رسانه شناسی در ارتباطات:”پایان نامه ارتباطات درون سازمانی با رضایت شغلی پرسنل اتوبوسرانی”

دانلود پایان نامه

نظریه های رسانه شناسی در ارتباطات

اینیس و مک لوهان عقايد اولية مک لوهان[1] در مورد رسانه ها بر اساس کار دوست مجرب و قابل اعتمادش، هارولد آدامز اينيس ارائه شد. اينيس و مک لوهان رسانه هاي ارتباطي را به عنوان عصارة تمدن مي شناسند و هر دو نفر معتقدند تاريخ توسط رسانه هاي غالب در هر عصر و زماني هدايت مي شود. اينيس معتقد است رسانه هاي ارتباطي در واقع توسعة ذهن انسان هستند و علاقة اوليه و اصلي هر دورة تاريخي نوعي تعصب است که از رسانه هاي غالب مورد استفاده ناشي مي شود. به عبارت ديگر، رسانه ها آنچه را در يک دورة تاريخي اتفاق مي افتد و با اهميت به نظر مي رسد تعيين مي کنند. رسانه هاي سنگيني نظير پوست، خاک و گل يا سنگ تداوم زيادی دارند و بنابراين به دليل اين که اين رسانه ها ارتباط را از نسلي به نسل ديگر آسان مي سازند، نسبت به سنت تعصب دارند. در مقابل، رسانه هايي نظير کاغذ سبک هستند و حمل و نقل آن ها آسان است. بنابراين این نوع رسانه ها ارتباط را از مکاني به مکان ديگر آسان مي سازند و باعث تشويق امپراتوري، ديوان سالاري گسترده و نظام مي شوند.

گفتار به عنوان رسانه به خاطر اين که يک صدا، در زماني خاص و يک بار توليد مي شود، افراد را تشويق مي کند تجربياتشان را بر اساس توالي زماني سازمان دهند، گفتار همچنين به دانش و سنت نياز دارد و بنابراين جامعه و رابطه را حمايت مي کند. رسانه هاي نوشتاري که به صورت فضايي مرتب و تنظيم مي شوند، نوع متفاوتي از فرهنگ را توليد مي کنند.تأثير محدود به فضايي بودن نوشته در مقامات سياسي علاقه ايجاد مي کند و باعث رشد امپراتوري هايي در جهان مي شود.(ليتل جان،1384).

مک لوهان در بحث ساختار رسانه ها، پا را فراتر نهاده است. اساسي ترين نظرية مک لوهان اين است که مردم از طريق تعادلي با نسبت احساسات با محيط سازگار مي شوند و رسانة اصلي عصر باعث مطرح شدن نسبت حسي ويژه اي مي شود که همين باعث تحت تأثير قرار دادن درک مي شود. مک لوهان تمام رسانه ها را توسعة يک توانايي ذهني انساني و غلو و اغراق حس مي داند.(ليتل جان،1384).

مک لوهان انديشمند کانادايي معاصر هر وسيله اي در زندگي را در امتداد عضو يا حسي از انسان قرار مي دهد. چرخ در امتداد پا، لباس امتداد پوست بدن و …. در زمينه وسايل ارتباطي نيز هر وسيله در امتداد يکي از حواس انسان است. خط امتداد چشم، راديو امتداد شنوايي و …. مک لوهان به اميد شرايطي است که با ابداع يا اختراع وسيله يا وسايلي ديگر حواس سخت بر حواس ديگر پيشي نگيرد و موجبات بر هم خوردن نظم و تعادل در حيات انساني نشود.مک لوهان ارتباط را مدار هستي اجتماعي دانسته و حرکت تاريخ را از نظر ارتباط در دوران هاي تمدن باستاني بدون خط، تمدن داراي خط يا بصري و تمدن مبتني بر وسايل ارتباطي الکترونيک مورد بررسي قرار مي دهد. مک لوهان در بسياري از آثارش به منطق موزائيکي نظر دارد. اين انديشه را مي توان در امتداد انديشه هاي پيکر بندي و گشتالت دانست. از ديد مک لوهان چيدن و ديدن تمامي عناصر کنار يکديگر موجب مي شود فرد از تک بيني، ديدگاه هاي محدود و انحصاري فراتر رفته و هر عنصر را در بستر محيطي آن مورد نظر قرار دهد.مک لوهان در زمينه اهميت وسايل ارتباطي آنها را تنها وسيله انتقال محض پيام نمي داند بلکه وسايل ارتباطي مظهر و پيام يک عصر است که با آن دنيايي ديگر و انسانها يي ديگر پديد مي آيد. مک لوهان در تأييد اين نظر خود تا بدانجا پيش مي رود که معتقد است محتواي واحد در هر يک از وسايل ارتباط جمعي مي تواند اثري متمايز بر جاي گذارد. (ساروخاني، 1377).

مک لوهان مي گويد، اهميت تأثير رسانه ها ناشي از شکل و قالب تکنولوژي­آنها­است­و­نه­از­محتواي­آنها­.
قبل از اختراع صنعت چاپ، قبيله ها اصولاً ارتباط گران شنيدار بودند و از نظر احساسي و عاطفي و اجتماعي نزديک بودند، براي افراد قبيله «شنيدن همان اعتقاد بود» اما اختراع مطبوعات چاپي، تمامي آن را تغيير داد. عصر گوتنبرگ، حس جديدي را بوجود آورد که در آن ديدن مسلط بود: ظهور چاپ در فرهنگ غرب، مردم را مجبور به نوعي درک و دريافت خطي، منطقي و مقوله اي ساخت. براي مک لوهان استفاده از الفبا، عادت و دريافت تمام و کل محيط در واژگان ديداري و فضايي را مخصوصاً بر حسب فضا و زماني که هم شکل هماهنگ متداوم و متصل هستند تقويت و ترغيب کرد.بر اساس عقيدة مک لوهان، ما وارد عصر جديدي شده ايم. فن آوري الکترونيک سلطة شنيداري را بر گردانده است. فن آوري گوتنبرگ باعث انفجار در جامعه شد و افراد را از هم جدا ساخت، اما عصر الکترونيک باعث نزديکي شد و دنيا را در «دهکده جهاني» جمع کرد. در نتيجه اين امر ما را وادار مي سازد هر تفکر، عمل و نهادي را که قبلاً بديهي مي دانستيم مجدداً مورد توجه قرار دهيم و به طور عملي دوباره ارزيابي کنيم. مک لوهان اين تأثير را اين گونه شرح مي دهد. «جريان الکتريسيته به طور عميق انسان را به هم مرتبط مي سازد. اطلاعات به طور هميشگي و مستمر به ما داده مي شود. به محض کسب اطلاعات، خيلي سريع آن ها به وسيلة اطلاعات به طور هميشگي و مستمر به ما داده مي شود. به محض کسب اطلاعات، خيلي سريع آن ها به وسيلة اطلاعات جديدتر جايگزين مي شوند. دنياي ما که به طور الکترونيکي شکل گرفته، ما را مجبور ساخته از عادت طبقه بندي داده ها به سمت تشخيص الگو حرکت کنيم. ديگر نمي توانيم به طور جزء به جزء قسمت و قسمت و قدم به قدم بسازيم، زيرا ارتباط آني تضمين مي کند که تمامي عوامل محيط و تجربه حالت کنش و واکنش موجود باشند.»(ليتل جان،1384).

[1] Mc.Mac luhan

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.