چرا مدیریت دانش؟:”پایان نامه رابطه مدیریت دانش با اثربخشی سازمانی”

چرا مدیریت دانش؟

به دلایل زیر موضوع مدیریت دانش برای شرکتها و سازمانهاضروری ومهم به نظر می اید.

  • اهداف دانش ندرتا تدوین می‌شود:

در بیشتر شرکتها، هنوز به هنگام تدوین اهداف، چه در سطح تجویزی و راهبردی وچه در سطح عملیاتی، جنبه دانش سازمان نادیده گرفته می‌شود.بیانیه‌های چشم‌انداز و رسالت که بایستی در بردارنده‌‌‌‌ی مبانی اهداف تجویزی باشند،اکثرا با اطلاعاتی راجع به عملکرد بازار، عوامل سازمانی ومالی، اهداف مدیریت و استخدام، و جهت‌دهی راهبردی فعالیتهای تجاری پر می‌شوند.

  • فقدان اهداف راهبردی دانش:

اهداف سطوح استراتژی شرکت و استراتژی تجاری، معمولا با بازار و رقابت در ارتباط‌اند،آنها اغلب مشخص می‌کنند که به کدام بازارها باید اولویت داد، و در آن بازارها چه موقعیت‌های مطلوبی وجود دارد. آن‌ها همچنین ممکن است خدمات تولیداتی را که برای جلب مشتری مورد نیازند، فهرست می‌کنند. اما مشخص نمی‌کنند که چه حوزه هایی از دانش بایستی توسعه یابند. اهداف عملیاتی معمولا از اهداف تجویزی وراهبردی مشتق می‌شوند، بنابراین محتوی دانش آنها در کل، عالی نیست.(حسینی خواه، 1386)

 

 

15-1-2  عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش:

در ارتباط با شناسایی عوامل کلیدی موفقیت تحقیقات بسیاری انجام شده است. معمولا اولین گام جهت اجرای یک سیستم، شناخت عوامل کلیدی موفقیت آن سیستم می باشد. در طراحی و اجرای مدیریت دانش در سازمانها نیز عواملی وجود دارند کهنقش مهم و حیاتی‌تری ر‌ا نسبت به سایر عوامل ایفا می‌کنند. عوامل کلیدی موفقیت به سازمانها کمک می‌کند تا با تمرکز قوا حول محورهای اصلی، روند اجرای سیستم مورد نظر تسهیل وتسریع گردیدهو از اتلاف منابع جلوگیری شود.روکات(1979)، عوامل کلیدی موفقیت را شامل تعداد محدودی از حوزه‌ها می‌داند که نتایج رضایت بخش آنها، عملکرد رقابتی موفقیت امیز را برای فرد، واحد، گروه یا سازمان تضمین کرده و به عبارتی ایجاد ارزش نماید. از این رو شناخت عوامل کلیدی موفقیت برای مدیریت دانش نیز یکی از اولین گامهای تحقیق در حوزه خواهد بود.ماتی(2004)، اظهار داشته است که عوانل کلیدی موفقیت اجرای مدیریت دانش در سازمانها عبارتند از فرهنگ، سازمان،راهبرد، سامانه‌های مدیریت دانش و زیر ساخت IT، فرایندها و اقدانات موثر وسیستماتیک.

اسمیت(2004)،در مقاله‌ای تحت عنوان راهبردهای مدیریت دانش 3مطالعه موردی رااز نقطه نظر راهبرد مورد تجزیه وتحلیل قرار داده و می گوید:… این سه مطالعه موردی نشان می دهد که توجیه راهبردهای مدیریت دانش و یافته‌های خاص برای این بنگاه‌ها می‌تواندبه سایر شرکتها نیز گسترش یابد.داده‌ها در این شرکت‌ها این حقیقت را بیان می‌کند که سازمان‌های موفق دانش خود را از طریق فرایندهای کدگذاری(سازماندهی)اداره می‌کنند.

جعفری وهمکاران(2007)، نیز به توسعه یک مدل مفهومی برای مدیریت دانش باتکیه برعوامل کلیدی موفقیت پرداخته‌اند.این مدل بر پایه فرهنگ سازمانی، مدیریت، نیروی انسانی، آموزش، ابعاد سازمانی، پایلوت،فناوری اطلاعات، اندازه گیری عملیات،الگوبرداری وابعاد مدیریت دانش شکل گرفته است.