مفهوم بازار گرایی:/پایان نامه درمورد بازارگرایی و برندگرایی

مفهوم بازار گرایی

بازارگرایی به عنوان یک رویکرد استراتژیک تلقی می شود که می تواند سبب بهبود عملکرد سازمانی شود. بازارگرایی نه تنها برای خارج سازمان، بلکه در داخل سازمان و نه تنها در بازارهای داخلی یک کشور و بلکه در بازارهای بین المللی هم مورد توجه است (Lings,2004). از دهه ي 1980 مفهوم« بازار گرایی»[1] در تحقيقات دانشگاهي نفوذ نمود و منتشر شد. بازار گرایی مفهومي ريشه دار در تئوري بازاريابي داشته و تمايل به يادگيري درباره ي بازار دارد. به عبارت ديگر گسترش درك بازار و استفاده از آن براي فعاليت هاي بازاريابي است. بازار گرایی را می توان عبارت از پذيرش مفهوم بازاريابي به عنوان فلسفه ي بازرگاني دانست كه هدايت كننده ي استراتژي هاي رقابتي سازمان خواهد بود. (Gonzalez et al,2005)  شاید شاپیرو[2] درسال 1988 اولین کسی باشد که به تعریف جنبه های مختلف بازار گرایی پرداخت وشرکت بازارگرا را شرکتی معرفی کرد که درآن اطلاعات با اهمیت درمورد تمامی عناصرتاثیرگذاردر بازار وفرایندخرید مشتری درهمه وظایف وکارکرد های شرکت نفوذ می کند. تصمیمات استراتژیک وتاکتیکی به صورت مشترک بین بخش ها و واحد هاهای سازمان  اتخاذ می گردد و تعهد نسبت به اجرا درآوردن این تصمیمات دربین بخش ها واحد ها های سازمان وجود دارد (,2001   Harrison-walker) از نظرکوهلی وجاورسکی[3] (1990)، نارور و اسلاتر [4] (1990)، راکرت[5] (1992)، جینروپاندانی  [6](2005) و کرولوپز[7] (2007) تئوری بازار گرایی از اساسی ترین مفاهیم بازار یابی بوده واستفاده از آن باعث بهبود عملکرد شرکت ها می شود (Dauda etal,2010). بازار گرایی مجموعه ای از فعالیت ها ورفتارهایی است که مبنایی برای تصمیم سازی ها ی شرکت ها بوده وجزیی ازفرهنگ سازمانی  شرکت هااست. وتاثیر مستقیمی بر عملکرد شرکت ها دارد(Rahab,2012 & Suliyanto) بازار گرایی از طریق دستیابی به عملکرد بالا برای شرکت ها باعث ایجاد فرصت های مناسبی برای رفع نیاز های مشتریان  در مقابل رقبا می باشد (& Gow,2012  Micheels). ادبيات بازارگرایی، راجع به اين مقوله كه محصولات بايد تقاضاي بازار و تغيير در ترجيحات مصرف كننده را منعكس نمايند، بحث مي نمايد. پانيگيراكيس و تئودوريديس[8] خاطر نشان كرده اندكه در طي دهه ي 1990 بازار گرایی از ميان ساير اصطلاحات مربوط به رشته ي بازاريابي، توجه بيشتري را به خود معطوف كرده است. بازار گرایی به عنوان توانايي يك شركت براي يادگيري درباره‌ي مشتريان، رقبا و عوامل محيطي بصورت مستمر و در درون بازارهاي موجود و بالقوه تعريف شده است (Panigyrakis et al,2007) باید توجه داشت که در اكثر تحقيقات انجام شده در مورد بازار گرایی، اصطلاح بازار گرایی، بعنوان كاربرد مفهوم بازاريابي تعريف شده است. مفهوم بازار گرایی، با تشخیص مداوم اهمیت مفهوم بازاریابی در رشته ی بازاریابی  توسعه یافته است. به منظور حداکثر اثر بخشی بازاریابی، تاکید شرکت‎ها بر جمع آوری اطلاعات مورد نیاز مرتبط با بازار، بیشتر از تاکید آنها برخود بخش بازاریابی باشد. به منظور حداکثر کردن عملکرد شرکت هابه عنوان یک سیستم کل نیاز به داشتن بازار محوری داریم. بازار محوری برای کمک به انگیزش نوآوری در زمینه ی محصول جدید، پر کردن شکاف خدمات و باعث بهبود اجرای استراتژی می شود. درجه ی بازار محوری در درک کارمندان از مزایای کاربرد اطلاعات مشتری را تاثیر می گذارد ,2008) Taylor et. al (.

لويت[9] معتقد است كه بازارگرایی به عنوان محركی جهت خلق ارزش برتر براي مشتريان و كسب يك مزيت رقابتي پايدار، محصول فرهنگ سازماني است كه در جهت ترويج و كسب درجه ي بالايي از بازار محوري مي كوشد و در عين حال، توليد كننده ي يك عملكرد برتر نيز مي باشد(Sin et al,2005).  بازار گرایی از طریق دستیابی به عملکرد بالا برای شرکت ها باعث ایجاد فرصت های مناسبی برای رفع نیاز های مشتریان  در مقابل رقبا می باشد (& Gow,2012  Micheels). کوهلی و جاوورسکی  1990 مفهوم بازارگرایی را از بعد رفتاری تعریف می کند. کوهلی و جاوورسکی به جای تمرکز بر مشتری عنصر اصلی محیط گرایی را تمرکز بر اطلاعات بازار یا هوشمندی بازار معرفی می کنند. بازارگرایی از دیدگاه آنان به عنوان تولید اطلاعات در سطح سازمان، انتشار اطلاعات در بین بخش های مختلف سازمان و پاسخگویی به آن در گستره سازمانی تعریف می شود. پاسخگویی، میزان سازگاری یا هماهنگی سیاست های بازاریابی شرکت را با اطلاعات بازار نشان می دهد Awwad & Agti ,2011)).

 

[1] Market Orientation

[2] Shapiro

[3] Kohli & Jaworski

[4] Narver & Slater

[5] Ruekert

[6] Gainer &Pandanyi

[7]  Carr & Lopez

[8] panigyrakis & Theodoridis

[9] Levitt