دیدگاه­های مختلف اضطراب:”پایان نامه درباره آموزش جرأت ورزی در رابطان بهداشت”

دانلود پایان نامه

دیدگاه­های مختلف در خصوص اضطراب

2-1-4-2-1- نظریه روان­کاوی[1]

مهمترین عاملی که بر اساس نظریه تحلیل روانی علت تمام بیماری­های روانی محسوب می شود، اضطراب است. مفهوم اضطراب در مکتب تحلیل روانی نقش برجسته­ای دارد. فروید اضطراب را«درد روانی» نامیده است. یعنی به همان صورت که اگر بدن دچار زخم، التهاب و بیماری گردد، اولین نشانه آن به صورت تب ظاهر می­شود، اگر فرد از نظر روانی دچار مسئله و مشکل شود، نخست نشانه آن به صورت اضطراب جلوه­گر می­گردد. اضطراب هم علت محسوب می­شود هم معلول، یعنی علت ناراحتی­های روانی، اضطراب است، همچنین هرگاه، فرد با مسئله و مشکل روانی مواجه گردد که موجب به هم خوردن تعادل روانی او شود، احساس اضطراب می­کند. منبع اضطراب هر چه باشد، تجربه­ای بسیار دردناک است و فرد برای آن که، آن را تجربه نکند، به هر عملی متوسل می­شود. یکی از این واکنش­ها مکانیسم­های دفاعی است که مانورهای روان­شناختی است که افراد به منظور احتراز از اضطراب از آن استفاده می­کنند(لانگ[2]، 1994). به نظر فروید بین اضطراب عینی و اضطراب روان رنجور(نوروتیک) تفاوت وجود دارد. او اولی را پاسخی واقع بینانه در برابر خطری بیرونی و همسان با ترس و دومی را اضطرابی که ریشه در یک تعارض ناهشیار درونی دارد، محسوب کرد. فروید اضطراب را نتیجه یک تعارض ناهشیار می­دانست که بین تکانه­های اید و محدودیت­هایی که ایگو و سوپر ایگو اعمال می­کنند، ایجاد می­شود. در این راستا آدمی برای کاهش سطح اضطراب خود، با استفاده از تدابیر دفاعی(مکانیسم­های دفاعی)، تکانه­های اضطراب را از بخش هوشیار ذهن به بخش ناهشیار می­راند(بواسحاقی، 1388: 57). فروید معتقد است، اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای تمدن می­پردازد. به نظر می­رسد در این عصر به اصطلاح تمدن، مشکلاتشان همواره رو به تزاید است. در مقابل، آدلر معتقد است اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای بی­تمدنی می­پردازد(لانگ، 1994).

 

2-1-4-2-2- نظریه­های رفتاری[3]

طبق نظریه­های رفتاری اضطراب یک واکنش شرطی در مقابل محیطی خاص است یک احتمال دیگر در سبب شناسی این است که شخص با تقلید واکنش­های اضطرابی والدین خود، ممکن است واکنش درونی اضطراب را یاد بگیرد. در این الگو رفتار اجتنابی اگر سطح اضطراب را کاهش دهد تقویت می­شود و چنانچه رفتار اجتنابی به طور مکرر و مؤثر موجب کاهش اضطراب گردد به عنوان یک رفتار یادگرفته شده پایدار می­ماند(گنجی، 1376: 35 ). ماور یک نظریه دو عاملی برای ایجاد و نگهداری هراس ارائه داد، بر طبق این نظریه در آغاز ترس­ها از طریق شرطی سازی کلاسیک شکل می­گیرند و به دنبال آن فرد می­آموزد که با اجتناب و دوری کردن از ترس خود بکاهد، مرحله دوم این فرایند شرطی شدن ابزاری نام دارد، به دلیل اینکه اجتناب از عامل ترس موجب کاهش اضطراب می­شود، پاسخ اجتناب نگهداری شده و بلافاصله تقویت می­شود(همان منبع).

 

2-1-4-2-3- نظریه شناختی[4]

همه­ی نظریه­های شناختی به نقش یک عامل مهم در ایجاد و حفظ اختلال اضطراب اجتماعی اشاره کرده­اند و آن پردازش سوگیرانه اطلاعات است. پژوهش­ها، پیشنهاد می­کنند که بیماران مبتلا به هراس اجتماعی با سوگیری­هایی در موارد زیر مشخص می­شوند. تعبیر منفی وقایع اجتماعی بیرونی، کشف پاسخ­های منفی از جانب دیگران، به هم خوردن تعادل توجه بین پردازش بیرونی و پردازش متمرکز بر خود، استفاده از اطلاعات درونی برای ساختن یک طرز فکر در مورد این که از دید دیگران چگونه به نظر می­رسند، یادآوری اطلاعات منفی در مورد عملکردهای خود و هم چنین تنوعی از پردازش­های پس از واقعه[5] و پیش­بینی شکست قبل از رویارویی با موقعیت(رپی و هیمبرگ، 1997؛ به نقل از طهماسبی مرادی، 1384). تئوري­هاي شناختي در زمينه اضطراب حاكي از آن هستند كه توجه انتخابي به تهديدها، اضطراب را شديدتر كرده و قضاوت در زمينه رويدادهاي اجتماعي را به انحراف مي­کشاند(تايلر[6]، 2010). پردازش شناختی در ایجاد و تداوم اضطراب اجتماعی نقش مهمی ایفا می­کنند. نظریه پردازان شناختی بر نقش ادراکات و ارزیابی­های تحریف شده از روابط بین­فردی، تحریف در پردازش اطلاعات اجتماعی، اجتناب شناختی از رویدادهای محیطی، پردازش پس­رویدادی بعد از برقراری روابط بین­فردی و پردازش اطلاعات اجتماعی تأکید می­ورزند. از جنبه شناختی راهبردهای اجتناب شناختی و پردازش پس­رویدادی نقش مهمی در شکل­گیری اضطراب اجتماعی دارند(هافمن[7]،  2007).

 

2-1-4-2-4- نظریه یادگیری اجتماعی[8]

در نظریه یادگیری اجتماعی، به جای تعارض درونی، شیوه­هایی مورد توجه قرار می­گیرند که طی آن اضطراب از راه یادگیری با برخی موقعیت­ها مرتبط می­شود(اضطراب به عنوان پاسخ آموخته شده در نظر گرفته می­شود)(بواسحاقی، 1388: 57). روان­شناسان اجتماعي اعتقاد دارند اضطراب كه عاملي مخرب و نابود كننده است، از طريق يادگيري و الگوبرداري آموخته مي­شود و می­تواند باعث كاهش رضايت از زندگي افراد باشد. اضطراب اجتماعي به اضطراب يا تجربه هراس كه در موقعيت­هاي ميان فردي يا عملكردي ايجاد ­مي­شود، اطلاق مي­شود. افراد داراي اضطراب اجتماعي بالا از ارزيابي منفي ديگران نسبت به خود و يا انجام عملي كه باعث شرمندگي شود، بيمناك­اند. تحقيقات حاكي از آن هستند كه اضطراب اجتماعي با گرايش به اختصاص توجه به اطلاعات تهديد آميز اجتماعي، از جمله اضطراب مرتبط با احساسات، رفتارها و عدم رضايت از ديگران همراه است(تايلر، 2010).

 

2-1-4-2-5- نظریه آسیب شناختی[9]

یکی از حوزه­هایی است که اختصاصاً به جنبه­های شناختی- رفتاری هراس اجتماعی پرداخته است. اگر چه برخی از نخستین معیارهای رفتاری هراس اجتماعی بر نبود مهارت­های اجتماعی در افراد مبتلا تأکید داشتند، اخیراً معیارهای شناختی به نقش محوری تحریف­های فکری معین مانند بی­کفایتی­های ادراک شده و ترس از ارزیابی منفی در این افراد روی آورده­اند. هم چنین الگوهای هراس اجتماعی با درهم آمیختن برخی از این ویژگی­ها با یکدیگر و با مفاهیم برگرفته از پردازش اطلاعات، پیش­بینی­های دقیق­تری را فراهم کرده­اند. افراد مبتلا به هراس اجتماعی در رویارویی با موقعیت­های اجتماعی تازه، تمایل دارند آن­ها را به شیوه­ای تهدید آمیز تعبیر کنند، زیرا پیش داوری­های منفی دارند و تجربه پیامدهای منفی گوناگونی مانند افزایش علائم اضطراب و علائم فیزیک را در موقعیت­های اجتماعی داشته­اند. افزون بر این، افراد مبتلا به هراس اجتماعی به طور انتخابی جنبه­های منفی خود از موقعیت­های اجتماعی را به یاد می­آورند(طاهری فر،  1389).

1- Psychoanalytic theory

[2]– Lang

1- Behavioral theories

2- Cognitive Theory

[5]  -Post Event Processing

[6]– Taylor

[7] – Hofman

3- Social Learning

4- Pathological

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.