تعريف تامين مالي پروژه محور//پایان نامه مشارکت عمومي

  • يک شرکت خصوصي سرمايه ها را براي ساخت تسهيلات جديد پاکسازي آب قرض مي گيرد و بازپرداخت وام را به قرض دهنده از طريق درآمد عملياتي در دسترس و دارائيهايش ضمانت مي کند.
  • شرکت ممکن است از صاحبان سهام خودش هم کمک بگيرد.
  • براي آماده سازي تجزيه و تحليل اعتبار، وام دهنده به درآمد کلي شرکت ناشي از عمليات موجودي دارائيها و بدهي ها نگاه مي کند.
  • وام به عنوان بدهي در تراز نامه شرکت ثبت مي شود.

 

 

تامين مالي پروژه محور

در تامين مالي پروژه، دارائيهاي پروژه و يا درآمدهاي آتي به عنوان مبنايي براي افزايش سرمايه استفاده مي شود. به طور کلي مالکان، که قانونا در شرکت هاي مستقل هر يک به عنوان سهامدار اصلي محسوب مي شوند، يک هدف خاص را ايجاد مي کنند. معمولا شرکت تازه تاسيس که کمترين صاحبان سهام را دارد نيازمند انتشار بدهي با هزينه معقول است که عموما متوسط بين 10 تا 30 درصد از کل سرمايه مورد نياز براي پروژه توسط حقوق صاحبان سهام تامين مي شود. اغلب مالکان شخصا سهم کوچکي از حقوق صاحبان سهام شرکت جديد را به منظور اطمينان از اينکه او نمي تواند به عنوان يک شرکت تابعه براي اهداف قانوني و محاسباتي تعبير شود، نگهداري مي کنند.

آخرين ساختار قانوني هر يک از پروژه هاي مستقل متفاوت مي باشد. شکل زير مثال ساده اي از تامين مالي پروژه را شرح مي دهد. اين شکل نشان مي دهد که ناقل قانوني (شرکت) اغلب بيش از يک مالک را دارا مي باشد، به اين علت که:

  1. پروژه امکانات تکنيکي و مالي يک مالک را افزايش مي دهد.
  2. ريسک هاي مرتبط شده با پروژه ها بايد تسهيم شود.
  3. پروژه بزرگتر به صرفه جويي هاي توليد انبوه دست مي يابد که چندين پروژه کوچکتر دست پيدا نخواهند کرد.
  4. مالکان برحسب توانايي مکمل يکديگر مي شوند.
  5. فرآيند به يک سرمايه گذاري مشترک با بهره معين نياز دارد يا ترغيب مي شود (براي مثال مشارکت يا اقتدار ملي).
  6. قوانين حسابداري و قانوني حداکثر موقعيت حقوق صاحبان سهام را به وسيله يک مالک، که در بالا شرکت پروژه اي به عنوان شرکت تابعه رسيدگي شده بود را قيد مي کند.

در پروژه هاي بزرگ ناقلان قانوني متفاوت ممکن است براي آماده سازي وظايف مشخص تاسيس شده باشند (به عنوان مثال، ساخت، تعمير و نگه داري و مالکان واقعي). اين ساختار غالبا توسط ماليات و ديگر شرايط قانوني به همان ميزان مفهوم اعتبار به هر شريک، تحميل شده است.

در طراحي ساختار پروژه، سهامداران بايد در حداکثر انعطاف پذيري باقي بمانند، به عبارت ديگر، مالکان اغلب سودهاي ديگري نيز در پروژه دارند، شامل طراحي، ساخت يا مديريت پروژه که براي هر يک از آنها موسسات مستقل قانوني را تاسيس خواهند کرد.

اين ارتباطات به وسيله قراردادهاي اضافي ميان شرکت پروژه اي و مالکان حاکم خواهد شد. مانعي براي قرض دهنده بودن مالکان وجود ندارد، اين تطابق در عمل رخ مي دهد.

  • يک تيم يا کنسرسيوم از موسسات خصوصي، يک شرکت پروژه اي جديد را براي ساخت، مالکيت و عمليات ايجاد پروژه زيربنايي مشخص تاسيس مي کند.
  • شرکت پروژه اي جديد با همکاري صاحبان سهام هر يک از مالکان گسترش مي يابد.
  • شرکت پروژه اي، سرمايه ها را از وام دهندگان قرض مي گيرد. وام دهندگان به جريان درآمد هاي آتي پروژه که به وسيله پروژه و دارائيهاي شرکت بدست مي آيد، براي بازپرداخت کليه وام ها توجه مي کنند.
  • دولت کشور ميزبان ضمانت مالي براي وام دهندگان آماده نمي سازد و موسسات مالک، گارانتي هاي محدود شده اي را ارائه مي دهند و تامين مالي خارج از ترازنامه مي باشد.

2-2-1-4- تعريف تامين مالي پروژه محور

اصطلاح تامين مالي پروژه محور را اغلب به اشتباه به عنوان شيوه عمومي تامين مالي يک پروژه تعريف مي نمايند. تعاريف مصطلح در زمينه تامين مالي پروژه محور بر توانمندي هاي بهره ور يک واحد اقتصادي(به عنوان مثال يک پروژه) و تامين مالي ساخت و عمليات چنين واحدهايي متمرکز مي شوند. به طور کلي يک تامين مالي پروژه محور، تامين مالي يک واحد اقتصادي به گونه اي مي باشد که در آن وام دهنده به جريانات نقدي ناشي از عمليات واحد اقتصادي و جريانات نقدي ناشي از ديگر دارايي هاي واحد اقتصادي به عنوان وثيقه براي بازپرداخت وام پروژه توجه مي نمايد. در حقيقت اين روش، يک روش تامين مالي غير ترازنامه اي متکي[1] بر مزيت عملياتي پروژه مي باشد. به عبارت ديگر، مشخصه و ويژگي اصلي تامين مالي پروژه محور، ماهيت عدم اتکاء[2] و يا اتکا محدود آن به حاميان مالي[3] و سرمايه گذاران پروژه است.

[1] An “Off Balance Sheet” Method

[2] Non recourse

[3] Sponsors