قابليت اقلام تعهدي،پایان نامه درباره اقلام تعهدی درارزیابی

 تاکيد مفاهيم نظري بر قابليت اقلام تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي

حسابداري تعهدي جزئي از گزارشگري مالي مي باشد که مي تواند به استفاده کنندگان اطلاعات مالي در پيش بيني هاي جريان وجوه نقد کمک کند. “ارزيابي توان ايجاد وجه نقد از طريق تمرکز بر وضعيت مالي، عملکرد مالي و جريانهاي نقدي واحد تجاري و استفاده از آنها در پيش بيني جريانهاي نقدي مورد انتظار و سنجش انعطاف پذيري مالي، تسهيل مي گردد. ” (سازمان حسابرسی1381)

همچنين هيئت استانداردهاي حسابداري مالي(FASB) براي تأکيد بر اين موضوع بيان نموده است که”اطلاعات درباره سود شرکت براساس حسابداري تعهدي عموماً شاخص بهتري از توانايي جاري و مداوم شرکت در خلق جريان نقد نسبت به اطلاعات محدود شده به دريافتها و پرداختهاي نقد فراهم مي آورد(فاسب، 1978)[1].

اين موضوع بر تأکيد FASB در رابطه با بکارگيري حسابداري تعهدي دلالت دارد. همچنين با توجه به بند بالا، FASB باور دارد در پيش بيني جريانهاي نقدي آتي، سود نسبت به دريافتها و پرداختهاي آتي شاخص مطلوب تري است. به اين ترتيب پيش بيني جريانهاي نقدي زمينه ساز انجام تحقيقات گسترده اي شده است به گونه اي که تعداد زيادي از محققان، رابطه ميان اجزاء سود و معيارهاي انعطاف پذيري آتي را مورد بررسي قرار داده اند، که در بخش هاي بعد به صورت کامل در رابطه با تحقيقات آنها بحث خواهد شد. ولي آنچه که از تحقيقات بر مي آيد آن است که با توجه به حجم نمونه و روش شناسي بکار رفته در هر تحقيق پاسخ هاي متفاوتي در رابطه با قدرت پيش بيني کنندگي اقلام تعهدي ارائه شده است.

تأکيد چارچوب هاي نظري بر اين است که بکارگيري اقلام تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي آتي نسبت به زماني که تنها از جريانهاي نقدي جاري استفاده مي شود، قابليت پيش بيني را افزايش مي دهد. بر اساس آنچه که چارچوب هاي نظري بر آن تاکيد دارند نمي توان تنها از جريانهاي نقدي جاري براي پيش بيني استفاده نمود.

 

  • رويکردهاي تحقيقي در ارتباط با سودمندي اقلام تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي آتي

فرض اساسي تحقيقات در محتواي اطلاعاتي سودها و ادبيات پيش بيني سود بر اين است که سودهاي حسابداري يک جايگزين خوب براي جريانهاي نقد آتي مي باشند. با اين حال از آنجائي که سودهاي حسابداري شامل اقلام تعهدي حسابداري هستند و از فعاليت هاي سرمايه گذاري مجزا مي باشند، تنها تحت شرايطي خاص (يا نشدني) سودهاي حسابداري مورد انتظار برابر جريانهاي نقد آتي مي شوند(واتس و زیمرمن، 1978)[2]. به علاوه نظر و صلاحديد مديران در انتخاب روشهاي تعهدي، قابليت اعتماد سودها را به عنوان جايگزين جريان نقد عملياتي کاهش مي دهد(دیچو و همکاران ، 1998)[3]

مشکلات پيش بيني سود هاي آتي و دستکاري مديريت در اين سودها باعث گرديد تا محققان اقدام به پيش بيني جريانهاي نقدي به صورت مستقيم نمايند و پيش بيني جريانهاي نقدي آتي را بدون استفاده از جايگزيني به نام سود انجام دهند. سه رويکرد تحقيقي براي ارزيابي تجربي سودمندي اقلام تعهدي در ارتباط با جريانهاي نقدي آتي، مورد استفاده قرار گرفته است. اين طبقه بندي بر گرفته از تحقيق يودر مي باشد(یودر و تیموتی ، 2007)[4].

2-4-1- رويکرد ارتباط ارزشي

اين رويکرد بر ارتباط ارزشي اقلام تعهدي به واسطه رابطه شان با ارزش اوراق بهادار به طور همزمان تکيه دارد. استفاده از رويکرد ارتباط ارزشي براي ارزيابي سودمندي اقلام تعهدي بر دو فرض استوار است، کارائي بازار و کنترل کافي و مناسب ريسک.

بعضي از محققان مانند ديچو (1994)[5] دريافتند که بين اجزاي مختلف سودهاي تعهدي با بازده سهام همبستگي وجود دارد. در اين شاخه از مطالعات ، از اطلاعات مربوط به سودها و اجزايشان استفاده مي‏شود. به عنوان مثال آنها از متغيرهاي وابسته به بازار (قيمتها و بازده) در ازاي معيارهاي حسابداري (جريانهاي نقد آتي) استفاده نمودند.

بارث و همکاران  برتري مدل سودهاي مجزايشان را نسبت به وجه نقد و سودهاي کل با R2 بالاتر، هنگامي که ارزش بازار سهام به عنوان يک متغير وابسته عمل مي کند نشان دادند.(بارث و همکاران، 2001)[6]. در مقابل، تحقيقات ديگري توانايي پيش بيني ارقام حسابداري را با توجه به جريانهاي نقدي آتي و ارتباط شان با ارزش بازار سهام براساس خطاي پيش بيني خارج از نمونه مورد آزمون قرار دادند. نزديکترين تحقيق در اين رابطه به وسيله لو و همکاران(لو و همکاران ، 2009)[7]  انجام شده است.

لو و همکاران گزارش نمود که اقلام تعهدي مشارکت با اهميتي در پيش بيني جريانهاي نقـدي آتـي انجام نمي دهند. آنها استنتاج کردند که مشارکت اقلام تعهدي از ديدگاه سرمايه گذاران اهميت اقتصادي ندارد. در حقيقت آنها دريافتند که بازدهي يک تا سه سال حاصل از يک پرتفوي کنترل شده که در آن براي پيش بيني جريانهاي نقدي آزاد آتي و سودها از جريانهاي نقدي و اقلام تعهدي استفاده مي شد از پرتفوئي که از اقلام تعهدي به عنوان پيش بيني کننده استفاده نمي کرد، بيشتر نبود(لو و همکاران ، 2009) .

[1]-FASB, 1978

[2] – Watts & Zimmerman, 19778

[3] – Dechow, et al, 1998

[4] – Yoder & Timothy, 2007

[5] – Dechow , 1994

[6] – Barth, et al,2001

[7] – Lev, et al, 2009