موانع مدیریت دانش:پایان نامه درمورد ابعاد مدیریت دانش

موانع مدیریت دانش:

موانع عمده برسر راه مدیریت دانش را می توان به پنج دسته اصلی تحت عنوان عوامل انسانی،عوامل سازمانی،عوامل فرهنگی،عوامل سیاسی و عوامل فنی و تکنولوژیکی تقسیم نمود. (ابطحی، صلواتی، 1390، ص111)

 

 

2-1-22-1) عوامل انسانی:

یکی از موانع عمده مدیریت دانش این است که انسانها به هر دلیلی نخواهند دانش خود را تسهیم کنند و از آن منحصراً برای پیشرفت شخصی خود استفاده کنند زیرا ممکن است این تصور غلط وجود داشته باشد که چون دانش ، قدرت است پس نباید آن را از دست داد.شاید بتوان گفت که موانع انسانی مدیریت دانش بیش از سایر موانع دیگر حائز اهمیت است، زیرا دانش ، ماهیتی انسانی و اجتماعی دارد و فقط در گرو تعامل و ارتباطات است که می تواند رشد کند. رویکرد کلاسیک و سنتی بر این اعتقاد بود که فقط نویسندگان با نوشتن کتابها، مقالات و نظایر اینها می توانند باعث افزایش دانش شوند.این رویکرد را می توان رویکردی ایستا[1] نامید. در مقابل رویکرد پویا[2] براین باور است که تعالی دانش در اثر تعامل و ارتباطات انسانی ، مقدور می باشد.  (ابطحی،صلواتی،1390،صص112-111)

 

 

2-1-22-2) عوامل سازمانی :

عوامل سازمانی نیز از جمله موانع مهم بر سر راه مدیریت دانش در سازمان می باشند.عمده این عوامل عبارتند از:

 

الف)عوامل ساختاری؛

مدیریت دانش، خواسته های جدیدی بر بخش های مختلف از جمله ساختار سازمان تحمیل می کند. ساختارهای سلسله مراتبی و غیرمنعطف نمی تواند محمل خوبی برای مدیریت دانش باشد.

ساختارسازمانی باید از انعطاف و پویایی لازم برخوردار باشد. تا ارتباطات به مرزهای تیمی ،بخشی و حتی سازمانی محدود نشود و امکان برقراری ارتباط با محیط بیرون از سازمان برای کارکنان به سادگی مقدور باشد و بعبارتی جنبه غیررسمی ساختار سازمانی، نقش مهمی در توسعه تعاملات ایفا نماید.چنین ارتباطی امکان دستیابی به دانش گروههای خارج از سازمان را میسر می سازد.

 

 

 

 

ب) عوامل مدیریتی؛

عدم اعتقاد و حمایت مدیریت عالی از فعالیت ها و برنامه های مدیریت دانش، نگرشهای کوتاه مدت و جزئی نگری و سبک های نامناسب رهبری نیز مانع اجرای موفقیت آمیزبرنامه های مدیریت دانش می شوند.

 

ج)عوامل شغلی؛

شرح شغلهای نامناسب ، مشاغل تکراری و روتین ،ابهام و تعارض در نقش نیز برای مدیریت دانش، نامطلوب خواهند بود.

 

د)سیستمهای حقوق ودستمزد وجبران خدمات؛

این سیستم ها نقش بسیار مهمی را در پشتیبانی برنامه های مدیریت دانش ایفا می کنند.افراد، زمانی اقدام به توزیع دانش می کنند که انگیزه لازم را برای این کار داشته باشند.

 

و)سیستم های آموزشی؛

درتبدیل سیستم های سنتی به یک سازمان یادگیرنده ، برنامه های آموزشی یک سازمان ،نقشی حساس ایفا می کنند. برنامه های آموزشی نامناسب می توانند موانع عمده ای برای مدیریت دانش ایجاد کنند.  (ابطحی،صلواتی،1390،صص113-112)

 

2-1-22-3)عوامل فرهنگی  :

مدیریت دانش، بدون وجود یک فرهنگ مشارکتی مناسب و مبتنی بر اعتماد نمی تواند به گونه ای موفق به کارگرفته شود.اگر فرهنگی ، توزیع و تسهیم دانش را تشویق نکند، مدیریت دانش با چالش روبرو خواهد شد. تأثیر عوامل فرهنگی بر اثربخشی برنامه های مدیریت دانش انکارناپذیر است. فرهنگ هر جامعه به دلیل دربرگرفتن نظام ارزشی، رفتار افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.اگر در فرهنگی ، کسب و توزیع دانش به عنوان یک ارزش تلقی می شود و مردم به اثربخشی دانش در کنار تجربه باور داشته باشند، برای کسب دانش ،تلاش خواهند نمود.ممکن است بسیاری از فرهنگ ها با توجه به اینکه”دانش،قدرت است”،این نگرش ، موجب احتکار دانش شود.لذا باید این فرهنگ ترویج شود که” توزیع دانش هم قدرت است” تا مردم دانش خودرا دراختیار دیگران بگذارند. (ابطحی،صلواتی،1390،ص 113)

 

2-1-22-4) عوامل سیاسی:

موانع سیاسی در سازمانهای دولتی چشم گیرتر هستند.اگر باور داشتند باشیم که دانش یک منبع قدرت است و شخص دارای قدرت می تواند اعمال نفوذ کند، طبیعی است که عده ای برای دستیابی انحصاری به دانش تلاش کند. نقش گروههای فشار می تواند قابل ملاحظه باشد.هر کدام از این عوامل می توانند مانع توزیع مناسب دانش در سازمان باشند که در اینجا نیز مدیریت دانش که به توزیع گسترده دانش در سازمان نیازمند است با چالش های جدی روبرو خواهدشد. ثبات یا عدم ثبات فضای سیاسی کشور نیز به دلیل اثر گذاری بر فرایند خط مشی گذاری و ثبات مدیریت در سازمان های دولتی ، مدیریت دانش را تحت تاثیر قرار خواهد داد.همچنین وجود فضایی باز که در آن افراد به راحتی بتوانند ایده های خود را اظهار نمایند، بر روند فعالیت های مدیریت دانش اثرگذار خواهد بود. (ابطحی،صلواتی،1390،ص113)

 

[1]– static approach

[2]– Dynamic a pproach