مطالعه پایداری عملکرد دانه لاین های کلزا Brassica napus L.- قسمت ۳۴

ژنوتیپهای شماره ۷، ۲۱، ۱۲، ۱، ۱۵ و ۴ در ناحیهای از بایپلات استقرار پیدا نمودند که عملکرد دانه کمتر از میانگین کل و براساس مؤلفه اول مدل AMMI مقادیر نسبتاً بالایی را تصاحب نمودند، لذا بعنوان ژنوتیپهای ناپایدار با عملکرد دانه ضعیف دستهبندی شدند.
ژنوتیپهای شماره ۱۳، ۱۱، ۱۹ و ۳ در ناحیه سمت راست و بالای پلات مستقر شدند، بنابراین دارای اثرمتقابل ژنوتیپ در محیط بالا و میانگین عملکرد دانه بالا بودند. تفاوت ژنوتیپهای ۱۷، ۶، ۱۸ و ۲ این است که این ژنوتیپها دارای اثرمتقابل به مراتب کمتری نسبت به گروه قبل هستند، لذا به ژنوتیپهای ۱۳، ۱۱، ۱۹ و ۳ ترجیح داده میشوند.
گاناسکرا و همکاران (۲۰۰۶) در مطالعهای هفت رقم کلزا را در سه مکان و طی دو سال و سه تاریخ کاشت متفاوت در شرایط آب و هوایی مدیترانهای جنوب غربی استرالیا مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که عملکرد دانه به طور معنیداری بین مکانها، زمان کاشت و بین ژنوتیپها متفاوت میباشد. نتایج بایپلات مربوط به عملکرد دانه، محیطهای مورد بررسی را به سه گروه (عملکرد بال، عملکرد متوسط و عملکرد پائین) تقسیم نمود. در این تحقیق همچنین ژنوتیپهای دارای سازگاری خصوصی به بعضی از مناطق شناسایی شدند (Gunasekera et al., 2006).
شکل ۴-۱- بای پلات اولین مولفه اصلی اثر متقابل و میانگین عملکرد دانه
به منظور بررسی پایداری عملکرد و سازگاری خصوصی ژنوتیپها با مکانهای مورد مطالعه از مدل AMMI2 که از پلات کردن دو مؤلفه اصلی اول ایجاد میشود، استفاده شد. این بایپلات ۲۵/۶۹ درصد تغییرات موجود در بین اثرات متقابل را توجیه نمود، که سهم مؤلفه اول ۷۲/۴۰% و سهم مؤلفه دوم ۵۳/۲۸% در تفکیک زنوتیپها میباشد. در این مدل هرچه ژنوتیپها به مرکز بایپلات AMMI نزدیکتر باشند، دارای اثر متقابل ژنوتیپ در محیط کمتری هستند و در نتیجه سازگاری عمومی بیشتری برخوردار هستند و بنابراین برای اکثر مکانها قابل توصیه میباشند. در مقابل، ژنوتیپهایی که دور از مرکز بایپلات هستند دارای سازگاری خصوصی میباشند (Gouch and Zoble, 1997). همانطور که در شکل ۴-۳ دیده میشود برای عملکرد دانه ژنوتیپهای ۶، ۲، ۴، ۱، ۷، ۱۹، ۳ و ۱۵ به مرکز بایپلات AMMI نزدیکتر بودند، به عبارت دیگر این ژنوتیپها کمترین تغییرات را نشان داده و بعنوان ژنوتیپهای پایدارتر با سازگاری عمومی بالا شناخته شدند.
همچنین ژنوتیپهای ۱۱، ۲۱ و ۱۷ دارای بیشترین اثرات متقابل مثبت و ژنوتیپ شماره ۱۴ دارای بیشترین اثرات متقابل منفی براساس دو مؤلفه اول و دوم حاصل از تجزیه AMMI بودند، بنابراین ناپایدارترین ژنوتیپها معرفی گردیدند.
شکل ۴-۲ بای پلات اولین و دومین مولفه اصلی اثر متقابل برای عملکرد دانه

۴-۲-۲-۲- نتایج تجزیه بایپلات مدل AMMI برای عملکرد روغن

با توجه به اینکه مؤلفه اول ۵۱/۳۹% از واریانس اثر متقابل را بیان نمود، بنابراین بایپلات این مؤلفه به همراه میانگین عملکرد روغن در شکل ۴-۲ ارائه شد. همچنانکه ملاحظه میگردد ژنوتیپهای ۱۳، ۱۱، ۱۲ و ۲۱ دارای بیشترین اثر متقابل مثبت بر اساس مؤلفه اول بودند و سازگاری خصوصی مطلوبی با محیطهای E3 و E1 (تاریخ کاشتهای متعارف یعنی ۱۵ مهرماه) نشان دادند. بر اساس میانگین عملکرد روغن، در بین این ۴ ژنوتیپ، ژنوتیپهای ۱۳ و ۱۱ عملکرد روغن مطلوبی داشتند. بنابراین میتوان بیان داشت که در شرایط محیط ۳ (تاریخ کشت معمولی) این دو ژنوتیپ نسبت به دیگر ژنوتیپها مناسبتر هستند.
ژنوتیپهای ۸، ۱۰، ۹ و ۲۲ دارای بیشترین اثر متقابل منفی بر اساس مؤلفه اول بودند و بیشترین سازگاری اختصاصی را با محیطهای E6 (تاریخ کاشت با تأخیر یعنی ۴ آبان ماه) نشان دادند که با توجه به عملکرد روغن مطلوب ژنوتیپ ۲۲ میتوان بیان داشت که این ژنوتیپ برای شرایط محیطی E6 مناسبتر از سایر شرایطها است. ژنوتیپهای شماره ۷، ۱، ۱۵، ۱۶ ،۱۷، ۴، ۲ و ۱۸ دارای میزان مؤلفه اول نسبتاً پایینی بودهاند و بنابراین بر اساس مؤلفه اول پایداری مطلوبی در محیطها نشان دادند که در بین این گروه ژنوتیپ شماره ۱۷ با داشتن عملکرد روغن دانه نسبتاً مطلوب و پایداری نسبتاً خوب بر اساس مؤلفه اول قابل کشت در شرایط متفاوت تاریخهای کاشت میباشد.از طرف دیگر با توجه به بای پلات به خوبی میتوان تشابه محیطی، دو تاریخ کاشت متفاوت را برای ۳ سال مورد مطالعه مشاهده کرد. بنابراین تاریخ کاشتهای ایجاد شده در هر سه سال به خوبی محیطها را تفکیک نموده است (شکل ۴-۲). در شکل ۴-۲، محور افقی در میانه نمودار نشاندهنده ۰=IPCA1 میباشد، که نشان میدهد هیچ گونه اثر متقابلی وجود ندارد. از اینرو ژنوتیپهایی که در مرکز بایپلات قرار گیرند اثر متقابل نزدیک به صفر دارند و دارای پایداری بیشتری هستند، بنابراین ژنوتیپهای ۴، ۲، ۱۸، ۲۰ و ۱۴ دارای اثر متقابل پایینی میباشند، اما ژنوتیپ شماره ۱۴ به علت داشتن عملکرد بالاتر از میانگین کل میتوانند به عنوان ژنوتیپهایی با پایداری مطلوب مورد توجه قرار بگیرند.
گاچ (۲۰۰۶) تجزیه AMMI را برتر از مدل‌های دیگر دانست، وی بررسی جداگانه اثر ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ و محیط را دلیل آن عنوان کرد. اثر ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ و محیط، مفاهیم زراعی متفاوتی را دارا هستند. اثر ژنوتیپ سازگاری عمومی را بیان می‌کند در حالی که اثر متقابل ژنوتیپ و محیط بیانگر سازگاری اختصاصی به محیط مورد بررسی است. از سویی دیگر، اگر سازگاری همراه عملکرد بالا در تمامی محیط‌ها مورد نظر باشد، بسیار دور از انتظار است که اثر ژنوتیپ نمایشگر سازگاری بالا به تمام محیط‌ها باشد و فقط به محیط‌های مورد آزمایش قابل تعمیم است (Yan et al., 2007).
شکل ۴-۳- بای پلات اولین مولفه اصلی اثر متقابل و میانگین عملکرد روغن
به منظور بررسی پایداری عملکرد روغن و سازگاری خصوصی ژنوتیپها با مکانهای مورد مطالعه از مدل AMMI2 که از پلات کردن دو مؤلفه اصلی اول ایجاد میشود، استفاده شد (شکل ۴-۴). این بایپلات جمعاً ۵۷/۶۹% تغییرات موجود دادهها را توجیه میکند که سهم مؤلفه اول ۵۱/۳۹ و سهم مؤلفه دوم ۰۶/۳۰ درصد تقریباً به نسبت مساوی در تفکیک ژنوتیپها میباشد. در این مدل هرچه ژنوتیپها به مرکز بایپلات AMMI نزدیکتر باشند، دارای اثر متقابل ژنوتیپ در محیط کمتری هستند و در نتیجه سازگاری عمومی بیشتری برخوردار هستند و بنابراین برای اکثر مکانها قابل توصیه میباشند. در مقابل، ژنوتیپهایی که دور از مرکز بایپلات هستند دارای سازگاری خصوصی میباشند (Gouch and Zoble, 1997). در این پلات ژنوتیپها به همراه محیطهای متفاوت نشان داده شده است. ژنوتیپهای ۳، ۹، ۱۶، ۱۲، ۱۵، ۲ و ۲۰ با قرار گرفتن در مرکز بایپلات دارای کمترین میزان اثر متقابل بر اساس هر دو مولفه بودند و بیشترین سازگاری عمومی را نشان دادند که در بین این ژنوتیپها، ژنوتیپهای ۳، ۱۹، ۱۶ و ۱۲ با داشتن عملکرد روغن مطلوب به عنوان ژنوتیپهای پایدار و دارای پتانسیل تولیدی عملکرد روغن مناسب قابل توجه میباشد. از طرف دیگر سازگاری اختصاصی ژنوتیپ ۱۶ و ۱۲ با محیط E2 (تاریخ کاشت با تأخیر در سال اول) قابل توجه است. ژنوتیپهای شماره ۴، ۱۱، ۱۷ و ۲۱ با بیشترین اثرات متقابل و مثبت براساس دو مؤلفه بعنوان ژنوتیپهای ناپایدار در عملکرد روغن معرفی شدند. اما این ژنوتیپها سازگاری خصوصی بالایی با محیطهای E3 و E4 دارند. با توجه به این نتیجه میتوان اظهار نمود که این ژنوتیپها در سال دوم در دو تاریخ کاشت متفاوت برای صفت عملکرد روغن سازگاری خصوصی خوبی داشتهاند.
رارابتی و همکاران (Rharrabti et al., 2003) نیز که از چندین روش برای بررسی اثر متقابل ژنوتیپ در محیط برروی ۱۰ ژنوتیپ گندم دوروم استفاده نموده بود، گزارش کردند که برای شناسایی ژنوتیپهای پایدارتر، روش AMMI کارایی بالاتری در مقایسه با روشهای رگرسیونی دارد. شومن (Schoeman, 2003) نیز برای اثر متقابل ژنوتیپ در محیط در آفتابگردان از روشهای مختلف استفاده کرد و بیان داشت که مدل AMMI نه تنها پایدارترین ژنوتیپها را معرفی مینماید، بلکه میتواند سازگاری خصوصی ارقام را تعیین کند. بنابراین مدل AMMI دقیقترین برآوردها از پتانسیل عملکرد ارقام در محیطهای خاص را بیان داشت.
شکل ۴-۴ بای پلات اولین و دومین مولفه اصلی اثر متقابل برای عملکرد روغن

۴-۳-بررسی پایداری عملکرد به روش‌های پارامتری

استفاده از تجزیه واریانس مرکب و مقایسه میانگین تیمارها بر اساس خطای محاسبه شده با توجه به معنی دار شدن اثر متقابل ژنوتیپ و محیط کافی نیست، بنابراین برای تعیین پایداری و گروه بندی ژنوتیپ‌ها از روش‌های مختلف تجزیه پایداری استفاده گردید.

۴-۳-۱- بررسی پایداری عملکرد دانه و عملکرد روغن به روش‌های پارامتری تک متغیره

براساس دادههای حاصل از شش محیط پارامترهای پایداری میانگین عملکرد دانه و عملکرد روغن ، آماره‌های ضریب رگرسیون (bi)، ضریب تغییرات محیطی (CVi)، شاخص سازگاری هندسی (GAi)، شاخص برتری (Pi)، انحراف از خط رگرسیون (Sdi)، اکووالانس ریک (Wi2)، واریانس پایداری شوکلا (σi) و واریانس محیطی (Si2) محاسبه شد، که نتایج در جدول ۴-۸ (عملکرد دانه) و جدول ۴-۹ (عملکرد روغن) ارائه شده است. با توجه به نتایج این جداول مشاهده میگردد که براساس پارامترهای پایداری متفاوت، ژنوتیپها واکنشهای متفاوتی نشان دادند و برخی از ژنوتیپها براساس بعضی از پارامترها، پایداری بالا و براساس بعضی دیگر از پارامترها، پایداری ضعیفی داشتند.
دربندی و همکاران (۱۳۹۰) در کلزا، واعظی و همکاران (۱۳۹۰) در گلرنگ، صادقی و حبیب زاده (۱۳۹۰) در توتون، کریمیزاده و همکاران (۱۳۸۸) در جو و صباغپور( ۱۳۸۵) در عدس با استفاده از پارامترهای پایداری ژنوتیپهای پایدار را معرفی نمودند.
بنابراین به تفسیر جزءبه جزء پارامترهای پایداری پرداخته و در نهایت یک جمعبندی کلی ارائه میگردد. البته درمورد پارامتر میانگین عملکرد در بحث آزمون دانکن و تجزیه واریانس به تفصیل توضیح داده شده است.
۴-۳-۱-۱-واریانس محیطی
با توجه به اینکه واریانس محیطی (Si2) در واقع انحراف یک ژنوتیپ از میانگین همان ژنوتیپ در کلیه محیطها را اندازه میگیرد، در این روش ژنوتیپی پایدار است که واریانس محیطی آن کمتر باشد. بر این اساس برای صفت عملکرد دانه، ژنوتیپهای ۱۴، ۱۳، ۱۲، ۱۶ و ۳ به ترتیب با کمترین مقدار واریانس محیطی، جزء ژنوتیپهای پایدار محسوب شدند. که در بین این گروه، تنها ژنوتیپهای شماره ۱۴، ۱۳ و ۳ جزء ژنوتیپهای پایدار با عملکرد دانه بالا معرفی گردیدند. با اینکه ژنوتیپهایی مانند ۱۷ و ۱۹ که عملکرد بالایی داشتند از لحاظ شاخص واریانس محیطی پایدار شناخته نشدند (جدول۴-۸). همانطور که در مقدمه آورده شد متخصصین مفهوم دینامیک پایداری را بر مفهوم استاتیک آن ارجح میدانند (فرشادفر۱۳۷۷). همچنین معیار واریانسمحیطی دارای اریب است چون با اثر سال، مکان واثر متقابل سال×مکان اختلاط یافته است(فتاحی،۱۳۷۹)، پس در نتیجهی این موارد، ژنوتیپهای ۱۷ و ۱۹ دارای عملکرد بالایی میباشند اما با توجه به موضوع بیان شده نمیتواند ژنوتیپهای پایدار در این تعریف باشند، برای توجیه نیز میتوان عنوان نمود که احتمالا این عملکرد بالا ناشی از مفهوم استاتیک پایداری و پایداریخصوصی میباشد. اما برترین ژنوتیپ، ژنوتیپ شماره ۱۳ شناخته شد، زیرا دارای بیشترین عملکرد دانه و رتبه ۲ شاخص واریانس محیطی را نیز تصاحب نمود (جدول۴-۸). به طور کلی این مفهوم از پایداری برای صفاتی مفید است که میزان آنها به هر قیمت باید ثابت نگه داشته شود، مانند صفاتکیفی مثل مقاومت به امراض و یا تنشهای محیطی، مانند مقاومت به سرما و خشکی لذا برای عملکرد، اصلاح کننده، دنبال یافتن ژنوتیپهایی است که هم پایدار بوده و هم عملکرد بالایی داشته باشند.
براساس نتایج جدول ۴-۹ که آماره پایداری واریانس محیطی برای عملکرد روغن حاصل از ۶ محیط، ۲۲ ژنوتیپ کلزا میتوان اظهار نمود که ژنوتیپهای شماره ۱۳، ۱۲، ۷ و ۶ جزء پایدارترین ژنوتیپها و ژنوتیپهای شماره ۱۰، ۲۱، ۱۷ و ۱۹ جزء ناپایدارترین ژنوتیپها معرفی گردیدند. اما در بین گروه پایدار براساس آماره مذکور ژنوتیپهای شماره ۱۳، ۱۲ و ۶ عملکرد روغن بالاتر از میانگین کل جامعه داشت لذا به عنوان ژنوتیپی پایدار با عملکرد روغن بالا شناخته شد. همچنین در بین ژنوتیپهای ناپایدار ژنوتیپ شماره ۱۰ و ۲۱ جزء ژنوتیپهایی با عملکرد روغن ضعیف محسوب شدند.

۴-۳-۱-۲- ضریب تغییرات محیطی

در این روش معیار انتخاب بدین صورت است که مقدار (CVi) ژنوتیپهای پایدار از میانگین(CVi) کل ژنوتیپها کمتر و میانگین عملکرد دانه این ژنوتیپها از میانگین کل عملکرد دانه همه ژنوتیپها بالاتر میباشد.
با در نظر گرفتن ضریب تغییرات محیطی و عملکرد دانه ژنوتیپها، ژنوتیپهای ۱۳ و ۳ به عنوان ژنوتیپهای با عملکرد دانه بالا و پایداری بالا شناسایی شدند. همچنین ژنوتیپهای ۱۲ و ۱۶ ژنوتیپهایی با عملکرد دانه متوسط ولی پایداری بالایی معرفی شدند. همچنین ژنوتیپهای ۱۸ و ۱۷ عملکرد دانه بالایی داشته اما پایداری آنها ضعیف بود (جدول ۴-۸). و ژنوتیپهای ۹، ۱۰، ۱۹ و ۲۱ ناپایدارترین ژنوتیپها براساس عملکرد دانه بودند. پایداری ژنوتیپی که با این معیار بدست میآید نباید تعمیم داده شده، مگر آنکه ژنوتیپهای موجود در آزمایش، ژنوتیپهایی تحت کشت در منطقه باشد. یعنی ژنوتیپی که با یک گروه از ژنوتیپها پایدار به نظر میرسد، وقتی با گروه دیگری از ژنوتیپها رویانده میشود ممکن است پایدار نباشد (فرشادفر۱۳۷۷). جاویدفر و همکاران (۱۳۸۳) با استفاده از ضریب تغییرات محیطی (CVi) ژنوتیپهای کلزا Parade، SLM046، Formax، Licord را به عنوان ژنوتیپهای پایدار معرفی کردند.
با توجه به جدول ۴-۹ برای صفت عملکرد روغن میتوان بیان داشت که ژنوتیپهای شماره ۱۳، ۳، ۶ و ۷ با داشتن کمترین مقادیر ضریب تغییرات محیطی (Cvi) جزء پایدارترین ژنوتیپها و ژنوتیپهای ۱۰، ۲۱، ۹ و ۱۹ با احتساب بیشترین مقادیر ضریب تغییرات محیطی (Cvi) جزء ناپایدارترین ژنوتیپها محسوب شدند. در بین گروه پایدار ژنوتیپهای شماره ۱۳ و ۳ با عملکرد روغن بالا جزء برترین ژنوتیپهای گروه مذکور شناخته شدند. همچنین در بین گروه ناپایدار ژنوتیپ شماره ۲۱ با پائینترین عملکرد روغن در گروه ژنوتیپهای ناپایدار با عملکرد پائین قرار گرفت (جدول ۴-۹).

۴-۳-۱-۳- اکووالانس ریک

براساس روش پیشنهادی ریک (Wrick, 1962) ژنوتیپی که Wiکمتری داشته باشد، نوسانات کمتری در محیط داشته و پایدارتر است.
بر اساس این آماره ژنوتیپهای ۲، ۴، ۶ و ۱ بهعنوان ژنوتیپهای پایدار و ژنوتیپهای ۱۱، ۱۹، ۱۲ و ۱۰ بهعنوان ژنوتیپهای ناپایدار از لحاظ عملکرد دانه شناسایی شدند (جدول۴-۸). در بین ژنوتیپهای پایدار فقط ژنوتیپ شماره ۶ ژنوتیپی با عملکرد دانه بالا محسوب شد، لذا این ژنوتیپ براساس این آماره برترین ژنوتیپ معرفی گردید. همچنین ژنوتیپهای شماره ۱۹ و ۱۲ ژنوتیپی با عملکرد دانه بالا و ناپایدار شناخته شدند.
مقادیر اکوولانس ریک برای صفت عملکرد روغن ۲۲ ژنوتیپ کلزا در ۶ محیط در جدول ۴-۹ ارائه شده است. براین اساس ژنوتیپهای شماره ۲، ۴، ۶ و ۳ با داشتن کمترین مقادیر Wiنشان دادند که کمترین نوسانات را در ۶ محیط مورد مطالعه داشتهاند، لذا بعنوان پایدارترین ژنوتیپها برای عملکرد روغن دانه معرفی گردیدند. اما در بین این گروه فقط ژنوتیپهای شماره ۳ و ۶ میانگین عملکرد روغن بالاتر از میانگین کل جامعه داشت، بنابراین این ژنوتیپ، ژنوتیپی پایدار با عملکرد روغن بالا شناخته شد. همچنین ژنوتیپهای شماره ۱۱، ۱۹، ۱۲ و ۲۱ نیز جزء ژنوتیپهایی با نواسانات بالای عملکرد روغن در ۶ محیط شناخته شدند و جزء ژنوتیپهای ناپایدار در این مطالعه براساس آماره اکووالانس ریک دستهبندی شدند. هرچند ژنوتیپهای شماره ۱۹ و ۱۲ میانگین عملکرد روغن بالاتری از میانگین عملکرد روغن ۲۲ ژنوتیپ کلزا داشتند.

۴-۳-۱-۴- واریانس پایداری شوکلاء

شوکلا در این روش بر این باور است که: ژنوتیپی پایدار ژنوتیپی است که مقدار واریانس پایداری آن حداقل باشد. بنابراین ژنوتیپهای شماره ۲، ۴، ۶ و ۱ کمترین مقادیر واریانس پایداری شوکلاء را تصاحب نمودند بنابراین این ژنوتیپها پایدارترین ژنوتیپها بودند. همچنین ژنوتیپهای ۱۱، ۱۹، ۱۲ و ۱۰ دارای بیشترین مقدار واریانس پایداری شوکلاء شدند درنتیجه این ژنوتیپها ناپایدارترین ژنوتیپها محسوب شدند. اما در بین گروه پایدار تنها ژنوتیپ شماره ۶ دارای عملکردی بیشتر از میانگین کل ژنوتیپها داشت، لذا این ژنوتیپ جزء ژنوتیپ پایدار و پرعملکرد براساس واریانس پایداری شوکلا محسوب شد (جدول۴-۸). یکسان بودن نتایج دو آماره واریانس پایداری شوکلاء و اکووالانس ریک در انتخاب ژنوتیپهای پایدار برای صفت عملکرد دانه در مطالعات صباغپور (۱۳۸۵) در عدس، بخشایشی قشلاق (۱۳۹۰) در گندم و مرتضویان و همکاران (۱۳۸۶) در ذرت گزارش شده است، که با نتایج این پژوهش یکسان میباشد.
همانطور که در جدول ۴-۹ مشاهده میشود نتایج پایداری ژنوتیپها برای صفت عملکرد روغن براساس واریانس پایداری شوکلاء مطابق آماره پارامتری اکووالانس ریک میباشد. لذا برای مشاهده میتوان به پاراگراف قبلی مراجعه نمود.

۴-۳-۱-۵- شاخص برتری (Pi)

در روش شاخص برتری (Pi) هیچگونه مدل بخصوصی برای اثر متقابل ژنوتیپ × محیط در نظر گرفته نمیشود و ژنوتیپی پایدار است که مقدار Pکمتری داشته باشد. در پارامتر شاخص برتری اثرات ژنتیکی و اثر متقابل در یکدیگر ادغام میشوند، لذا برای ارزیابی ارقام یک پارامتر به وجود میآید (زالی و همکاران، ۱۳۹۰). در نتایج حاصل از تجزیه پایداری با استفاده از شاخص برتری نشان داد که کمترین مقدار Pمتعلق به ژنوتیپهای ۳، ۱۷، ۱۳، ۶ و ۱۹ بود، که در بین این گروه ژنوتیپهلی شماره ۳، ۱۳، ۶ و ۱۹ ژنوتیپهایی با عملکرد دانه بالاتر از میانگین محسوب شدند، در نتیجه این ژنوتیپها بعنوان پایدارترین ژنوتیپها با عملکرد دانه بالا شناخته شدند (جدول ۴-۸). همچنین ژنوتیپهای ۲۲، ۷، ۲۱ و ۸ براساس شاخص برتری جزء ژنوتیپهای ناپایدار قرار گرفتند، که ژنوتیپهای ۷، ۲۱ و ۸ عملکرد دانه ضعیفی نیز داشتند، لذا انتخاب براساس این شاخص منجر به معرفی ژنوتیپهای پایدار با عملکرد دانه بالا و بالعکس میشود. روش لین و بینز (۱۹۸۸) اگرچه به ندرت در منابع مورد استفاده قرار میگیرد، ولی جایگزین بسیار مناسبی برای بررسی اثر متقابل ژنوتیپ و محیط است. این روش محدودیت روشهای رگرسیون را ندارد (Scapim et al., 2000). این روش منفرد Pi را با تلفیق قابلیت تولید و پایدار برای مشخصه ژنوتیپها در نظر میگیرد و ژنوتیپ پایدار را به عنوان ژنوتیپی با تظاهر نزدیک به حداکثر در محیطهای مختلف تعریف میکند (Helgaottir and Kristjansdottit, 1991; Lin and Binns, 1988). این تعریف برتری، بسیار شبیه به هدف بهنژادگران است زیرا رقم برتر بایستی پرمحصولترین رقم در بیشترین تعداد ممکنه از محیطها باشد (Farias et al., 1997).
نتایج آماره شاخص برتری Pi برای صفت عملکرد روغن دانه ۲۲ ژنوتیپ کلزا در جدول ۴-۹ ارائه شدهاست. این نتایج نشان داد که ژنوتیپهای ۷، ۹، ۲۱، ۱ و ۱۰ با احتساب کمترین مقدار Pi جزء ژنوتیپهای پایدار و ژنوتیپهای شماره ۱۷، ۱۳، ۳ و ۱۴ با احتساب بیشترین مقدار Pi جزء ژنوتیپهای ناپایدار معرفی گردیدند.
نکته حائز اهمیت این است که ژنوتیپهای پایدار براساس این آماره جزء ژنوتیپهایی با عملکرد روغن پائین و ژنوتیپهای ناپایدار جزء ژنوتیپهایی با عملکرد روغن دانه بالا محسوب شدند. با توجه به این نتیجه میتوان اظهار نمود که شاخص برتری شاخصی مناسب برای انتخاب ژنوتیپهای پایدار با عملکرد مناسب محسوب نمیشود.

۴-۳-۱-۶ -شاخص انحراف از خط رگرسیون و ضریب رگرسیون

محاسبه شاخص انحراف از خط رگرسیون (Sdi2) بر مبنای روش تجزیه ای ابرهارت و راسل انجام شد که نتایج آن در جدول۴-۴ ملاحظه میشود. بر طبق نظر ابرهارت و راسل ژنوتیپی پایدار است که، میانگین مربعات انحراف از رگرسیون(Sdi2) آن کوچک بوده (در جدول تجزیه رگرسیون معنی دار نباشد) و ضریب رگرسیون(   ) بین ۹/۰ تا۱/۱ داشته و میانگین عملکرد بیشتر از میانگین عملکرد کل آزمایش داشته باشد.
براین اساس ژنوتیپهای ۱، ۴ و ۸ ضریب رگرسیون تقریباً نزدیک به ۹/۰ تا ۱/۱ داشتند این ژنوتیپهای دارای عملکرد دانه کمتر از میانگین کل بودند، لذا بعنوان ژنوتیپهایی با عملکرد دانه ضعیف و سازگاری عمومی برای ۶ محیط مورد مطالعه معرفی گردیدند (جدول ۴-۸).
همچنین ژنوتیپی که ضریب خط رگرسیون آن بزرگتر از ۱ باشد، سازگاری خصوصی برای محیطهای مساعد (محیطهایی که تمام ژنوتیپها در آن محیط عملکرد بالا دارند، یا محیطهایی که میانگین عملکرد تمام ژنوتیپها از میانگین عملکرد سایر محیطها بیشتر باشد) دارد و ژنوتیپی که ضریب خط رگرسیون آن کمتر از۹/۰ است حساسیت کمتری نسبت به تغییرات محیطی داشته و لذا سازگاری خصوصی با محیطهای با عملکرد پایین دارد (فرشادفر ۱۳۷۷). بنابراین ژنوتیپهای ۱۰، ۹، ۱۷ و ۱۸ دارای ضریب رگرسیون بزرگتر از ۱ بودند، لذا بعنوان ژنوتیپهایی با سازگاری خصوصی بالا برای محیطهای با عملکرد بالا (تاریخ کاشت متعارف) شناخته شدند (جدول۴-۸). همچنین ژنوتیپهای ۱۲، ۱۳، ۱۶ و ۱۱ با بیشترین مقدار انحراف از خط رگرسیون و ضریب رگرسیون پائین بعنوان ژنوتیپهای ناپایدار برای عملکرد دانه گزینش شدند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.