تعریف سازمان:پایان نامه درمورد هوشمندی رقابتی

تعریف سازمان

سازمان[1]، پدیده‌ای است که به عنوان نهاد اجتماعی شناخته شده و دارای هدف است، ساختار آن به صورت آگاهانه طرح ریزی شده دارای سیستم فعال و هماهنگ است و با محیط خارج در ارتباط می‌باشد(کریمی،1383).

در تعریف دیگری از سازمان آمده است سازمان عبارت است “از سیستم فعل و انفعالات سلوکی و رفتاری اجتماعی یک گروه انسانی که همگی اعضا را شرکت‌کنندگان سازمانی می‌نامیم. هر یک از گروه‌ها و یا گروه‌های شرکت کننده در قبال اینکه از خود فعالیتی بروز می‌دهند منفعتی را دریافت می‌نمایند”( پرهیزکار،1372).

سازمان یک واحد اجتماعی است که به صورتی آگاهانه شالوده ریزی می‌شود و برای دسترسی به هدف‌های ویژه تجدید ساختار می‌شود(پارساییان و اعرابی،1375).

 

2-1-3-2-ساختار سازمانی

اگر سازمان را به عنوان مجموعه‌اي از افرادي كه براي تحقق اهدافي معين همكاري مي‌كنند، تعريف كنيم؛ بايد براي دستيابي به اين اهداف ميان افراد يك تقسيم كارصورت گيرد و هر زيرمجموعه، جزيي از يك فعاليت را انجام دهند. اين تقسيم كار موجب مي‌گردد كه چندگانگي به وجود آيد، يعني هركدام از افراد هدف خاصي را دنبال كنند. بنابراین، لازم است براي ايجاد يكپارچگی و تلفيق اهداف، ميان كارهاي تقسيم شده يك هماهنگي به وجود آيد تا تمام فعاليت‌هاي مجزا در جهت دستيابي به هدف كلي سوق داده شوند. ساختار سازماني اين هماهنگي را ايجاد كرده و جايگاه هر يك از افراد را در سازمان مشخص مي‌كند.

ساختار سازمان، متشكل از وظيفه، گزارش دهي، رابطه ها و اختيار است كه امور سازمان در محدوده‌ی ‌‌‌آن انجام مي‌شود. بنابراين ساختار مبين شكل و تخصص و فعالیت‌های سازمان است(Murhed,2004,p:45).ساختار سازمانی گماردن افراد در نقاط مختلف نمودار سازمانی و پست‌هایی است که بر روابط سازمانی این افراد اثر می‌گذارد(پارساییان و اعرابی،1386، ص83).

جامعه امروز جامعه سازماني است. سازمان‌ها ركن اصلي اجتماع كنوني را تشكيل مي‌دهند، براي نيل به اهداف سازمان، سازماندهي گامي ضروري است، سازماندهي فرايند ايجاد ساختار سازماني است و ساختار سازماني چارچوب سازماني است كه به درجه‌اي از پيچيدگي، رسميت و تمركز اشاره دارد(نوری،1379).

به عبارت ديگر ساختار سازماني بين كليه فعاليت‌ها و اهداف هماهنگي ايجاد مي‌كند و يك نظم راجهت دستيابي به اهداف سازماني به وجود مي آورد .همچنين معين مي‌كند كه چه كسي بايد در كجا قرار گيرد، با چه كساني ارتباط برقرار كند و از چه رویه ها و روش‌هايي پيروي نمايد تا سازمان به اهدافي كه دارد، دست يابد. در واقع هدف از ساختار، ايجاد يك الگوي منظم ارتباطات براي دستيابي به اهداف سازماني است(Jerald Greenberg & Robert R.Baron, 1997). ساختار سازمانی، راه یا شیوه‌ای است که بوسیله‌ی آن، فعالیت‌های سازمانی تقسیم، سازماندهی و هماهنگ می‌شوند. سازمان‌ها ساختارهایی را به وجود می‌آورند تا فعالیت‌های عوامل انجام کار را هماهنگ کرده و اعمال اعضا را کنترل نمایند. ساختار سازمانی در نمودار سازمانی نمایان می‌شود. نمودار سازمانی نیز یک نماد قابل رویت از کل فعالیت‌ها و فرایندهای سازمان است(نوری،1379).

بین ساختار سازمانی و نمودار سازمانی تمایز وجود دارد. ساختار سازمانی که مفهومی کلی‌تر است، با نمودار سازمانی نشان داده می‌شود. در نمودار سازمانی روابط اختیار، مسیرهای ارتباط رسمی، گروه‌های کاری رسمی و خطوط رسمی پاسخ‌گویی نمایان است(Hodge and William,1991). بنابراین، می‌توان گفت ساختار آیینه‌ی تمام نمای قواعد، مقررات، روش‌ها، استانداردها، جایگاه تصمیم‌گیری، چگونگی ارتباطات، تفکیک بخش‌ها و مشاغل و تلفیق آن‌ها و سلسله مراتب اختیارات است. مفهوم نسبتا ساده و ملموس ساختار، به شکل نمودار سازمانی نمایان می‌شود که نمادی رویت پذیر از کل فعالیت‌ها، شیوه‌های ارتباطی و فرایندهای سازمانی است. پس می‌توان اینگونه استدلال کرد که تلخیص و تجریدی از واقعیت ساختار سازمانی است.

بنابراين ساختار سازماني، نقش بسيار عمده‌اي در چگونگي ارتباطات رسمي و حتي غيررسمي سازمان دارد و هدف از اين ارتباطات، هم سهيم شدن در اطلاعات و هم انتقال اطلاعات در سازمان است.  همان‌گونه كه مي‌دانيم اطلاعات شر‌يان حيات سازمان است و اگر به موقع در اختيار تصميم‌گيرندگان قرار نگيرد، مي‌تواند سازمان را دچار سردرگمي و بلاتكليفي نمايد. ساختار هرسازماني مي‌تواند به عنوان يك كانال بسيار مناسب و منظم جهت انتقال اطلاعات در سازمان براي افراد عمل نمايد و دستيابي به اهداف سازماني را از طريق در اختيار گذاردن اطلاعات به هنگام و صحيح و بازخورد مناسب، ممكن سازد(کسرایی و علیرحیمی،1388).

[1].Organization