سرمایه فکری/پایان نامه درباره سرمایه فکری

تعاریف ارائه شده از سرمایه فکری

یکی از مفاهیمی که در عصر اقتصاد دانش محور برای جلب توجه به نامشهودها و منابع درباره سرمایه » غیرمالی به کار می رود، سرمایه فکری است.این مفهوم برای نخستین بار، در سال 1991 (مجید زنجیردار و همکاران،1386) مطرح شد یعنی زمانیکه شرکت بزرگ سوئدی اسکاندیا شروع به اجرای مجموعه ای از روش های نوآورانه علمی برای توجه ویژه به دارایی های نامحسوس خود را آغاز کرد، ریشه های مفهوم سرمایه فکری بسیار عمیق هستند(مجید زنجیردار و همکاران،1386).  مار و چاتزل می گویند: درباره سرمایه فکری، تعاریف زیادی در ادبیات نظری وجود دارد، یکی از علل عدم توافق بر سر تعریف دقیق سرمایه فکری، ماهیت میان رشته ای آن است که به طور عمده ریشه در رشته های مدیریت، اقتصاد، حسابداری و حقوق دارد. برای مثال از منظر اقتصادی، سرمایه فکری مانند نمایی از ارزش اقتصادی، نقدینگی، پتانسیل پول سازی و سرمایه گذاری است سرمایه فکری از نگاه مدیریتی، مجموع سرمایه انسانی و ساختاری نظیر دانش، تجربه کاربردی، فناوری سازمانی، روابط و مهارت های تخصصی است که با خلق مزیت رقابتی، حیات سازمان در بازار را به ارمغان می آورند. سرانجام، بروکینگ از منظر حسابداری، تفاوت میان ارزش دفتر و بازار شرکت ها را ناشی از سرمایه فکری می داند.(شهائی،خائف الهی،1389) با توجه به آنچه گفته شد،تعاریف مختلفی درباره سرمایه فکری ارائه شده است که در ادامه نیز به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

 

جدول 2-1:  تعاریف منتخب سرمایه فکری

تعریف موءلف
دو جز سرمايه فكري را سرمايه انساني و سرمايه ساختاري معرفي ميكند كه آن را ميتوان به كساني كه در يك سازمان هستند و آنچه بعد از رفتنشان به جاي مي ماند ، تعبير نمود(ویدا مجتهدزاده و همکاران،1389) ادوینسون

 

بونتیس و همکاران(1999) سرمايه فکري را در مفهومي که تمامي منابع نامشهود و ارتباطات داخلي آنها را شامل ميشود، معرفي ميکنند. بونیتس و همکاران(2000)سرمايه ساختاري را مشتمل بر سرمايه ارتباطي )مشتري( و سرمايه سازماني ميدانند(ستایش و کاشانی پور،1391) بونتیس و همکاران

 

بوخ و همکاران (2001)  سرمايه سازماني را ترکیبي  از سرمايه نوآوري و سرمايه رويه اي معرفي ميکنند(ستایش و کاشانی پور،1391). بوخ و همکاران
سرمایه فکري شامل همه فرآیندها و دارایی هایی است که به طور معمولی و سنتی در  ترازنامه نشان داده نمی شود و همچنین شامل آن دسته از دارایی هاي نامشهود مانند علائم یا مارك هاي تجاري، مارك ها و حق امتیاز است که روشهاي حسابداري مدرن آنها را در نظر می گیرند.(چوپانی و همکاران،1391) روس و همکاران(1997)
ادوینسون و سولیوان(1996) ، سرمایه ی فکری را به مثابه ی دانشی که می تواند به ارزش تبدیل شود تعریف کرده اند و آن را تجربه های عملی، تکنولوژی سازمانی، روابط با مشتری و مهارت های حرفه ای برای دستیابی به مزیتهای رقابتی معرفی می کنند.(فطرس و بیگی،1389) سالیوان و ادوینسون
چن و همکارانش معتقدند سرمایه ساختاری بخش پشتیبان سرمایه فکری برای بهبود عملکرد سازمانی است.بنابراین سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی است و این دو در تعامل با یکدیگر هستند و از نظر آنها سرمایه رابطه ای بیانگر قدرت بازاریابی،افزایش سهم بازار و وفاداری مشتریان است. (مشایخ و دیگران،1390) چن و همکارانش(2004)
این سرمایه تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل می کند ؛ یعنی با استفاده ی بیشتر نه تنها از ارزش آن کاسته نمی شود بلکه بر ارزش آن افزوده نیز خواهد شد . در مجموع ، سرما یه ی فکری به عضلات بدن می ماند که اگر از آن استفاده نشود از دست میرود.(فطرس و بیگی،1389) کوهن و همکاران(1993)
مواد فکری :دانش،اطلاعات،دارایی معنوی و تجربه که میتوان از آن برای خلق ارزش استفاده کرد.(عالم تبریز و همکاران،1388،به نقل از دهقانی و معروفی،1390) استیوارت(1999)
سرمایه فکري تفاوت بین ارزش بازاري یک سازمان و هزینه جایگزینی داراییهاي آن است در واقع سرمایه فکري عبارت است از مجموعه منحصر به فردي از منابع مشهود و نامشهود سازمان. همچنین سرمایه فکري به تغییر و تحولات این منابع مشهود و نامشهود نیز اطلاق می شود. .(چوپانی و همکاران،1391) سیتارامان و دیگران(2002)
سرمايه هاي فكري به مجموعه داراييهاي دانشي موجود در يك سازمان اطلاق مي شود كه به يك سازمان مزيت رقابتي داده و در تركيب با هم منافعي براي يك سازمان در آینده به ارمغان مي آورد. .(عالم تبریز و همکاران،1388،به نقل از دهقانی و معروفی،1390) اندریسون و استم(2004)
از نظر رز و بارونز سرمایه فکری دارایی است که توانایی سازمان را برای ایجاد ثروت اندازه گیری می کند.این دارایی ماهیت عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامشهود است که از طریق به کارگیری داراییهای مرتبط با منابع انسانی،عملکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان بدست آمده است.(مشایخ و دیگران،1390) رز و بارونز(2005)
دانشي كه مي تواند به سود تبديل شود. .(عالم تبریز و همکاران،1388،به نقل از دهقانی و معروفی،1390) هریسون و سالیوان(2000)
سرمایه هاي فکري به صورت گروهی از داراییهاي دانش محور تعریف میشوند که به یک سازمان اختصاص دارند و جزء ویژگیهاي آن سازمان محسوب میشوند و به طور قابل ملاحظه اي از طریق افزایش سطح ارزش افزوده براي ذینفعان کلیدي، به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر می شوند. (چوپانی و همکاران،1391) گوپتا و همکاران (2000)
فرآیندها، سیستم هاي اطلاعات، محصولات جدید، نام هاي تجاري، مهارت هاي کارکنان و فهرست مشتریان، همگی می توانند بخشی از سرمایه فکري باشند.(قربانی زاده،حبیبی بدرآبادی،1391) اولوه و نیلس
سرمایه فکری را از نظر محاسباتی می توان به عنوان اختلاف ارزش بازار و ارزش دفتری شرکتها تعریف کرد. فاستر(2002)
 

 

تعاریف منتخب سرمایه فکری) طالب زاده،1393)

 
تعاریف مؤلف
تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت. (1969)Galbraith
تفاوت بین ارزش بازار و بهای جایگزینی داراییها. Bontis(1996)
ترکیب داراییهای بازار، داراییهای متمرکز انسانی، داراییهای تحت مالکیت فکری و دارای یهای زیربنایی. BROOKING(1996)
فاصله بین ارزش بازار و ارزش دفتری واحد تجاری. Sveiby(1997)
فاصله بین ارزش بازار واحد تجاری و سرمایه مالی آن )= ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام واحد تجاری(. Edvinsson and Malone(1997)
دانش، اطلاعات، دارایی فکری و مهارتی که م یتواند در خلق ارزش مورد استفاده قرار گیرد. Stewart(1998)
مجموعه نامشهودها و نادیدنیها که در بیرون از تراز هستند و به واحد تجاری امکان فعالیت داده و ارزش ایجاد می کنند. Bueno(1998)
دانش و توانایی درک مالکیت اشتراکی اجتماعی. Nahapiet and Ghoshal(1998)
ماهیتاً شامل کلیه منابع غیرمادی است که می توانند به عنوان داراییهایی در نظر گرفته شوند که قابلیت تحصیل، ترکیب، انتقال و استخراج را دارند و این امکان وجود دارد که برای آنها به مقدار عمده ارزش سرمای های تعیین و تخصیص کرد. Granstrand (1999)
داراییهای فکری، داراییهای دانش و مجموع حقوق سرمایه مبتنی بر دانشی که واحد تجاری تحت مالکیت خود دارد. Dzinkowski (2000)
شامل دانش، صلاحیت و دارایی فکری است. همچنین دربرگیرنده دیگر اقلام نامشهود نظیر اسامی تجاری، اعتبار و روابط مشتریان نیز است. Teece (2000)
معرف سرمایه دانشی است که در سازمان و در نقطه زمانی مشخصی وجود دارد. Bontis et al (2002)
مجموعه نامشهودها و نادیدنیها که در بیرون از تراز هستند و به واحد تجاری امکان فعالیت داده و ارزش ایجاد می کنند و شامل سرمایه های انسانی، فن آوری، سازمانی، ارتباطی و اجتماعی است. CIC (2003)
مجموع همه دانشی که واحد تجاری برای مزیت رقابتی به کار می گیرد. Subramaniam and Youndt (2005)
شامل آن دسته از داراییهای نامشهود سازمان می شود که در صور تهای مالی ثبت نشده، ولی ممکن است دربرگیرنده 80 درصد از ارزش بازار شرکت باشند. Martinez-Torres (2006)
امتیازات اصلی کاراکترهای نامشهود که ایجاد و نگهداشت مزیت رقابتی را فراهم میکنند. Reed et al. (2006)
مجموعه منابع نامشهود و تواناییهایی است که تحت مالکیت یا کنترل واحد تجاری هستند. Alama (2008)
داراییهای دانش که می توانند تبدیل به ارزش شوند و مقوله ای که پیوند میان مجموعه مهارتها، تجارب و شایستگی های درون و برون سازمانی را ایجاد و پشتیبانی می کند. Cabrita and Bontis (2008)
معرف داراییهای نامشهود مرتبط با دانشی است که در سازمان وجود دارند. Chang et al. (2008)
مج

تعاریف ارائه شده از سرمایه فکری

یکی از مفاهیمی که در عصر اقتصاد دانش محور برای جلب توجه به نامشهودها و منابع درباره سرمایه » غیرمالی به کار می رود، سرمایه فکری است.این مفهوم برای نخستین بار، در سال 1991 (مجید زنجیردار و همکاران،1386) مطرح شد یعنی زمانیکه شرکت بزرگ سوئدی اسکاندیا شروع به اجرای مجموعه ای از روش های نوآورانه علمی برای توجه ویژه به دارایی های نامحسوس خود را آغاز کرد، ریشه های مفهوم سرمایه فکری بسیار عمیق هستند(مجید زنجیردار و همکاران،1386).  مار و چاتزل می گویند: درباره سرمایه فکری، تعاریف زیادی در ادبیات نظری وجود دارد، یکی از علل عدم توافق بر سر تعریف دقیق سرمایه فکری، ماهیت میان رشته ای آن است که به طور عمده ریشه در رشته های مدیریت، اقتصاد، حسابداری و حقوق دارد. برای مثال از منظر اقتصادی، سرمایه فکری مانند نمایی از ارزش اقتصادی، نقدینگی، پتانسیل پول سازی و سرمایه گذاری است سرمایه فکری از نگاه مدیریتی، مجموع سرمایه انسانی و ساختاری نظیر دانش، تجربه کاربردی، فناوری سازمانی، روابط و مهارت های تخصصی است که با خلق مزیت رقابتی، حیات سازمان در بازار را به ارمغان می آورند. سرانجام، بروکینگ از منظر حسابداری، تفاوت میان ارزش دفتر و بازار شرکت ها را ناشی از سرمایه فکری می داند.(شهائی،خائف الهی،1389) با توجه به آنچه گفته شد،تعاریف مختلفی درباره سرمایه فکری ارائه شده است که در ادامه نیز به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

 

 

 

 

جدول 2-1:  تعاریف منتخب سرمایه فکری

تعریف موءلف
دو جز سرمايه فكري را سرمايه انساني و سرمايه ساختاري معرفي ميكند كه آن را ميتوان به كساني كه در يك سازمان هستند و آنچه بعد از رفتنشان به جاي مي ماند ، تعبير نمود(ویدا مجتهدزاده و همکاران،1389) ادوینسون

 

بونتیس و همکاران(1999) سرمايه فکري را در مفهومي که تمامي منابع نامشهود و ارتباطات داخلي آنها را شامل ميشود، معرفي ميکنند. بونیتس و همکاران(2000)سرمايه ساختاري را مشتمل بر سرمايه ارتباطي )مشتري( و سرمايه سازماني ميدانند(ستایش و کاشانی پور،1391) بونتیس و همکاران

 

بوخ و همکاران (2001)  سرمايه سازماني را ترکیبي  از سرمايه نوآوري و سرمايه رويه اي معرفي ميکنند(ستایش و کاشانی پور،1391). بوخ و همکاران
سرمایه فکري شامل همه فرآیندها و دارایی هایی است که به طور معمولی و سنتی در  ترازنامه نشان داده نمی شود و همچنین شامل آن دسته از دارایی هاي نامشهود مانند علائم یا مارك هاي تجاري، مارك ها و حق امتیاز است که روشهاي حسابداري مدرن آنها را در نظر می گیرند.(چوپانی و همکاران،1391) روس و همکاران(1997)
ادوینسون و سولیوان(1996) ، سرمایه ی فکری را به مثابه ی دانشی که می تواند به ارزش تبدیل شود تعریف کرده اند و آن را تجربه های عملی، تکنولوژی سازمانی، روابط با مشتری و مهارت های حرفه ای برای دستیابی به مزیتهای رقابتی معرفی می کنند.(فطرس و بیگی،1389) سالیوان و ادوینسون
چن و همکارانش معتقدند سرمایه ساختاری بخش پشتیبان سرمایه فکری برای بهبود عملکرد سازمانی است.بنابراین سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی است و این دو در تعامل با یکدیگر هستند و از نظر آنها سرمایه رابطه ای بیانگر قدرت بازاریابی،افزایش سهم بازار و وفاداری مشتریان است. (مشایخ و دیگران،1390) چن و همکارانش(2004)
این سرمایه تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل می کند ؛ یعنی با استفاده ی بیشتر نه تنها از ارزش آن کاسته نمی شود بلکه بر ارزش آن افزوده نیز خواهد شد . در مجموع ، سرما یه ی فکری به عضلات بدن می ماند که اگر از آن استفاده نشود از دست میرود.(فطرس و بیگی،1389) کوهن و همکاران(1993)
مواد فکری :دانش،اطلاعات،دارایی معنوی و تجربه که میتوان از آن برای خلق ارزش استفاده کرد.(عالم تبریز و همکاران،1388،به نقل از دهقانی و معروفی،1390) استیوارت(1999)
سرمایه فکري تفاوت بین ارزش بازاري یک سازمان و هزینه جایگزینی داراییهاي آن است در واقع سرمایه فکري عبارت است از مجموعه منحصر به فردي از منابع مشهود و نامشهود سازمان. همچنین سرمایه فکري به تغییر و تحولات این منابع مشهود و نامشهود نیز اطلاق می شود. .(چوپانی و همکاران،1391) سیتارامان و دیگران(2002)
سرمايه هاي فكري به مجموعه داراييهاي دانشي موجود در يك سازمان اطلاق مي شود كه به يك سازمان مزيت رقابتي داده و در تركيب با هم منافعي براي يك سازمان در آینده به ارمغان مي آورد. .(عالم تبریز و همکاران،1388،به نقل از دهقانی و معروفی،1390) اندریسون و استم(2004)
از نظر رز و بارونز سرمایه فکری دارایی است که توانایی سازمان را برای ایجاد ثروت اندازه گیری می کند.این دارایی ماهیت عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامشهود است که از طریق به کارگیری داراییهای مرتبط با منابع انسانی،عملکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان بدست آمده است.(مشایخ و دیگران،1390) رز و بارونز(2005)
دانشي كه مي تواند به سود تبديل شود. .(عالم تبریز و همکاران،1388،به نقل از دهقانی و معروفی،1390) هریسون و سالیوان(2000)
سرمایه هاي فکري به صورت گروهی از داراییهاي دانش محور تعریف میشوند که به یک سازمان اختصاص دارند و جزء ویژگیهاي آن سازمان محسوب میشوند و به طور قابل ملاحظه اي از طریق افزایش سطح ارزش افزوده براي ذینفعان کلیدي، به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر می شوند. (چوپانی و همکاران،1391) گوپتا و همکاران (2000)
فرآیندها، سیستم هاي اطلاعات، محصولات جدید، نام هاي تجاري، مهارت هاي کارکنان و فهرست مشتریان، همگی می توانند بخشی از سرمایه فکري باشند.(قربانی زاده،حبیبی بدرآبادی،1391) اولوه و نیلس
سرمایه فکری را از نظر محاسباتی می توان به عنوان اختلاف ارزش بازار و ارزش دفتری شرکتها تعریف کرد. فاستر(2002)
 

 

تعاریف منتخب سرمایه فکری) طالب زاده،1393)

 
تعاریف مؤلف
تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت. (1969)Galbraith
تفاوت بین ارزش بازار و بهای جایگزینی داراییها. Bontis(1996)
ترکیب داراییهای بازار، داراییهای متمرکز انسانی، داراییهای تحت مالکیت فکری و دارای یهای زیربنایی. BROOKING(1996)
فاصله بین ارزش بازار و ارزش دفتری واحد تجاری. Sveiby(1997)
فاصله بین ارزش بازار واحد تجاری و سرمایه مالی آن )= ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام واحد تجاری(. Edvinsson and Malone(1997)
دانش، اطلاعات، دارایی فکری و مهارتی که م یتواند در خلق ارزش مورد استفاده قرار گیرد. Stewart(1998)
مجموعه نامشهودها و نادیدنیها که در بیرون از تراز هستند و به واحد تجاری امکان فعالیت داده و ارزش ایجاد می کنند. Bueno(1998)
دانش و توانایی درک مالکیت اشتراکی اجتماعی. Nahapiet and Ghoshal(1998)
ماهیتاً شامل کلیه منابع غیرمادی است که می توانند به عنوان داراییهایی در نظر گرفته شوند که قابلیت تحصیل، ترکیب، انتقال و استخراج را دارند و این امکان وجود دارد که برای آنها به مقدار عمده ارزش سرمای های تعیین و تخصیص کرد. Granstrand (1999)
داراییهای فکری، داراییهای دانش و مجموع حقوق سرمایه مبتنی بر دانشی که واحد تجاری تحت مالکیت خود دارد. Dzinkowski (2000)
شامل دانش، صلاحیت و دارایی فکری است. همچنین دربرگیرنده دیگر اقلام نامشهود نظیر اسامی تجاری، اعتبار و روابط مشتریان نیز است. Teece (2000)
معرف سرمایه دانشی است که در سازمان و در نقطه زمانی مشخصی وجود دارد. Bontis et al (2002)
مجموعه نامشهودها و نادیدنیها که در بیرون از تراز هستند و به واحد تجاری امکان فعالیت داده و ارزش ایجاد می کنند و شامل سرمایه های انسانی، فن آوری، سازمانی، ارتباطی و اجتماعی است. CIC (2003)
مجموع همه دانشی که واحد تجاری برای مزیت رقابتی به کار می گیرد. Subramaniam and Youndt (2005)
شامل آن دسته از داراییهای نامشهود سازمان می شود که در صور تهای مالی ثبت نشده، ولی ممکن است دربرگیرنده 80 درصد از ارزش بازار شرکت باشند. Martinez-Torres (2006)
امتیازات اصلی کاراکترهای نامشهود که ایجاد و نگهداشت مزیت رقابتی را فراهم میکنند. Reed et al. (2006)
مجموعه منابع نامشهود و تواناییهایی است که تحت مالکیت یا کنترل واحد تجاری هستند. Alama (2008)
داراییهای دانش که می توانند تبدیل به ارزش شوند و مقوله ای که پیوند میان مجموعه مهارتها، تجارب و شایستگی های درون و برون سازمانی را ایجاد و پشتیبانی می کند. Cabrita and Bontis (2008)
معرف داراییهای نامشهود مرتبط با دانشی است که در سازمان وجود دارند. Chang et al. (2008)
مجموع تواناییها، آگاهیها، فرهنگ، راهبرد، فرایند، تجهیزات فکری و شبکه های ارتباطی شرکت که مزیت رقابتی و ارزش ایجاد می کنند و به واحد تجاری برای دستیابی به اهداف آن یاری می رسانند. Hsu and Fang (2009)

موع تواناییها، آگاهیها، فرهنگ، راهبرد، فرایند، تجهیزات فکری و شبکه های ارتباطی شرکت که مزیت رقابتی و ارزش ایجاد می کنند و به واحد تجاری برای دستیابی به اهداف آن یاری می رسانند.

Hsu and Fang (2009)