می 9, 2021

وضعیت حقوقی رسانه های نوین با تکیه بر مصوبات شورای اروپا- قسمت ۵

دومینگو و هینتون (۲۰۰۸)، انواع مختلف وبلاگ های جراید را به شکل زیر طبقه بندی کرده اند:
۱٫ وبلاگ های ملی
وبلاگ هایی که توسط مردم نوشته می شوند و ربط چندانی به رسانه ها ندارند. وبلاگ های این چنینی ممکن است نقش های مختلفی را ایفا کنند: مفسران رسانه، نویسندگان متخصص، گزارشگران آماتور، تفسیر رسانه ها، یکی از متداول ترین اقداماتیست که در راستای وبلاگ جراید صورت گرفته شده است.[۵۰]
از این وبلاگ نویسان غالباً نقش یک ناظر رسانه های رسمی، تعیین کننده خطاها و یا اشتباهات در گزارشات، برجسته سازی داستان های تحت پوشش و انتقاد و خرده گیری از مباحث ضعیف، را بر عهده دارند. نویسندگان اغلب وقات در بعضی از وبلاگ های شخصی، نقش یک گزارشگر را بازی می کنند، حتی زمانی که منتشر کننده اطلاعات شخصاً خود را جانشین خبرنگار، جلوه نکند. در بسیاری موارد وبلاگ های شخصی، تبدیل به گزارش های دسته اول حوادثی می شوند که وبلاگ نویسان خود به طور اتفاقی شاهد آن ماجرا بوده اند.
۲٫ وبلاگ های مخاطبان:
وبلاگ هایی که در رسانه ها، توسط خود مردم نوشته می شوند. کمپانی های رسانه ها اغلب اوقات به منظور ارتقاء ارتباط متقابل با مخاطبانشان، در وب سایت های خود، وبلاگ های عمومی راه اندازی می کنند. بر این اساس، آن ها ممکن است دقیقاً به اتاق اخبار کانکت شوند ولی اکثر این وبلاگ های شخصی، هیچ گونه حوادث و بحث و مذاکرات عمومی ندارند.
۳٫ وبلاگ های روزنامه نگاران:
وبلاگ هایی که توسط روزنامه نگاران نوشته می شوند و ربط چندانی به سازمان رسانه ها ندارند. بدین ترتیب روزنامه نگاران تحت شرایطی کار می کنند که هیچ گونه کنترلی بر روند فعالیت آن ها صورت نمی گیرد و می توانند به راحتی نظرات خود را در مسائل مختلف اعمال کنند. وبلاگ ها نیز به نحوی بدین آزادی روزنامه نگاران، دامن زده اند و به آن ها امکان را می دهند که در راستای استاندارد های رسانه ها موضع مقتدرانه ای داشته باشند.[۵۱]
۴٫ وبلاگ های رسانه ها:
وبلاگ هایی که توسط روزنامه نگارانی نوشته می شوند که تحت کنترل سازمان رسانه ها هستند. بعضی از شرکت های رسانه ای جمعی، در وب سایت های خبری رسانه هایشان وبلاگ هایی را برای روزنامه نگاران خود راه اندازی می کنند. با این مورد، روزنامه نگاران در نگارش خبرهایشان چندان تحت کنترل مدیریتی و قوانین مقررات ادبی، قرار ندارند، با این حال، مدیران روزنامه معمولاً هنگام نشر اطلاعات بر روی شبکه، بر این وبلاگ ها نظارت می کنند.[۵۲]
جای هیچگونه شکی نیست که وبلاگ ها می توانند بسیار مقتدرانه عمل کنند و به سرعت متداول شوند. وبلاگ ها یقیناً در دسترس همگان قرار دارند و مخاطبان بی شماری دارند از این رو وبلاگ ها رسانه هستند.
کالاتهیل نیز معتقد است که وبلاگ ها هم چون رسانه های خبری هستند. حیطه استفاده از وبلاگ ها چیزی بیش از اظهار نظرهای شخصیست. وبلاگ نویسان سایت های خبری می توانند اخبار و حوادث روزمره خویش، کارمندانشان، ماجراجویی های تحقیقاتی و … را از دیدگاه خویش منتشر کنند. در هر صورت، وبلاگ نویسان می توانند شبکه های رسانه ای زیادی را تحت تاُثیر بگذارند، اطلاعات در اختیارشان قرار دهند و به طور بالقوه نقش یک نماینده را برایشان ایفا کنند.[۵۳]
رابرت کوکس، از موسسان سایت ها و رئیس انجمن وبلاگ نویسان رسانه ای آمریکا (mba) معتقدند: امروزه تعداد وبلاگ نویسانی که ما در سال ۲۰۰۰ داشتیم به چیزی حدود ۱۰۰۰۰ میلیون نفر، ارتقاء یافته است. نویسندگانی که با نوشتن داستان های خبری مهم نقض شده، سیاستمداران عزل شده و چهره های رسانه ها، به نحوی در پیشرفت هر چه بهتر محتوای رسانه ها، کمک شایانی می کنند. بر اساس قانون وبلاگ نویسان آمریکا و سایر کشورها، حق دارند که منابع اطلاعات خویش را فاش نکنند و محرمانه نگه دارند ( امتیاز روزنامه نگاران رسمی).
برای مثال، دولت هلند در نوامبر ۲۰۰۸ قانونی در حمایت از منابع اطلاعات روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان، قانونی وضع کردند. طبق قانون کالیفرنیا گزارشگران حق دارند که بدون داشتن هیچ گونه محدودیتی از تمامی افراد مرتبط به روزنامه، مجله و یا سایر نشریات، حمایت کنند. دادگاه مونتانا در سپتامبر ۲۰۰۸ قانونی وضع کرد که بر اساس آن روزنامه ها نباید ماهیت کسی که اطلاعاتش را در اختیار وب سایت ها قرار داده را فاش کنند و بایستی با مجهول نگه داشتن هویت آن ها، از منبع روزنامه نگاران حمایت کنند.
بر اساس حکمی که قاضی این دادگاه صادر کرده است منابع اطلاعاتی مجهول الهویه طبق قانون حمایت مونتانا (قانون محرمانه ماندن منابع اطلاعات رسانه ها) که از نهادهای خبری حمایت کند، جراید حق دارند هویت منبع اطلاعاتی خود و نیز هر فردی که به نحوی در جمع آوری، نوشتن، نشر و طبع اخبار، نقش داشته اند را فاش کند.[۵۴]
تصور کنید که ما تمام ملاک هایی که می تواند رسانه های خبری را مشخص کند، را رعایت کنیم، آیا هدف، سیاست مدیریتی و مسئولیت و شناخت، تطابق و برابری با استاندارد های قانونی، رسمی و اخلاقی را می توان جز ملاک های رسمی تلقی کرد؟
آگوراواکس[۵۵] نمونه بارزیست از وقایع نویسی شخصی که اقدامات و فعالیت های مدیریتی را در تمام مفهوم و معنای لغت اعمال می کنند. آگورا واکس در خصوص نقش سیاست های مدیریتی جدید و کمیته های مدیریتی رسانه ها می گوید:
هدف سیاست مدیریتی آگورا واکس، انتشار اخبار مختلف مربوط به حوادث و یا اتفاقات مختلف است، وقایعی که تاکنون منتشر نشده اند. ما معتقدیم که هر کاربر اینترنت به نوبه خود می تواند اطلاعات دسته اولی را شناسایی کند که تاکنون منتشر نشده اند و از دید عموم مخفی مانده اند… ما کاملاً می دانیم که اقدامات مبتکرانه آگورا واکس سبب افزایش تحریف اطلاعات، عدم تثبیت و تبلیغات سوء می شود. برای این منظور ما معتقدیم که بر روی فعالیت رسانه ها بایستی یک کمیته مدیریتی، نظارت کند و بدین طریق اقدامات آن ها را کنترل کنند که متعاقب آن از بروز هر گونه پیشامدهای سیاسی و وهم و خیال، جلوگیری می شود.
هر ناظر باید شخصاً بر روی مقاله های مربوط به اتفاقات خبری و مبدا آن نظارت کند. کنترل و نظارتی که مسئولین و ناظران انجام می دهند سبب ارتقاء سطح اعتبار اطلاعات آگورا واکس شده است. اقدامات انجام شده، بر اساس نظرات خواننده گان صورت گرفته شده است. به محض اینکه داستانی منتشر می شود، هر خواننده آزادانه آنرا تفسیر، انتقاد، تکمیل و ویرایش می کند. مسئوولین و کمیته می توانند به کمک تبادل و مشورت با خوانندگان خود، داستان را تکمیل و اصلاح کنند. گاهی مواقع کمیته ناظر بعد از مشورت با خوانندگانش تصمیم می گیرد که بخشی از داستان را حذف کند. [۵۶]در بعضی مواقع دیده شده است که در جامعه وبلاگ نویسان قوانین و مقررات خاصی وضع می شود که جنبه تقلبی داشتن محتوای اطلاعات، مسئوولیت های مدیریتی و محاسباتی آن ها، جزء این مواردند.
سازمان پیشگامان تکنولوژی آمریکا “Mba” معتقد است که وبلاگ نویسان به تعلیم، تربیت، خدمات مشاور حقوقی، ضمانت تعهد منتقدانه در برابر فعالیت های ضعیف و قوی رسانه های شخصی جزء این قبیل مواردند. از این رو سازمان پیشگامان آمریکا از تمام فعالیت های جامعه وبلاگ نویسان، قانوناً و شرعاً حمایت می کند. سازمان پیشگامان تکنولوژی آمریکا به نویسندگان خبری سایت ها که با موضوعات حقوقی سرو کار دارند، کمک می کند. تعهدات اخلاقی وبلاگ نویسان ظاهراً از طرف جامعه روزنامه نگاری آنلاین پذیرفته شده است.
بر اساس قوانینی که سایت ساینر ژورنالیست. نت (۲۰۰۳) در خصوص قوانین اخلاقی وبلاگ نویسان وضع کرده است:
برخی از وبلاگ نویسان اخیراً در خصوص قوانین و مقررات اخلاقی که جامعه وبلاگ باید رعایت کند، بحث و منازعه می کنند. از آن جایی که تمامی وبلاگ نویسان، به نوعی روزنامه نگار تلقی می شوند و محتوای وبلاگ ها بیشتر جنبه اتفاقی دارد. ولی با این حال، آن ها معتقدند که روزنامه نگاران نباید از آن ها انتظار داشته باشند که از همان قوانین و مقررات اخلاقی پیروی کنند که برای روزنامه نگاران وضع شده است. ولی وبلاگ نویسان باید در قبال اطلاعاتی که علناً منتشر می کنند، احساس مسئولیت داشته باشند و بنابراین داشتن تعهدات اخلاقی در برابر خوانندگان، افرادی که آن ها راجع بدان ها گزارش نوشته اند و به طور کلی جامعه، باید در راس برنامه های وبلاگ نویسان باشد. وبلاگ نویسانی که این قوانین و استانداردها را اتخاذ می کنند، نه تنها اصول اخلاقی را اعمال می کنند، بلکه به خوانندگانش خود می قبولانند که آن ها به تعهدات خود پایبندند.
بر این اساس، ما می توانیم بدین نتیجه برسیم که دومین اصل مفهوم رسانه ها، وقایع نویسی شخصی و یا اصول و محتوایی است که خواننده ها آن را خلق کرده اند.
سوال مهم اینجاست کنه آیا صفحات فیس بوک و وبلاگ های شخصی افراد که جزء ابزارهای ارتباطی نوین هستند، یک رسانه محسوب می شوند یا خیر؟
هر شخصی در صفحه فیس بوک مطالبی را که به آن ها علاقه دارد برای دیگر دوستان خود به نمایش می گذارد یا اینکه برای دوستان خود پیغام یا هر چیز دیگری را به نگارش در می آورد یا اینکه حوادث و اتفاقات پیرامون خود را در صفحه خود گذاشته و برای دیگران اطلاع رسانی می کند. در وبلاگ نیز تقریباً همین گونه است، اما به صورتی گسترده افراد در وبلاگ شخصی مطالب مورد علاقه و حوادث پیرامون خود را می نویسند که ممکن است گاهی این مطالب خطاب به دیگران باشد و توهین به افراد محسوب شود.
با توجه به قوانین بین المللی، قوانین سازمان ملل و شورای اروپا، برای رسانه ها، باید ازادی بیان، اطلاع رسانی، خدمت به منافع عمومی و… رعایت شود. حال در وبلاگ هایی که توسط مردم نوشته می شود و افراد مطالب و حوادث روزمره خود را در آن می نویسند و برای دیگران اطلاع رسانی می کنند که بیشتر شبیه به یک گزارش است، با توجه به قوانین بین المللی وبلاگ ها باید از آزادی بیان محدود و نه به صورت مطلق برخوردار باشند با این حال به سختی می توان بر روی این چنین وبلاگ های ناظر بود و برای آن ها قوانینی مقرر کرد.
فقط تنها انتظاری کنه می توان از این وبلاگ نویسان داشت این است که در نوشتن مطالب خود اخلاقیات را رعایت کنند که آن هم قانون نوشته ای ندارد از این رو این وبلاگ ها رسانه نیستند.
اما در طرف مقابل وبلاگ هایی که توسط افرادی نوشته می شود که تحت نظارت سازمان های رسانه ای هستند یا خود نویسنده وبلاگ یک روزنامه نگار است که تحت نظارت قار دارد باید یک سری از قوانین و مقررات را رعایت کند چون این وبلاگ ها دیگر شخصی محسوب نمی شوند و در اختیار عموم مردم قرار می گیرند و مخاطبان بی شماری دارند.
به نظر نگارنده چون حیطه استفاده از این نوع وبلاگ ها بیش از نوشتن مطالب و اظهار نظرهای شخصی است، طبعاً این وبلاگ نویسان، باید قوانین و مقرراتی را رعایت کنند از این رو وبلاگ هایی که تحت نظارت سازمان رسانه ای هستند و از یک قوانین خاص پیروی می کنند رسانه محسوب می شوند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

بند چهارم: ویژگی های رسانه نوین

 

اصطلاح رسانه نوین طیف وسیعی از تغییرات در تولید، توزیع و استفاده از رسانه را در بر می گیرد. مفاهیمی که برای تعریف خصوصیات اصلی رسانه های نوین به طور کلی به کار می روند عبارتند از: رقومی بودن، تعاملی بودن، فرامتنی، مجازی، شبکه ای شده، شبیه سازی شده. نقطه افتراقی که مانویک به عنوان ویژگی خاص رسانه نوین بدان اشاره می کند، «تعاملی بودن» یا «فرا رسانه بودن»آن است.[۵۷]
همه اشیاء رسانه نوین، به نوعی حاصل تبدیل منابع رسانها یآنالوگ هستند. در رسانه به شکل ترکیبی از کدهای رقومی هستند )بازنمایی عددی(. چنین حالتی دو نتیجه را در پی دارد: نخست اینکه، یک شیء رسانه نوین را می توان به شکل ریاضی توصیف کرد. مثلا ًتصویر یا یک شکل می تواند با بهره گرفتن از توابع ریاضی توصیف شود؛ و دوم، اشیاء رسانه نوین تحت تأثیر ساخت الگوریتمی آن است. مثلاً با کاربرد الگوریتمهای مناسب، ما می توانیم به طور اتوماتیک، اختلال و پارازیت موجود در یک تصویر را از میان ببریم، تناسب رنگها را بهبود ببخشیم، شفافیت آن را کم یا زیاد کنیم. در یک کلام شیء رسانه های «برنامه پذیر» می شود[۵۸] .
در این قسمت به بررسی سه مورد دیگری می پردازیم:

 

 

    1. در صورت نبود هر گونه رسانه ووسایل ارتباط جمعی، موضوعات اجتماعی، اقتصادی، ورزشی،اجتماعی وسایر موارد دیگر خود می توانند مستقیما در اختیار عموم مردم قرار می گیرند.
    2. عکس مرتبط با اقتصاد

 

    1. مضامین رسانه ای یا شبه رسانه ای ، هریک از طریق مخبران غیرحرفه ای، مضامین خبری و یا از طریق واسطه ها

 

  1. جدید (تهیه کننده های شبکه های اینترنت، جمع کننده های اطلاعات، ابزاز و وسایل تحقیق در خصوص اطلاعات و…) منتشر شده اند.

 

در مورد اول، سازمان های بین المللی (نظیر اتحادیه اروپا ، مجلس اروپا، ناتو و…)، آژانس های دولت و سایر سازمان ها (برای مثال: باشگاه های ورزشی) که شبکه های تلویزیونی و شبکه اطلاعات را در اینترنت راه اندازی کرده اند را شامل می شود.
رسانه ها از این حیث که به واسطه بررسی ماهیت ملی اقداماتی که در کشور صورت می گیرد، ارزیابی، بحث و تحقیق در خصوص تصمیمات، فعالیت و مذاکرات کشور نقش مهمی ایفا می کنند، بنایراین می توان آن ها را به عنوان عامل حفظ قدرت سیاسی قلمداد کرد.رسانه به واسطه دسترسی به سیاستمداران و چهره های ملی و نقش منتقدانه رسانه ها که از نظر عامه مردم ، وظیفه و مشخصه آن ها تلقی می شود را
می توان «چهارمین مشخصه» رسانه ها دانست.

 

گفتار دوم: مقایسه تطبیقی میان رسانه های سنتی و رسانه های نوین

 

در مورد نقاط افتراق این دو نوع رسانه نیز با توجه به نقش ها و کارکردهای شان می توان به محدودیت جغرافیایی رسانه ها و نشریات سنتی اشاره کرد که بیشترین نمود را دارد. در واقع رسانه های سنتی خود را با بازارهای جغرافیا مخاطبان منطقه ای خاص تطبیق می دهند در حالی که رسانه های جدید مرزهای جغرافیایی را از بین می برند و نیازها و خواست های مصرف کنندگان را بدون در نظر گرفتن محل زندگی آنها برآورده می سازند. از دیگر مواردی که تفاوت کارکرد رسانه های سنتی و جدید را آشکار می سازد، منابع مالی این نوع رسانه است زیرا رسانه های سنتی برای رسیدن به درآمد بیشتر نیاز به مخاطبان بیشتری دارند و برای این کار فقط متکی به آگهی های تبلیغاتی هستند، اما رسانه های نوین، به جز درآمدی که از طریق آگهی کسب می کنند، ابزارهای تأمین مالی دیگری برای رسیدن به درآمد فراوان تر دارند.
در رسانه های سنتی، میان پیام و مخاطب واسطه های متعددی مانند سردبیر، خبرنگار، آرشیو و غیره وجود دارد اما در شیوه های میان پیام و مخاطب واسطه ای وجود ندارد. در نشریات چاپ اخبار و اطلاعات با یک روز فاصله به روز می شوند یعنی یک روز پس از آخرین چاپ در حالی که رسانه های نوین به طور، ۲۴ ساعته امکان به روز شدن دارند و لحظه به لحظه امکان تصحیح و اصلاح وجود دارد قدرت جستجو در سیستم های جدید باعث می شوند تا مخاطب در حداقل زمان ممکن به مطالب دلخواه خود دست یابد و قدرت دسترسی به آرشیو در رسانه های نوین نیز هزار برابر بیشتر است زیرا آرشیوهای الکترونیکی حجم کمتری اشتغال می کنند.[۵۹]
در رسانه ها و نشریات سنتی جریان خبری یک سویه حاکم است در حالی که در رسانه های نوین این جریان دوسویه بوده و مخاطب دیگر منفعل نیست بلکه به راحتی می تواند خبری را که می خواهد، بخواند و مطلبی را که نمی خواهد، بلافاصله از آن عبور کند. همچنین در صورت تمایل در همان لحظه به روزنامه پاسخ دهد و تبادل نظر انجام دهد. همچنین در رسانه های چاپی سنتی موضوع نظارت نقش پر رنگی دارد در حالی که نشریات الکترونیکی، وبلاگ ها و امثالهم تقریباً از این امر مبرا هستند و نظارت و کنترل چندانی نسبت به آنها اعمال نمی گردد.
در نشریات و رسانه های چاپی سنتی فضای خبرها محدود و گران قیمت است اما در روزنامه ها و نشریات الکترونیک فضا عملاً نامحدود است و به مدد فن آوری پایگاه اطلاعاتی، دسترسی به حجم عظیمی از اطلاعات به سادگی فراهم است.
در نشریات چاپی و سنتی، مخاطب فقط از طریق جلوه دیداری تعامل ایجاد می کند در حالی که در محیط اینترنت و فضای مجازی این امکان فراهم گردیده که یک خبر با جلوه های شنیداری و دیداری مختلف و به گونه ای جذاب پیش روی مخاطب قرار گیرد.
از دیگر موارد افتراق می توان به این موضوع اشاره داشت که در سیستم های الکترونیکی، سرعت گسترش کار به اندازه ای است که دولت ها نمی توانند با ایجاد موانع نظیر اخذ مجوز، اقتدار خود را اعمال کنند. به دلیل رقابت بالا و تعداد این رسانه ها، مردم قادرند حقایق بیشتری را پیدا کنند. در این بستر شایعات کمتری صورت می گیرد و تلاقی تفکرات به حداکثر می رسد. حذف پنهان کاری و بیان واقعیات برای کسب وجاهت از جمله ویژگی های رسانه های اینترنتی است.
از دیگرتفاوت های رسانه های نوین وسنتی را می توان به شکل ذیل فهرست کرد:
۱٫ دیجیتالی شدن در تمام عرصه ها : بنیادی ترین جنبه فن آوری اطلاعات وارتباطات، ممکن است واقعیت دیجیتالی شدن باشد، فرایندی که طی آن، تمام متون (معانی نمادین در تمام شکل های کد گذاری وضبط شده) می توانند به اعداد دوتایی صفر و یک تبدیل شوند و همان فرایند تولید و پخش و ذخیره سازی را داشته باشند.
۲٫ همگرایی رسانه های گوناگون: همگرایی بین تمام اشکال رسانه های موجود در زمینه های سازمان، پخش وتوزیع، دریافت و سازماندهی، از نتایج بالقوه ای است که برای نهاد رسانه می تواند حاصل شود. تاکنون شکل های گوناگونی از رسانه های جمعی دوام آورده و توانسته اند هویت مستقل خود را حفظ کرده وحتی توسعه پیدا کنند. نهاد رسانه جمعی نیز به عنوان عامل مشخصی از زندگی اجتماعی دوام آورده است. رسانه های نوین الکترونیک را می توان چیزی افزوده بر آنچه موجود است، دانست تا جایگزینی برای آن.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۳٫ جدا شدن اینترنت از ارتباطات جمعی: اگر ویژگی های اصلی نهاد رسانه را در نظر بگیریم، به نظر می آید که اینترنت به طوری مشخص دارای تفاوت هایی باشد. نخست، این که اینترنت یکه و تنها درگیر تولید وتوزیع پیام نیست، بلکه در رابطه با پردازش، تبادل آراوحفظ اطلاعات کار می کند. دوم، این که رسانه های نوین، همان قدر که نهادی عمومی هستند، خصوصی به شمارمی آیند و از این رو، بر همین اساس مدون شده اند.سوم، این که فعالیت همه آن ها به شکل حرفه ای نیست و یا به اندازه رسانه های جمعی دیگر، از نظر اداری و قانونی سازمان یافته نیستند.
۴٫ به کارگیری نقش های انتشاراتی: برای مولفان، موقعیت ها افزایش پیدا کرده است، البته اگرآن چه ازطریق اینترنت ارسال می شود و روی صفحه رایانه نشر می یابد و فعالیت های مثل وب نوشت نویسی ومشابه آن را در زمره نشربه حساب آوردی. در هر حال، موقعیت و وضعیت یک نویسنده، آن گونه که تا به امروزه بوده، بستگی به اهمیت وی ومحل نشر و درجه توجه همگانی داشته است. نوشتن یک نامه یا شعر شخصی یا عکس های خصوصی، در واقع تالیف به حساب نمی آیند. شرایط شناخت اجتماعی و اعتبار همگانی در فن آوری نوین تغییر نکرده و حتی شاید داشتن مخاطب گسترده و شهرت فراگیر و سخت تر هم شده باشد، بدون همکاری رسانه های جمعی پیشین، مشهورشدن در اینترنت آسان نیست.
برای ناشران، همان نقش قبلی پا برجاست، اما به همان دلیلی که در مورد مولفان ذکرش، وضعیت ناشران نیز مبهم تر شده است. تاکنون یک انتشاراتی، نوعا یک شرکت تجاری بود و یا موسسه ی عمومی و غیر انتفاعی. رسانه های نوین شکل های جایگزینی را برای نشر ارائه داده است و فرصت ها و چالش هایی را در برابر نشر سنتی ایجاد نموده است. کارکرد های نشر سنتی مانند دروازبانی ، دخالت های سردبیر و تایید مولف در برخی گونه های نشر اینترنتی ، اما نه همه آن ها یافت می شود. در هر صورت این شیوه ها همچنان در عصر فراوانی وگوناگونی شکل ها استفاده می شود.
۵٫ «درون گرایی» بیشتر نقش مخاطب: در مورد نقش مخاطب، امکانات فراوانی برای تغییر وجود دارد، به ویژه در جهت خود گردانی بیشتر و داشتن سهم مساوی در ارتباط با منابع و فراهم آورندگان. هر عضو از جامعه مخاطبان ،واقعا عضو یک جامعه یا توده نیست، بلکه یا عضو شبکه ای است که خود انتخاب کرده و یا همگانی خاص و یا مرتیط با یک فرد. به علاوه، نوع فعالیت مخاطب از دریافت به تحقیق ، مشاوره و ارتباط شخصی تر تغییر می یابد. لیورو در خصوص «درونی بودن» نوعی تحقیق درباره رسانه های نوین که «بر محلی بودن» مبان فردی بودن خانگی و تجربی بودن و می شود گفت بر درونی بودن مفاهیم رسانه های نوین تمرکز دارد، اشاره می کند.
۶٫ ازهم پاشیدگی نهاد رسانه: تا آن جا که به رابطه بین نقش های گوناگون مربوط می شود، می توانیم نوعی از هم گسیختگی و استقلال عمل بیشتر را برای مولفان و مخاطبان قایل شویم. رایس اشاره می کند که «مرز میان ناشران، تولید کنندگان ، توزیع کنندگان، مصرف کنندگان و منتقدان محتوا نامشخص و مبهم است».
این مساله ، نهای بودن را، به عنوان داشتن یک شکل مشخص و تمرکز فعالیت ها و هنجارهای مشترک در سایه ای از ابهام فرو برد.در نگاه کلی، احتمال دارد که ظهور مجمومه نهاد های مجزا و تخصصی تر را در فعالیت های رسانه ای به رسمیت بشناسیم، نهادهایی که براساس فن آوری ها و یا محتوا وکاربری های خاص(مثل ارتباط با ژورنالیسم خبری، فیلم های تفریحی، تجارت، ورزش، پورنوگرافی، توریسم، حرفه ها و…) و بدون هیچ گونه هویت نهادی مشترکی شکل می گیرند. از این لحاظ، مفهوم رسانه جمعی روبه زوال خواهد بود.[۶۰]
۷٫ تقلیل کنترل اجتماعی: دولت و قانون، آن طور که در مورد «رسانه های قدیمی» وجود داشت، بر اینترنت نظارت نداردوآن را تحت قانون در نمی آورد.[۶۱]

بخش دوم:
وضع قوانین مربوط به
رسانه های نوین

 

 

 

فصل اول: چارچوب حقوقی رسانه ها

 

 

گفتار اول: وضع مقررات برای رسانه ها

 

هنوز نمی شود حقوق رسانه ها را حقوق واقعی دانست. لذا مقررات در این زمینه کاملا رضایت بخش نیست. در حال، این مقررات وجود دارد. برای ارزیابی و نقد و کمک به تحول و بهبود این مقررات و درک تفاوتی که در اینجا می خواهیم میان حقوق و مقررات نشان دهیم، نخست باید مقررات را شناخت و ماهیت و ویژگی های اساسی آن را معرفی و تحلیل کرد. در اینجا به ضرورت آن و هم به تنوع آن اشاره خواهد شد.[۶۲]

 

الف) ضرورت

 

ارتباط جمعی، همچون هرگونه فعالیت انسانی و اجتماعی دیگر، مشمول پاره ای قواعد حقوقی است زیرا حفظ نظم در جامعه، گریز ناپذیر است و تعیین شرایط اشتغال به این حرفه، تامین برخورداری کامل هر شخص از اختیاراتش و احترام به حقوقش، محدود کردن یا مجازات سوء استفاده های احتمالی، جلوگیری یا جبران زیان های ناعادلانه و بیهوده، همه اینها ضروری و گریزناپذیر است. کارکرد مقررات همین است. در صورتی که مقررات به طور کامل و دقیق رعایت نشود باید شیوه ها و ابزارهایی را برای مجازات و جبران زیان، پیش بینی کرد. به واسطه این مقررات رسانه ها می توان برحسب نوع نظام های سیاسی حاکم، به گونه ای عمل کرد که هرکسی بتواند در شرایطی یکسان به این وسایل ارتباط جمعی دست یابد یا برعکس، امتیاز آن فقط مختص عده ای باشد، و می توان از حقوق دست اندرکاران حمایت یا از متهم دفاع کرد.[۶۳]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *