به چشم نمی خورد، حکایت از ناروا بودن این عمل ندارد، بلکه در آن دوره ها اندیشه بشر از چنین رشد و تعالی برخوردار نگشته بود. (مهریزی، ۱۳۸۲، سی و پنج)
بررسی شخصیت انسانی زن، میزان برخورداری وی از استعداد ها و آرمان ها، وابستگی و استقلال او در شخصیت، توان رشد و راه پویی به سوی اهداف الهی و انسانی، آسیب پذیری از عوامل انحراف زا، و اثر گذاری وی در انحطاط یا تکامل مردان، اولین بحث زیربنایی در بررسی مسائل زنان است. (همان ، ۲۵)

 

 

ارزش های اسلام در زمینه پوشاک

 

 

اهتمام و توجه خاصی که در اسلام و به ویژه در آیات متعدد قرآنی به مسئله پوشاک شده است، اهمیت این بخش را در حوزه فرهنگی به خوبی نمایان می‌سازد. آنجا که قرآن کریم به این مهم اشاره نموده است و می فرماید: «ای فرزندان آدم، لباسی برای شما فرستادیم تا اندام شما را بپوشاند و مایه زینت شما باشد»
همچنین در شمار نعمت‌های بیکران الهی، از لباس و نقش حفاظتی آن در برابر سرما و گرما و نیز در جنگ ها، یاد میکند: «خداوند از آنچه آفریده… برای شما پیراهن‌هایی آفرید که شما را از گرما (و سرما) حفظ کند و پیراهن‌هایی که حافظ شما در جنگ باشد.»
طرز دوخت لباس نیز از تعالیم خداوند مهربان به بشر است، که از طریق پیامبرالهی، حضرت ادریس(ع) صورت گرفته است. آن حضرت اولین کسی است که خیاطی کرد و لباس دوخته پوشید.
اسلام کلیات حدود لباس پوشیدن را به روشنی تبیین نموده و در جزئیات به راهنمایی و راهگشایی پرداخته و فرهنگ و آداب و سبک زندگی ملت‌ ها و شرایط جغرافیایی و آب و هوایی و دیگر اموری را که بر زندگی اجتماعی اثر می‌گذارند، محترم شمرده است. لذا انتخاب طرح، رنگ، جنس و دیگر جزئیات لباس را به عرف جوامع واگذاشته است تا با رعایت حدود الهی، به تناسب فرهنگ ملی، نوع لباس خود را تعیین کنند.
در اسلام همچنین آداب ظاهری فراوانی برای پوشش وضع شده است تا با رعایت آنها، انسان از غفلت رها شود و ازآن برای رشد و رسیدن به اهداف عالی بهره ببرد، نه آنکه لباس، خود به هدف زندگی تبدیل شود و مشئ، شخصیت و فکر را تحت تأثیر قرار دهد و او را اسیر خود سازد. اگر لباس در انسان ریا و فخرفروشی و تکبر به وجود آورد، ابزاری در دست شیطان و آفت دین و موجب قساوت قلب خواهد بود. همچنین در طرح متعالی اسلام، لباس باید موجب فروتنی، خشوع و خضوع انسان در برابر خداوند متعال شود و تجمل پرستی و چشم و هم چشمی و اسراف و مصرف گرایی افراطی، در تهیه لباس مورد توجه قرار نگیرد.
با جستجو در اسلام به نکات جالبی در زمینه توجه و اهمیت اسلام به پوشاک و تأثیر آن بر سلامت جسم و روان بر خواهیم خورد که شاید در دین های دیگر، به این اندازه به این موضوع توجه و رسیدگی نشده باشد. و نکته ای جالبتر اینکه، تمام این موارد در راستای سلامت بشر، و با توجه به شرایط جسمی و روحی زن و مرد، قرار دارد. چه بسا، با رعایت این موارد، کمکی به سلامت خود و جامعه و آینده کشورمان، خواهیم نمود.

 

 

سلامت روان

 

 

“سلامت روانی، از بزرگ ترین نعمت های الهی در زندگی انسان است. ارزش این نعمت از هر نعمتی بیشتر است، به حدی که هیچ چیز به پای آن نمی رسد. بدیهی است بیماری های روانی مخصوص به قشر یا طبقه خاصی نبوده و تمام طبقات جامعه را در بر می گیرد. به عبارت دیگر، امکان ابتلا به ناراحتی های روانی برای همه افراد جامعه وجود دارد، و هیچ انسانی از فشارهای روانی و اجتماعی آن مصون نیست و این خطری استکه به شدت نسل فعلی و آینده را تهدید می کند.” (رجبی،۱۳۸۸،۱۴۵)
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
در اینجا به تعریفی از سلامت جسم و روان از دید روان شناسان و اسلام می پردازیم. در مورد تعریف سلامت روانی، دیدگاه های فراوانی وجود دارد. عده ای از دید پزشکی به آن نگریسته و سلامت روان را مقابل بیماری جسمی می دانند، در حالیکه روان شناسان و روانکاوان این مطلب را قبول ندارند. روان پزشکان فردی را سالم می دانند که در برخورد با مشکلات اجتماعی بتواند رفتار خود را کنترل کند و به عبارت دیگر، در فعالیت های زیستی، روانی و اجتماعی، تعادل کافی داشته باشد. اما روانکاوان، سلامت روانی را در توانایی فرد برای ایجاد سازگاری بین نهاد و فرامن و استفاده از مکانیزم های دفاعی هنگام وارد آمدن ضربات شدید روانی به فرد می دانند.
با وجود تعاریف متعدد در زمینه سلامت روان، یک چیز در همه آن ها مشترک است و آن هماهنگ کردن و ارتباط موزون با دیگران و محیط فردی و اجتماعی است. پس لباس به عنوان یک عامل مهم می تواند در سلامت روان نقش موثری ایفا کند که در دین اسلام به این موارد نیز توجه شده و به سلامت انسان اهمیت داده شده است، که در قسمت سلامت جسم و روان، به تأثیر رنگ و لباس بر سلامت جسم و روان بطور جداگانه اشاره خواهم نمود.

 

 

فصل دوم: طراحی لباس در چارچوبهای ارزشهای اسلامی

 

 

 

تاریخچه پوشش

 

 

در نقش هایی که از ایران باستان برجای مانده هیچ صورت زنی دیده نمی شود و نامی از ایشان نبرده شده است. “آنچه مسلم است این است که پوشش، قبل از اسلام در جهان وجود داشته است. زیرا قبل از اسلام انبیاء بزرگ (ع) برای حاکمیت، عدالت و دعوت مردم به تقوا و پاکدامنی آمده بودند و انسان فطرتاَ عفت و غیرت را که از صفات خداوند و انبیاء است، دوست دارد. اگرچه گرد و خاک در اثر گناه تا حدودی این فطرت را پوشانده بود ولی در هر حال آثار زحمات پیامبران و ریشه توحید در وجود انسان ها بوده و خواهد بود.”(محمدی نیا، ۱۳۷۷، ۱۵۵)
اما نکتۀ مهمی که در تاریخ لباس ایران وجود دارد، پرهیز از نمایاندن بدن عریان است که این مورد حتی قبل از ورود اسلام به ایران نیز مشهود است. فرهنگ پوشش و پوشاندن بدن برهنه،‌ فرهنگی است که از زمان های باستان تاکنون پاییده است و هرگاه ما عمیقا به پیشینه ی تاریخی و فرهنگی خود مراجعه نماییم، ملاحظه می کنیم که فرهنگ درست پوشاندن تن و بدن، متناسب با اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی، مسئله ای است که نیاکان ما به آن می اندیشیده اند و در باور آنها تخطی از این فرهنگ، گناهی بزرگ محسوب می شد. “استرابون مینویسد:” ایرانیان اگر بخشی از بدنشان برهنه باشد آن را بی شرمی می دانند و همیشه لباس بلند می پوشند، بیشتر مردم قبایی می پوشند که تا ساق پا را می پوشاند”. “(تاریخ اقوام ایرانی، ص۱۲۴)
البته بررسی لباس در سرزمین ایران که قدمتی چندهزار ساله دارد و در دوره های مختلف تحت تأثیر مذاهب و یا جنگ ها و لشکرکشی ها بوده است، کار آسانی نیست، چرا که ارتباط ایران با کشورهای دور و نزدیک در زمینه های مختلف باعث نوعی تبادل فرهنگی شد، که پوشاک نیز از این مورد مستثنی نیست. اما در دوره های اخیر شاهد آن هستیم که ایران و ایرانی متاسفانه تحت تأثیر فرهنگ غرب قرار گرفته و از این رو مدها و لباس های جدید مردانه و زنانه را که به هیچ وجه سنخیتی با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی ما ندارد را مشاهده می کنیم.
در بسیاری از نقش برجسته های دوره هخامنشیان و ساسانیان، مردان پوشش کامل دارند و زنان هیچگاه عریان نیستند. البته در نقش برجسته ها، زنان حضور اندکی دارند. همچنین در نقوشی مثل نقوش فرش پازیریک مربوط به دوره هخامنشی، زنان عریان نیستند. بلکه پوشاکی بر تن دارند که به نظر شبیه چادر می ماند.
بعد از ورود اسلام به ایران شاهد تغییرات زیادی در پوشاک هستیم که در راستای پوشش بانوان و لباس مناسب برای مردان بوده است. ولی وقتی دقت می کنیم، این پوشاک رنگ و بوی غیر ایرانی داشتند و از کشور عرب وارد ایران شده بود. تجلیات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است که برخی از اندیشمندان و تمدن نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج پوشش معرفی کرده اند.
“بعد از ورود اسلام به ایران ، زنان ایرانی چادر را ترجیح دادند، یعنی پوشش سراسری که زنان برای پوشاندن و ستر و پوشش برتر به کار می بردند، این پوشش در دوران اولیه اسلامی و بعد از آن یعنی در دوران تمام حکومت های ایرانی از طاهریان تا ایلخانیان به رنگ های زرد و آبی و سیاه نیز کاربرد داشت. در کتاب خانم شهشهانی تصویر زنی آمده است با پوشش سر مروارید دوزی شده که به عقیده ایشان حالت چادری را دارد که از روی شانه آویزان است. این طرح از نقش پارچه ای مخملی اقتباس شده است و مربوط به قرن ششم یا پنجم هجری است. به نظر می آید که این پوشش سر، جدا از چادری است که بر روی شانه انداخته شده و چیزی شبیه بُرُنس است.”(تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ص ۲۴۹)
وقتی به تاریخچه پوشش می پردازیم، متوجه میشویم که پوشش از عادات قدیم تمدن بشر بوده و تنها به کشورهای اسلامی و دین اسلام محدود نمی شود. نکته جالب اینکه وقتی به نوع پوشش آنها توجه میکنیم می بینیم که نه تنها اسلامی نیست، بلکه از حد و حدودی که اسلام مشخص کرده است، بیشتر است. دلیل آن بخاطر شرایط زندگی و آب و هوا و جغرافیای این کشورهاست که پوششی را انتخاب می کنند که متناسب با شرایط و سلامت بدن ملتش باشد. حال که ما میگوییم اسلام دینی است جامع و کامل، چطور می تواند در مورد مسئله ی این چنین مهمی بی تفاوت باشد و به سلامت انسانها توجه نکند. رابطه پوشش و سلامت، رابطه ای مهم وجدی است که در صورت غفلت از آن دچار مشکلاتی خواهیم شد که اثرات جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت.
از این رو در ابتدای این فصل به توضیحاتی درباره پوشش و دیدگاه اسلام و تفکراتی در این زمینه خواهیم پرداخت.

 

 

پوشش نشانه تمدن یا ارتجاع

 

 

آیا به این نکته توجه کرده اید که یکی از امتیازات بشر نسبت به حیوانات داشتن پوشش است. تمام کسانی که تطوّرات زندگی بشر را مورد ارزیابی قرار داده اند،‌ اعتراف کرده اند که برهنگی یا نیمه برهنگی از مختصات انسان های و حشی و غیر متمدن بوده، آن ها خاطر نشان ساخته اند که سیر تکاملی تمدن بشری با تکامل پوشش همراه بوده است. پس می توان گفت که وقتی ما پوشش کامل تر و بهتری داشته باشیم، میتوانیم ادعا کنیم که متمدن تر از کسانی هستیم که پوشش کامل ندارند. می توان از نقص پوشش در لباس افراد استنباط کرد که آنها دچار کمبود هایی در زندگیشان هستند و میخواهند این کمبود را جبران کنند. البته تعدادی به اشتباه سراغ کارهایی میروند که آنها را از مسیر سیر تکاملی تمدن بشر دورتر میکند و بجای پوشش به دنبال برهنگی رفته اند.، این موضوع را می توان در زمینه روان آنها جستجو کرد.
اگر برهنگی نشانه تمدن است، پس باید گفت که حیوانات و اقوام وحشی از زنان بی حجاب قرن بیستم متمدن ترند. “قرآن مجید صادق ترین بیانگر تاریخ تمدن بشری، خودنمایی و تبرّج زنان را به دوره جاهلیت نخستین نسبت می دهد و می فرماید:”ای زنان پیامبر، خانه را جایگاه خویش قرار دهید و همانند جاهلیت نخستین خود را نیارایید” (احزاب ، ۳۲). اگر حفظ اصالت فرهنگی ارتجاع است، پس چرا ملت های متمدن در عصر حاضر بر حفظ آن اصرار می ورزند و برای احیای آن تلاش می کنند.”(محمدی،۱۳۷۱، ۱۵)
با مطالعه ای که در زمنیه پوشش در باب های مختلف داشته ام، به این نتیجه رسیده ام که وقتی به جوامع اطرافمان می نگریم، اثرات مخربِ ناشی از غفلت اصل پوشش را مشاهده می کنیم. می توان به ناراحتی های اعصاب و امراض روانی، افزایش آمار طلاق، گسترش دامنه فحشا، افزایش فرزندان نا مشروع، خصوصاً در جوامع غرب و از همه مهمتر سقوط شخصیت زن اشاره نمود. امروزه شاهد آن هستیم که از زن به عنوان کالای مصرفی استفاده می شود و حتی برای فروش بیشتر، عکس زن را بر روی محصولات خود می زنند. این جای تاسف دارد که در بعضی جوامع چنین دیدی نسبت به زن دارند.
در اینجا باید به این نکته اشاره کنیم که اگرچه در زمینه پوشش، اسلام احکامی را مشخص کرده است، ولی این احکام با فطرت انسان هماهنگی کامل دارد و این هماهنگ بودن با فطرت است که باعث سعادت بشر و اجتماع اوست. از طرفی خداوند پیامبران را مامور کرده تا امورفطری را بطور مداوم به انسان ها گوشزد نما یند:”فذکر انّما انت مذکر”(غاشیه،۲۱) ای پیامبر مسا ئل فطری را یادشان بیاور، همانا فقط وظیفه تو یاد آوری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *