می 9, 2021

پایان نامه حسابداری ۳- قسمت ۵

۵- شرکت‌هایی که از ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان یک ابزار اندازه‌گیری عملکرد مالی شرکت استفاده می‌کنند ممکن است به دلیل وجود عامل تورم و اثر آن بر ارزش افزوده اقتصادی، در تخصیص بهینه سرمایه، محاسبه میزان پاداش مدیران و همچنین محاسبه میزان سودآوری واقعی شرکت، دچار اشتباه شوند (وار[۵۳]، ۲۰۰۳: ۱).
عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-۴-۵- محاسبه ارزش افزوده اقتصادی

 

ارزش افزوده اقتصادی، سود خالص عملیاتی پس از کسر هزینه فرصت مربوط به سرمایهبه‌کاررفته در یک شرکت و یا در یک پروژه است. ارزش افزوده اقتصادی، برآوردی از میزان سود اقتصادی یک شرکت است. از آنجایی‌که سود باقیمانده به‌عنوان یک معیار ارزیابی عملکرد حسابداری، سود عملیاتی پس از کسر مخارج مربوط به سرمایه است، بنابراین ارزش افزوده اقتصادی نیز یک رویکرد خاص از سود باقیمانده است (گیسر و لیبنبرگ، ۲۰۰۲: ۲).
حسابداری
ارزش افزوده اقتصادی به‌صورت معادله زیر بیان می شود:

در معادلۀ بالا؛ NOPAT: به عنوان سود خالص عملیاتی گزارش شده به‌علاوه هرگونه افزایش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول، ذخیره ارزشیابی بر مبنای اولین صادره از آخرین وارده، استهلاک سرقفلی، خالص مبالغ سرمایه‌گذاری شده به‌عنوان هزینه‌های پژوهش و توسعه و سایر سودهای عملیاتی (شامل سود حاصل از سرمایه‌گذاری) پس از کم کردن مالیات‌های مربوط به فعالیت‌های نقدی است.  : میانگین موزون هزینه سرمایه و NA: خالص دارایی‌های[۵۴] شرکت (ارزش دفتری خالص سرمایه درابتدای دوره) است (باسیدور و همکاران، ۱۹۹۷: ۱۵).
هورگرن بیان می‌کند که ارزش افزوده اقتصادی یک نوع خاص از محاسبۀ سود باقیمانده است که برای ارزیابی عملکرد مدیران مورد توجه خاص قرار گرفته است. ارزش افزوده اقتصادی برابر است با سود عملیاتی پس از کسر مالیات که از آن هزینه سرمایه به‌کاررفته در شرکت نیز کم شده است. نحوۀ محاسبه ارزش افزوده اقتصادی را می‌توان به‌صورت معادلۀ زیر نشان داد (هورن‌گرن، ۲۰۰۶: ۷۹۲):
‌‌‌
[(بدهی‌های جاری – کل دارایی‌ها)
×
میانگین موزون هزینه سرمایه
]

سود عملیاتی پس از کسر مالیات
=
EVA
روش دیگر برای محاسبۀ ارزش افزوده اقتصادی به‌صورت معادله زیر است:

در معادله بالا؛ ­r: نرخ بازده سرمایه، c: نرخ هزینه سرمایه و Capital: ارزش دفتری سرمایه به‌کاررفته در شرکت است (استیوارت، ۱۹۹۱: ۱۳۶).
ارزش افزوده اقتصادی مثبت حاکی از این امر است که شرکت در پروژه‌ای سرمایه‌گذاری کرده است که ارزش شرکت را افزایش می‌دهد و در مقابل، ارزش افزوده اقتصادی منفی حاکی از آن است که سرمایه‌گذاری در پروژه مذکور، حتی هزینه سرمایه به‌کاررفته برای انجام پروژه را نیز پوشش نمی‌دهد. برای افزایش در میزان ارزش افزوده اقتصادی می‌توان سود عملیاتی را افزایش داد بدون آنکه سرمایه افزایش یابد. به‌عبارت دیگر اگر میزان افزایش در سود عملیاتی بیشتر از میزان افزایش در هزینه سرمایه باشد، ارزش افزوده اقتصادی افزایش خواهد یافت (لواتا و کاستیگان، ۲۰۰۲: ۲۱۷).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

۲-۴-۶- هزینه سرمایه

 

برای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی، هزینه سرمایه به‌کاررفته در شرکت نیز باید محاسبه شود. هزینه سرمایه شرکت باید بر اساس ارزش بازار بدهی و حقوق صاحبان سهام شرکت و نه ارزش دفتری آنها محاسبه شود. استفاده از ارزش دفتری برای محاسبۀ هزینه سرمایه، به محاسبۀ کمتر از واقع هزینه سرمایه برای شرکت‌ها و محاسبۀ بیشتر از واقع ارزش افزوده اقتصادی منجر خواهد شد (گیسر و لیبنبرگ، ۲۰۰۲: ۶).
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
هزینه سرمایه حداقل نرخ بازدهی است که تحصیل آن برای حفظ ارزش بازار شرکت (یا قیمت سهام آن) ضروری است. مدیران باید درباره هزینه سرمایه که غالبأ نرخ بازده مورد انتظار نامیده می‌شود، برای مواردی همچون اتخاذ تصمیمات بودجه‌بندی سرمایه‌ای، استقرار ساختار بهینه سرمایه، تصمیم‌گیری نسبت به اجاره بلند‌مدت و یا کوتاه‌مدت و مدیریت سرمایه در گردش اطلاعات کافی داشته باشند. هزینه سرمایه با میانگین موزون اجزای مختلف تشکیل‌دهندۀ سرمایه شرکت مانند بدهی، سهام ممتاز و سهام عادی محاسبه می‌شود (استیوارت، ۱۹۹۱: ۴۳۱).
۲-۴-۶-۱-نرخ هزینه بدهی
:نرخ هزینه بدهی بعد از مالیات در محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه مورد استفاده قرار می‌گیرد و این نرخ عبارت است از نرخ هزینه بدهی پس از کم‌کردن صرفه‌جویی مالیاتی که طبق رابطه زیر محاسبه می‌شود:

در رابطه بالا؛  : نرخ هزینه نهایی بدهی،  : نرخ بهره و T: نرخ مالیات است.
دلیل استفاده از نرخ هزینه بدهی بعد از کم‌کردن مالیات این است که ارزش سهام شرکت (که هدف مدیریت به حداکثر رساندن آن است) بستگی به جریان‌های نقدی بعد از کسر مالیات دارد، زیرا بهره یک هزینه قابل قبول مالیاتی است و قابل کم‌کردن از درآمد است، لذا صرفه‌جویی مالیاتی ایجاد می‌کند که نرخ هزینه بدهی را کاهش می‌دهد، بنابراین، نرخ هزینه بدهی کمتر از نرخ هزینه قبل از کم‌کردن مالیات است (بریگام و همکاران، ۱۹۹۹: ۳۷۶ و ۳۷۷)
.
۲-۴-۶-۲-هزینه سهام ممتاز
:زمانی‌که شرکتی سهام ممتاز می‌فروشد، خریداران انتظار دارند که در ازای پولی که آنها در آن شرکت سرمایه‌گذاری می‌کنند، سود سهام دریافت کنند. پرداخت سود سهام، هزینه‌ای است که شرکت بابت سهام ممتاز می‌پردازد. برای اینکه بتوان این هزینه را بر مبنای نرخ سالانه بیان کرد، شرکت خالص پولی را که در زمان فروش سهام دریافت می‌کند مبنای محاسبه قرار می‌دهد. هزینه خاص هر برگ از سهام ممتاز طبق رابطه زیر محاسبه می‌شود:

که در آن؛  : هزینه خاص هر برگ از سهام ممتاز، D: سود پرداختی سالانه هر سهم و  : پول دریافتی از بابت فروش هر سهم است (همان مأخذ، ص. ۳۷۷).
۲-۴-۶-۳- هزینه سهام عادی
:هزینه سهام عادی موجود (یا سود انباشته)، معمولأ نرخ بازده‌ای است که سرمایه‌گذاران از سهام عادی یک شرکت مطالبه می‌کنند. دو روش برای اندازه‌گیری هزینۀ صدور سهام عادی وجود دارد که عبارتند از: ۱- روش گوردون ۲- روش مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای.[۵۵]
۱- روش گوردون:در این روش هزینه سهام عادی موجود طبق رابطه زیر محاسبه خواهد شد:

که در آن؛
: نرخ هزینه سهام عادی موجود
: سودی که در پایان سال اول پرداخت می‌شود
: ارزش سهام عادی در ابتدای دوره (زمان صفر)
: نرخ رشد (که در مدل، فرض می‌شود در طول زمان ثابت خواهد بود) است.
هزینه سهام عادی جدید یا سهام سرمایه خارجی از سهام عادی موجود بیشتر است، زیرا مشمول هزینه‌های مربوط به فروش و انتشار سهام جدید نیز خواهد بود. اگر f بیانگر هزینه انتشار و به‌صورت درصدی از قیمت فروش سهام باشد، فرمول مربوط به محاسبه هزینه سهام عادی جدید (  ) به‌صورت زیر خواهد بود (وستون[۵۶] و بریگام، ۱۹۷۵: ۶۰۲ و ۶۰۳):

۲ – روش مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای
در این روش برای محاسبه هزینه سهام عادی از رابطه زیر استفاده خواهد شد:

در رابطۀ بالا؛  : نرخ هزینه سهام عادی،  : نرخ بهره اوراق قرضۀ بدون ریسک،  : بتای شرکت j (یک ابزار برای ارزیابی ریسک سیستماتیک شرکت)،  : نرخ بازده مجموعه سرمایه‌گذاری بازار،  : صرف ریسک مورد انتظار بازار مربوط به حقوق صاحبان سهام است (باسیدور و همکاران، ۱۹۹۷: ۱۴).
۲-۴-۶-۴- میانگین موزون هزینه سرمایه
:هزینه سرمایه شرکت در کل، میانگین موزون هزینه‌های اجزای تشکیل دهندۀ سرمایه است که در آن، اوزان یا ضرایب مورد استفاده برای هر جزء، میزان هر جزء نسبت به کل سرمایۀ مورد استفاده در شرکت است. برای محاسبه میانگین موزون نرخ هزینه سرمایه، از رابطه زیر استفاده می‌شود:

در رابطه بالا؛  : میانگین موزون نرخ هزینه سرمایه،  : درصد مشارکت بدهی در کل سرمایه،  : درصد مشارکت سهام ممتاز در کل سرمایه،  : درصد مشارکت سهام عادی در کل سرمایه،  : درصد مشارکت سود انباشته در کل سرمایه است (بریگام و همکاران، ۱۹۹۹: ۳۸۲ و ۳۸۳).

 

۲-۴-۶-۵- عملکرد عملیاتی[۵۷] در مقابل عملکرد تجاری[۵۸]

 

میزان ثروت ایجاد شده برای سهامداران، تحت تأثیر تغییرات ایجاد شده در قیمت سهام شرکت است. افزایش در میزان سود تقسیمی و همچنین افزایش در قیمت سهام شرکت از یک دوره به دورۀ بعد، موجب افزایش ثروت سهامداران خواهد شد. ابزار عملکرد تجاری به سرمایه‌گذار کمک می‌کند که چگونه یک سهام را در اول دوره خریداری کند و آن را در پایان دوره با قیمتی بالاتر به فروش برساند. در مقابل، ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان یک معیار ارزیابی عملکرد، بر عملکرد عملیاتی یک شرکت از دیدگاه سرمایه‌گذاران تمرکز دارد (باسیدور و همکاران، ۱۹۹۷: ۱۴).
یک ابزار عملیاتی برای ارزیابی عملکرد جاری، بر عملکرد شرکت در یک دوره تمرکز دارد. یک ابزار ارزیابی عملکرد تجاری، موجب ایجاد تغییر در دیدگاه سرمایه‌گذاران موجود در بازار دربارۀ عملکرد عملیاتی جریان‌های آتی شرکت می‌شود. اگر بازار سهام کارا باشد و یک دوره زمانی طولانی مورد بررسی قرار گیرد، نتایج حاصل از ابزارهای تجاری و عملیاتی به یکدیگر نزدیک خواهند شد. معمولأ ارزیابی عملکرد برای دوره‌های کوتاهی مانند یک ‌سال، یکفصل و یا حتی یک ماه انجام می‌گیرد. بر‌این اساس، نتایج حاصل از ابزار تجاری از نتایج حاصل از ابزار عملیاتی فاصله خواهد گرفت. معمولأ از یک ابزار ارزیابی عملکرد تجاری برای محاسبه پاداش مدیران در تمام سطوح شرکت استفاده نمی‌شود زیرا تصمیم‌های مدیران سطوح پایین نسبت به مدیران سطوح بالاتر، اثر کمتری بر قیمت سهام دارد. به‌طور کلی، از ابزاری برای ارزیابی عملکرد استفاده می‌شود که موجب ایجاد ثروت برای سهامداران شود. سهامداران می‌توانند از دو طریق از سرمایه‌گذاری خود، بازده کسب کنند:
۱- از طریق تقسیم سود
۲- از طریق افزایش در قیمت سهام
اثر دو عامل بالا برای محاسبه بازده، طبق رابطه زیر نشان داده می‌شود:

در رابطۀ بالا؛  : نرخ بازده،  : سود پرداخت شده در طول دوره t-1؛  : قیمت سهام در پایان دورهt و  : قیمت سهام در ابتدای دوره t است (همان مأخذ).

 

۲-۴-۶-۶- ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده

 

برای برطرف کردن معایب مربوط به ارزش افزوده اقتصادی، باسیدور و همکاران ابزار اندازه‌گیری عملکرد دیگری به‌نامارزش افزوده اقتصادی پالایش شده را معرفی کردند (همان مأخذ، ص. ۱۵). مقایسه ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده نشان می‌دهد که تغییرات در ارزش بازار، سبب تغییر در مخارج سرمایه خواهد شد که میزان این تغییر با میزان تغییر به‌وجود آمده در سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات برابر نیست (باش و همکاران، ۲۰۰۳: ۳).
ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده یک چارچوب تحلیلی برای ارزیابی عملکرد عملیاتی و میزان ارزش ایجاد شده برای سهامداران فراهم می‌کند. معیار ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده شبیه معیار ارزش افزوده اقتصادی است با این تفاوت که در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، مخارج سرمایه‌ای بر اساس ارزش بازار دارایی‌های شرکت هستند و نه بر اساس ارزش دفتری دارایی‌های آن. ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان معیاری جهت ایجاد ارزش برای سهامداران عمل می‌کند، اما ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده یک ابزار برای ارزیابی بهتر اینکه یک شرکت عملکرد مالی مناسبی داشته است یا خیر فراهم می‌کند. از ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده برای پیش بینی ارزش ایجاد شده برای سهامداران استفاده می‌شود. به‌طور کلی از ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده برای ارزیابی عملکرد خارجی یک شرکت استفاده می‌شود (باسیدور و همکاران، ۱۹۹۷: ۱۱).

 

۲-۴-۶-۷- محاسبه ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده

 

سود اقتصادی یک دوره به عنوان تغییرات در ارزش حقوق صاحبان سهام شرکت به‌علاوۀ وجوه توزیع شده بین سهامداران آن شرکت در آن دوره در نظر گرفته می‌شود. این تعریف نشان می‌دهد که هر گونه تغییر در وجوه توزیع شده بین سهامداران، ارزش بازار سهام آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر از سود اقتصادی، مخارج سرمایه به‌کاررفته کم شود، حاصل آن سود اقتصادی باقیمانده خواهد بود (باش و همکاران، ۲۰۰۳: ۳).
از آنجا که برای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی از ارزش دفتری دارایی‌ها استفاده می‌شود، انگیزه‌ای برای استفاده از ابزاری به‌نام ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده جهت ارزیابی عملکرد شرکت به‌وجود آمد که بر اساس آن برای محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه از ارزش بازار استفاده می‌شود. ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده برای یک دورۀ t به‌صورت زیر بیان می‌شود:

در رابطۀ بالا؛  : سود عملیاتی پس از کسر مالیات در پایان دورۀ t،  : ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت به‌علاوۀ ارزش دفتری کل بدهی‌های شرکت پس از کم‌کردن بدهی‌های جاری بدون بهره[۵۹] (که همگی مربوط به پایان دورۀ t-1 هستند) است (باسیدور و همکاران، ۱۹۹۷: ۱۵).
استفاده از ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده به‌عنوان ابزاری برای سنجش عملکرد دوره‌ای یک شرکت و به‌عنوان یک ابزار برای تعیین میزان پاداش متعلق به مدیران، این است که مدیران بر اساس آن می‌توانند با در نظر گرفتن اثری که اجرای یک پروژۀ جدید بر ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده خواهد گذاشت، در مورد اجرا و یا عدم اجرای پروژۀ مذکور تصمیم‌گیری کنند (باش و همکاران، ۲۰۰۳: ۱۱).
از مزایای ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده این است زمانی‌که مقدار ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده مثبت باشد، برای سهامداران ارزش اضافی ایجاد خواهد شد. جریان سود عملیاتی حاصل شده برای سهامداران درآخر دوره مالی، برابر با ارزش بازار شرکت در شروع دوره به‌علاوۀ هزینه فرصت سرمایه به‌کاررفتۀ آنها است. این حالت در ارزش افزوده اقتصادی دیده نمی‌شود. به‌عبارت دیگر، با بهره گرفتن از ارزش افزوده اقتصادی، سهامداران بازدهی براساس سود عملیاتی پس از کم کردن هزینه فرصت سرمایه از آن به‌دست نمی‌آورند حتی زمانی‌که مقدار ارزش افزوده اقتصادی محاسبه شده، مثبت باشد. دیگر اینکه ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده می‌تواند براساس کل جریان وجوه عملیاتی به بدهی و حقوق صاحبان سهام و یا تنها بر اساس جریان وجوه عملیاتی به حقوق صاحبان سهام محاسبه شود. این ویژگی تنها زمانی در محاسبات ارزش افزوده اقتصادی دیده می‌شود که ارزش بازار بدهی و حقوق صاحبان سهام با ارزش دفتری آنها برابر است (باسیدور و همکاران، ۱۹۹۷: ۱۶).
به‌طور کلی ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، تغییرات ایجاد شده در ثروت سهامداران و همچنین نحوۀ عملکرد مدیران در سطوح بالای شرکت را بهتر نشان می‌دهد. اگر چه ارزش افزوده اقتصادی برای پیش بینی بازده غیرنرمال به کار می‌رود ولی ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده این وظیفه را بهتر انجام می‌دهد. این یافته مهم است زیرا مدیران ارشد شرکت باید یک ابزار ارزیابی عملکرد با بیشترین قابلیت پیش‌بینی در میزان تغییرات به‌وجود آمده در ثروت سهامداران را به‌کار گیرند (همان مأخذ، ص. ۱۹).
تفاوت اساسی ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده این است که ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، مخارج سرمایه به‌کاررفته در دوره t را بر اساس ارزش بازار شرکت در پایان دورۀ t-1 (یا شروع دورۀ t) محاسبه می‌کند در حالی‌که ارزش افزوده اقتصادی بر اساس ارزش دفتری دارایی‌ها این ارزیابی را انجام می‌دهد (همان مأخذ، ص. ۱۵).

 

۲-۵- سطوح مختلف سازمان و انتخاب معیار اندازه‌گیری عملکرد مالی

 

از نظر سهامداران شرکت، ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده معیار بهتری نسبت به ارزش افزوده اقتصادی برای ارزیابی عملکرد یک شرکت است. بنابراین سطوح بالایی سازمان باید بر اساس ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده ارزیابی شوند. ارزش یک شرکت از دارایی‌های فیزیکی موجود در شرکت و همچنین استراتژی آن شرکت برای استفاده از فرصت‌های آتی ناشی می‌شود. ارزش بازار شرکت که یک جزء از ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده است هم دارایی‌های فیزیکی و هم استراتژی شرکت برای استفاده از فرصت‌های آتی را شامل می‌شود، در حالی‌که ارزش اقتصادی شرکت که یک جزء از ارزش افزوده اقتصادی می‌باشد فقط دارایی‌های فیزیکی موجود در شرکت را شامل می‌شود. انجام استراتژی مورد نظر شرکت، مسئولیت اساسی مدیران سطوح بالا است. ارزش اقتصادی شرکت میزان سرمایه به‌کاررفته از دیدگاه مدیران سطوح پایین شرکت است. بنابراین، از ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده برای محاسبه میزان پاداش مدیران ارشد شرکت استفاده می‌شود در حالی‌که از ارزش افزوده اقتصادی برای محاسبه میزان پاداش مدیران دوایر مختلف و مدیران زیردست مدیران ارشد استفاده می‌شود (همان مأخذ، ص. ۱۶).
مدیران در شرکت‌هایی مثل کوکاکولا[۶۰] و استراتون[۶۱] با برآورد کردن ارزش افزوده اقتصادی، برای هدایت تصمیم‌های خود و میزان به مرحلۀ عمل رسیدن تصمیم‌های گرفته شده خود استفاده می‌کنند. استفاده از ارزش افزوده اقتصادی نه‌تنها برای مدیران در سطح کل شرکت، بلکه برای مدیران هر بخش نیز مفید خواهد بود زیرا مدیران بخش‌ها با بهره گرفتن از ارزش افزوده اقتصادی، تصمیم‌های گرفته شده در بخش خود را با تصمیم‌های گرفته شده در سطح کل شرکت هماهنگ می‌کنند (هورن‌گرن، ۲۰۰۶: ۷۹۳).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *