تعیین ارزش شرکت:”پایان نامه درباره مدیریت ریسک مالی”

مقصود از تعیین ارزش شرکت[1]، تعیین ارزش دارایی های مالی (اوراق قرضه،سهام عادی ،سهام ممتاز)آن است . تعیین ارزش انواع دارایی های مالی در تصمیم گیری سرمایه گذار نقش قابل توجهی دارد ؛ زیرا سرمایه گذار قبل از خرید انواع اوراق بهادار ، علاقه مند است از ارزش آن آگاهی یابد . ارزش اوراق بهادار به وسیله حقوق صاحبان سهام و سود بالقوه ، تبیین می گردد . علاوه بر آن ، محیط اقتصادی و عملکرد شرکت در صنعت بر ارزش اوراق بهادار و نرخ بازدهی آن مؤثر است . با تبیین ارزش شرکت در فرآیند ارزشیابی اوراق بهادار ، شواهدی کسب می گردد که بر پایه آن بتوان عملکرد شرکت را اندازه گیری نمود و در خصوص بازدهی آتی اوراق بهادار و تداوم فعالیت شرکت ، راه کارهای عملی و اجرایی ارائه نمود . فرض اصلی ارزشیابی دارایی های مالی این است که سرمایه گذار قصد دارد ، ارزش بازار اوراق بهادار را بداند ؛ زیرا اوست که اوراق بهادار شرکت ها را خریدوفروش می نماید(رهنمای رودپشتی،1390،ص119).

ساده ترین نوع دارایی برای ارزشیابی ، دارایی هایی هستند که وجود یک جریان نقدی ثابت و معین را تضمین کنند. این گونه دارایی ها متعهد به پرداخت جریان نقدی به دست آمده هستند . بدون ریسک بوده و نرخ بهره حاصل از آن ها ، نرخ بهره بدون ریسک نامیده می شود . ارزش این دارایی ها با نرخ بدون ریسک به دست آمده و ارزش فعلی جریان نقدی است (Damodaran,2004,p 27) .

ارزش یا مطلوبیت دارایی های یک شرکت در گرو توانایی آن در ایجاد جریانات نقدی در یک دوره معین زمانی است . به منظور تعیین ارزش دارایی های مالی از مفاهیم متعددی استفاده می گردد که هر یک از این مفاهیم کاربرد خاص خود را دارند و به این وابسته است که آیا ارزش تک تک اقلام دارایی های شرکت تعیین گردد یا ارزش کل شرکت . این مفاهیم شامل ارزش اسمی ، ارزش دفتری ، ارزش بازار ، ارزش با فرض تداوم فعالیت ، ارزش با فرض انحلال و ارزش ذاتی می باشد . در ادامه به هر یک از آن ها اشاره می شود .

  • ارزش اسمی[2]– به موجب ماده 26 اصلاحیه قانون تجارت ، ارزش اسمی عبارت است از ارزشی که روی ورقه سهم یا برگ سهم نوشته شده است که به آن مبلغ اسمی نیز گفته می شود(رهنما رودپشتی،1390،ص 120) .
  • ارزش دفتری[3]– ارزش دفتری یکی از مفاهیم حسابداری است و با استفاده از این معیار ، ارزش هر یک از اقلام دارایی بر اساس داده های تاریخی تعیین می گردد . ارزش دفتری دارایی ها همان ارقام و مقادیری است که در ترازنامه درج می گردد . برای مثال ، ارزش دفتری دارایی های ثابت را به صورت خالص پس از کسر استهلاک می نویسند . ارزش دفتری سهام عادی برابر است با مجموع کلیه اقلامی که در بخش حقوق صاحبان سهام در ترازنامه درج می گردد و ارزش دفتری یک سهم عادی به صورت زیر  محاسبه می گردد :

 

  • ارزش بازار[4]– ارزش بازار عبارت است از قیمت فروش یک قلم دارایی البته اگر به فروش برسد . اگر اوراق بهادار یک شرکت در بورس اوراق بهادار معامله گردد ، معمولا قیمت معامله مؤید ارزش بازار آن اوراق تلقی می گردد . تعیین ارزش دارایی های حقیقی مانند یک قطعه زمین یا یک ساختمان قدیمی نسبتا دشوار است (Neveu,1986,p 276) . مبنای ارزش بازار این است که ، اگر سهام مشابهی به قیمت مشخص معامله گردد ، سهام مورد نظر قیمتی نزدیک یا مشابه آن خواهد داشت . اعتبار این مبنا بستگی به تداوم بازاری دارد که قیمت از آن به دست آمده است . در این رابطه بین بازار سطحی و بازاری که عمق دارد ، اختلاف عمده ای می تواند موجود باشد . بازاری که در آن سهام مورد نظر به دفعات زیاد مورد تقاضا قرار بگیرد و معاملات متعددی در آن صورت پذیرد ، بازاری عمیق است در حالی که مشخصه اصلی بازار سطحی ، معاملات پراکنده در آن است (دوانی،1375،ص199) . در تعیین ارزش بازار ، عوامل مداخله گر نظیر عرضه و تقاضا ، قیمت شرکت ، نوع فعالیت ، عملکرد شرکت ، مدیریت ، سهامداران ، وضعیت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و روابط غیر رسمی دخالت دارد( رهنما رودپشتی،1390،ص 120) .
  • ارزش با فرض تداوم فعالیت[5]– ارزش با فرض تداوم فعالیت یعنی ارزش شرکت به عنوان یک واحد اقتصادی که قرار است فعالیت آن ادامه یابد . کسی که از این دیدگاه به شرکت می نگرد درصدد بر نمی آید تا ارزش شرکت را بر اساس مقادیر مندرج در ترازنامه مشخص نماید ، بلکه توانایی شرکت را از نظر حجم فروش و ایجاد سود مورد توجه قرار می دهد(Neveu,1986,p 276) . این نوع ارزش یک مفهوم بنیادی نیست ، بلکه بر مبنای فرض تداوم فعالیت شرکت استوار است . در اقتصادی با ثبات مالی، اکثریت شرکت ها در حال تداوم فعالیت های خود هستند و در نتیجه اکثر ارزشیابی ها بر مبنای این فرض صورت می گیرد . در مواردی لازم است که شرکت در حال تداوم فعالیت را ، بر مبنای عدم تداوم ارزشیابی نمود . به عنوان مثال ، شرکتی که دارای ساختار سرمایه نامناسب است و در صورت بازپرداخت وام ها و بدهی ها ورشکست خواهد گردید (دوانی،1375،ص202) .

ارزش با فرض انحلال شرکت [6]– ارزش با فرض انحلال شرکت دلالت بر تعیین ارزش بر مبنای فرض برچیده شدن شرکت دارد و عبارت است از وجوه نقدی که شرکت بابت فروش دارایی ها پس از کسر بدهی ها دریافت می نماید . وجوه نقدی که پس از فروش برای شرکت باقی می ماند ، بین سهامداران و مالکان شرکت تقسیم خواهد شد . در صورتی که بدهی های شرکت مساوی یا بیشتر از وجوه نقدی باشد که شرکت دریافت می نماید ، هیچ پولی به سهامداران پرداخت نخواهد شد و ارزش انحلال آن صفر یا منفی می گردد . اگر مسئولان و مالکان یک شرکت در حال فعالیت به هر علتی نتوانند آن را بر اساس قدرت سودآوری به فروش برسانند یا اگر شرکت در حال ورشکستگی باشد ، ارزش انحلال مورد توجه قرار می گیرد(Neveu,1986,p 276) . به ارزش

1  Firm Value

2  Nominal Value

3 Book Value

1 Market Value

2 Going Concern Value

1 Liquidating Value