پیاده سازی مدیریت دانش

نقش ها و مهارت‌های مورد نیاز در پیاده سازی مدیریت دانش

به منظور ایجاد مدیریت دانش، سازمان ها باید در پی ایجاد مجموعه‌ای از وظایف و مهارتها در زمینه دریافت، توزیع و استفاده از دانش باشند (داونپورت و پروساک، 1379). برایان بروجرون[1] در کتاب اصول مدیریت دانش خود از پنج گروه نقش اصلی در مدیریت دانش نام می‌برد که به آنها اشاره می‌کنیم:

  1. نقش مدير دانش ارشد: يک موقعيت مديريتی ارشد راهبردی كه بر ارتقاء، ارتباط و تسهيل اقدامات مديريت دانش در سازمان متمركز می شود.

2.نقش تحليل‌گر دانش: يک موقعيت تاكتيكی رده پایین‌تر تا متوسط كه شامل فراگيری و انتشار بهترين اقدامات در سازمان است.

  1. نقش مهندس دانش: يک موقعيت تاكتيكی رده پائين‌تر كه بر جمع‌آوری اطلاعات از متخصصين و ارائه آن به شكل سازماندهی شده متمركز است كه اين اطلاعات می‌تواند در سازمان به مشاركت گذاشته شده يا ذخيره شود.
  2. نقش مدير دانش: يک موقعيت تاكتيكی رده متوسط كه شامل هماهنگی كارهای مهندسين دانش و تحليل‌گران است به خصوص در سازمان‌های بزرگ.
  3. نقش ناظر دانش: يك موقعيت تاكتيكی رده پائين‌تر و اغلب موقت و غير رسمی كه در شركت‌های كوچک بکار گرفته می‌شود.

برخی از مسئوليت‌های مدیر دانش ارشد شامل موارد زير است (برایان بروجرون، 1386) :

تعريف سياست مديريت دانش: استقرارسياست مربوط به كاركنان با توجه به مستندسازی فرآيندهای كاری يكی از چندين وظيفه ايست كه ممكن است توسط مديريت ارشد شخصاً حمايت شود.

بشارت دادن مديريت دانش: انگيزش كاركنان برای پذيرش مديريت دانش با بيان اينكه چگونه برای شركت منافعی را به دنبال دارد و مديريت فرآيند كلی دارائی‌ها صورت مي‌گيرد.

هماهنگی آموزش‌ها: اقدامات مديريت دانش شامل آموزش‌، تعيين مسئوليت فردی و یک شخص مرجع در هر گروه كاری است.

حفاظت و ايمنی اطلاعات: همانند يک دروازه‌بان اطلاعات، مدیر دانش ارشد اغلب در موقعيتی است كه دسترسی به اطلاعات و غربال شدن اطلاعات را تعيين می‌كند تا به اندازه نياز به دانستن ، در دسترس باشند.

رابط مديريت كاركنان : ايفای نقش رابط بين مديريت و كاركنان است.

مدیر دانش ارشد فن‌آور :بايد با نرم افزارها و ابزارهای اطلاعاتی آشنا باشد تا مديريت دانش را اجرا و پياده‌‌سازی كند.

2-11- مزایای مدیریت دانش

اغلب دست‌اندرکاران مدیریت دانش، مجموعه مزایای آن را چهار قلمرو ذکر می‌کنند:

  1. صرفه جویی‌ها و کارایی‌ها: فرآیندها با کارآمدی بیشتر انجام می‌گیرند و نیاز به بازآفرینی راه‌های انجام کار را از بین می‌برند.
  2. فرصتهای جدید: بازارها و فرصتهای جدید مشخص می شوند.
  3. تغییر و نوآوری: سازمان می‌تواند تغییرات را شناسایی کند و نسبت به آنها واکنش درست نشان داده و خود را به موقع تغییر دهد.
  4. به کارگیری بهتر نیروی انسانی: سازمان، بهره‌برداری کاراتری از منابع انسانی خود به عمل می‌آورد (انصاری و دیگران،1389: 48).

دنهام گری[2] هشت مزایای خاص مدیریت دانش را شناسایی کرده است (رادینگ، 1386: 86):

  1. جلوگیری از افت دانش: سازمان را قادر می‌سازد تا تخصص فنی حیاتی خود را حفظ کرده، از افت دانش حیاتی که از بازنشستگی، کوچک‌سازی یا اخراج کارکنان و تغییرات ساخت حافظه انسانی ناشی می‌شود، جلوگیری می‌کند.
  2. بهبود تصمیم‌گیری: نوع و کیفیت دانش مورد نیاز برای تصمیم‌گیریهای اثربخش شناسایی می‌کندو دسترسی به آن دانش را تسهیل می‌بخشد. در نتیجه، تصمیمات سریعتر و بهتری می‌تواند در سطوح پایین‌تر سازمانی صورت گیرد.
  3. انعطاف‌پذیری و انطباق‌پذیری: به کارکنان اجازه می‌دهد درک بهتری از کار خود به عمل آوره، راه حل‌های نو مطرح کنند، با سرپرستی مستقیم کمتر کار کنند و کمتر نیاز به مداخلات داشته باشند. در نتیجه کارکنان می‌توانند در موقعیتهای چند وظیفه‌ای فعال باشند وسازمان می‌تواند روحیه کارکنان را بالا ببرد.
  4. مزیت رقابتی: سازمان ها را قادر می‌سازد تا کاملاً مشتریان، دیدگاهها و بازار و رقابت را درک کرده تا بتوانند شکاف‌ها و فرصت‌های رقابتی را شناسایی کنند.
  5. توسعه دارایی: توانایی سازمان را در سرمایه‌گذاری در حفاظت قانونی برای مالکیت معنوی بهبود می‌بخشد. درغیر این صورت، ثبت اختراعات، علائم تجاری، اجازه نامه‌ها، حق انحصاری اثر و اسرار تجاری ممکن است در زمان درست به کار گرفته نشود و منجر به حفاظت قانونی کمتر و کاهش ارزش بازار برای مالکیت معنوی شود.
  6. افزایش محصول: به سازمان اجازه می‌دهد که دانش را در خدمات و فرآورده‌ها به کار گیرد. درنتیجه، ارزش درک شده محصول و خدمات با نسبت مستقیم میزان و کیفیت دانش در محصول افزایش پیدا می‌کند.

[1]. Bryan Bergeron

[2]. Denham Grey