می 9, 2021

قصاص- قسمت ۲

طبق حدیثی از امام صادق (ع) که فرمودند 🙁 لا یقتل والد بولده و یقتل الولد بوالده  پدر در صورتی که فرزندش را بکشد قصاص نمی شود اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود ) می باشد.(۱)
 

 فتاوی فقهای شیعه :

 

 
    علامه حلی در این زمینه می گوید : اگر پدر فرزندش را بکشد قصاص نمی شود هر چند پدر در درجه دوری قرار داشته باشد .اما اگر فرزند پدرش را بکشد قصاص می شود  ، همچنین مادر اگر فرزندش را بکشدقصاص می شود و بقیه خویشاوندان مانند اجداد و جدات مادری و برادران و خواهران و عموها و عمه ها و خاله ها و دایی ها قصاص می شوند .(۲)

ملامحسن فیض : ” پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمی شود و دلیل آن نص و اجماع  می باشد . (۳)

۴
امام خمینی در تحریرالوسیله در بخش فروع فعل قصاص و بعنوان یکی از شروط اعمال مجازات قصاص چنین توضیح می دهند :”شرط سوم انتفاء  پدر بودن است. پس پدر به قتل فرزندش کشته نمی شود و ظاهرآن است پدر پدر کشته نمی شود و هکذا “
       شهید اول:” و منها ( ای و من شرائط القصاص ) انتقاء الابوه – فلا یقتل الوالد وان علا بابنه “
و ان نزل لقوله صلی الله علیه و آله : ” لا یقاد لابن من ابیه ” (۴) والبنت کالابن اجماعا ،او بطریق اولی و فی بعض الاخبار عن الصادق علیه السلام :” لا یقتل والد بولده و یقتل ولد بوالده ” (۵)
۵
 

    عدم قصاص پدر به قتل فرزند در فقه عامه

 

فقهای اهل سنت همانند فقهای شیعه پدر را در مورد قتل فرزند معاف از قصاص می دانند . در بین اهل سنت فقه شافعی معتقد است که چنانچه پدری فرزند خود را بکشد ، کشته نمیشود . حنبلی ها نیز همین اعتقاد را دارند ، حنفی نیز بر همین نکته تاکید دارد ومالکی میگوید : ” بنا بر مذهب مالکی در صورتی که مردی دانسته و خواسته فرزندش را به قتل برساند همانند اینکه او را شکنجه کرده و او را سر ببرد ویا او را حبس کرده ، از جمله مواردی است که عذری از او پذیرفته نمی شود . و در صورتی که ادعای خطا کند موجب شبهه نمی شود . در این صورت بدون هیچ اختلافی همگان پدر را به قتل فرزند قصاص می کنند، ام
اگر بخاطر تادیب مرتکب قتل فرزندش شود دوقول در مذهب است ، گروهی قائل به قصاص و گروهی دیگر قائل به عدم قصاص وتغلیظ  دیه هستند . “

 

    نقش انگیزه در قصاص پدر به قتل فرزند

 

آیا می توان تفکیکی بین قتل فرزند از روی تادیب و ظلم قائل شد ؟
در بین فقها هم در امامیه و هم در اهل سنت ، گاهی قائل به تفکیک بین قتل فرزند از روی تادیب و دلسوزی و قتل فرزند از روی ظلم شده اند ، و نظر به این دارد که اگر پدر از روی عاطفه و تادیب مرتکب قتل شود قصاص نمی شود و اگر از جهت انگیزه هایی همسان با دیگر قتل ها شود از جمله ظلم ، کینه ، …. از این باب با دیگر قتل ها تفاوتی ندارد و قصاص باید صورت گیرد .
۶
ابن رشد اندسی از فقهای بزرگ مراکشی ، بین قتل فرزند از روی رحمت و دلسوزی و حفظ آبرو و قتل فرزند از باب بی رحمی و ظلم تفاوت قائل شده است .
طبق استفتائی که از آیت ا…صانعی صورت گرفته در این رابطه پاسخ ایشان چنین است :
“استثناء ازاصل کلی قصاص در قتل ولد توسط والد که در روایات صحیحه ومعتبره آمده اختصاص به جایی دارد  که  قتل از راه عواطف و تخلف فرزند از نصایح خیر خواهانه  پدر باشد نه  سایرموارد که قتل با انگیزه های دیگر، که دربقیه قتلها وجو د دارد باشد، که  درآن صورت اصل  کلی  قصاص  ثابت است و به عبارت دیگرعدم قصاص پدر اختصاص دارد  به  جایی  که  جان  پدر با  همه  عواطف  و نصایح و
خیرخواهی برای فرزندش و تخلف فرزند به لبش رسیده وتقریبا اگر نگوییم تحقیقا ،  پدرکانه به خاطرهمان نصایح و تخلفها بدون اختیار دست به چنین عملی زده ، نه در
جایی که پدر با انگیزه هایی که  در سایر قتلها موجود است  قتل را انجام دهد ، یعنی قتل به خاطراغراض شخصی  دشمنی وطمع درمال وپست و ریاست و یا فاش نشدن خیا نتها وامثال آنها  بوده. چون در اینگونه  قتلها والد یت و ولدیت که  در لسان  ادله آمده، هیچ گونه دخالت و سهمی نداشته وادله به خاطر همین دلا لت، یا ظهوردر قسم اول دارد و یا از قسم دوم منصرف است و به هر حال شمول دلیل استثنا ء به  خاطر اطلاق دلیل می باشد و آن اطلاق  به خاطر همان اشعار ذکر شده  و مناسبت حکم  و موضوع منصرف از قتلهایی  با انگیزه ضد  بشری و ضد انسانی  (یعنی قسم دوم )  می باشد و تنها شامل  قسم اول است ، یعنی انصراف  به سوی او دارد  و یا اصولا همان جهت دخالت عنوان والدیه و ولد درقتل وفهم عقلایی که  قانونگذار نمی خواهد جنایت فرزند را بدون قصاص بگذارد، و مناسبت حکم و موضوع سبب ظهور لفظی آن دلیل به واسطه قرینه  ذکر شده در اختصاص به  قسم اول است . به علاوه که اگر
۷
برفرض قبول کنیم که دلیل اطلاق دارد و شامل همه قتلهای فرزند توسط پدرمی شود نیزباید قایل به اختصاص بشویم ،چون اطلاقش خلاف  قرآن << و لکم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب>> می باشد، به خاطر آنکه  با چنین استثنایی و نداشتن ترس از قصاص  حیات  فرزندان  و  جامعه  تامین  نخواهد  شد، و نا گفته  نماند  آیه  و لکم  فی القصاص لسانش ابی ازتخصیص است ، پس اطلاق ادله مخالف  با  آن می باشد و باید  ضرب علی الجدار شود . اما استثنای از قصاص  در مورد  قتل عاطفی  ولد توسط والد که بیان شد به حیات جامعه ضربه ای نمی زند ، چون قتل پدربرای چنان قتل هایی مانع و رادع قتل پدران در آن حالت خاص نمی باشد و از همه گذشته شاید بتوان گفت که اصولا ادله  قصاص نفس  مختص به دعوای  افراد از همان راه های دشمنی وحیوانی وضد انسانی می باشد و ازاول  شامل  قتل عاطفی و خیر خوا هانه ای که جان پدراز باب خیر خواهی به  لبش رسیده نبوده ونمی شود.  ونیز باید توجه داشت که ازهمه گذشته احتمال اختصاص درادله استثناء مانع تمسک به اطلاق است
وباید اقتصار برقدر متیقن شود که همان قتلهای عاطفی پدرمی باشد وفرقی بین مادر وپدر در قصاص و عدم قصاص نیست .”
گفتار سوم

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

      دلایل  معافیت  پدراز قصاص چیست؟

 

علامه حلی و بسیاری از فقیهان در استدلال بر حکم مذکور به عدم تکافوی فرزند با پدر و شرف پدر اشاره می کنند و می نویسند :” المانع من القصاص شرف الابوه ” یعنی امری که مانع از قصاص است موقعیت برتر و حرمت این موقعیت و شرف است لذا حکم را تعمیم می دهند به پدر کافر و عبد
شهید ثانی در مسالک در تبیین فلسفه این حکم می نویسد : ” لان الوالد سبب وجود الولد فلا یحسن ان یصیر الولد سببا معدوما له ولا یلیق ذالک بحرمه الابوه و لرعایه حرمه لم یحد لقذفه : پدر سبب وجود فرزند است لذا فرزند نمی تواند سبب

معدوم شدن وی گردد بعلاوه که این حکم با شرافت و حرمت ابوت در تنافی است،
و به جهت رعایت حرمت وی است که در قذف فرزند نیز حد بر او جاری نمی شود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *